قسمت چهارم :

از نگاه دیگر میتوان مصائبی  را که به ما متوجه میشوند به سه گروه تقسیم بندی کرد :

1- مصائبی که ریشه اجتماعی دارند : همه ی مصیبتهایی که به ما روی می آورند همیشه نتیجه اعمال شخصی ما نیستند و جنبه فردی ندارند بلکه برخی از مصائب ما جنبه اجتماعی دارند. یعنی از عملکرد اجتماع سرچشمه میگیرند. مثلا وقتی که در جامعه رفتارهای ناپسندی رواج دارد بناچار ما هم که در آن جامعه زندگی میکنیم تحت تاثیر عوارض ناشی از آن رفتارها قرار میگیریم. بعنوان مثال به یاد دارم که در زمان محمدرضا شاه ملعون روزی پدرم وقتی از سر کار به خانه آمد بلافاصله کتش را در آورد و داد که بشویند. میگفت در تاکسی که می آمدیم مسافری که کنار من نشسته بود مست کرده بود و حالش به هم خورد و لباس مرا هم کثیف کرد. بعد گفت : خدایا به چه مصیبتی گرفتار شده ایم؟ این مصیبتی که به او روی آورده بود مصیبتی بود که از طرف جامعه به او رسیده بود و او هیچ تقصیری در برابر این مصیبت نداشت .

2- مصائبی که ریشه فردی دارند : برخی از مصائب ریشه فردی دارند یعنی دقیقا مکافات عمل خود شخص است که در قالب مصیبت ظاهر میشود. مثلا شخصی که با سرعت غیر مجاز رانندگی میکند درصورتی که واژگون شود و به مصیبتی گرفتار آید در اینصورت مکافات عمل خود را دیده است و نباید از دیگران گله مند باشد.

3- مصائبی که ریشه ی طبیعی دارند: برخی از مصائب نیز عامل طبیعی دارند. مثل کسانیکه در اثر زلزله یا سیل یا طوفان ، خانه و زندگی و عزیزان خود را از دست میدهند. این مصیبت ، حادثه ایست که به عوامل طبیعی متصل است.

ادامه دارد...