برای جواب به سوالی که در پست قبلی مطرح شد اول باید مصیبت را معنی کنیم. 

در باره معنی مصیبت در فرهنگ دهخدا چنین آمده است : حادثه . سختی و بدبختی و نکبت . محنت و رنج . بلیه و هر امر مکروه . مکروهی که به آدمی رسد.

به زبان ساده میتوان چنین گفت که هر حادثه بد و رنج آوری که برای انسان اتفاق می افتد مصیبت است. و معلوم است که مصیبت هم ، ریز و درشت و بزرگ و کوچک  و انواع و اقسام مختلف دارد.

1- مصیبت براساس اندازه(بزرگ و کوچک) : مصیبت میتواند بزرگ یا کوچک و سنگین یا سبک باشد. بعنوان مثال مرگ عزیزان مصیبت بزرگی است ولی ممکن است کسی که پشت ترافیک سنگین گیر کرده است هم بگوید : عجب مصیبتی گیر افتادیم. یا وقتی توی خیابان و گذر وقتی کودکمان به حرفمان گوش نکند و دائم بهانه گیری کند باز میگوییم : خدایا چه مصیبتیه این بچه؟  واضح است که اندازه و تاثیر این مصیبت با دیگری قابل مقایسه نیست.

2- مصیبت بر اساس موقعیت : ممکن است نفس یک پیشامدی مصیبت نباشد بلکه موقعیتی که آن حادثه اتفاق افتاده است آن را به یک مصیبت تبدیل کند. مثلا برای کسی که در حال بنایی است گل مالی شدن سراسر لباسش امری عادی است ولی برای آقای بنایی که برای خواستگاری میرود و در راه چند لکه گل آلود به لباسش میپاشد این حادثه تبدیل به مصیبت میشود.  یعنی آنهمه گل که سرتاپای لباس یک فرد را فرا گرفته مصیبت نیست ولی چند لکه گل و لای برای همان شخص در موقعیت دیگر تبدیل به یک مصیبت میشود. پس در اینجا موقعیت است که مصیبت می آفریند نه نفس عمل.

3- مصیبت براساس شخصیت : به دلیل تفاوت تواناییها و شخصیتهای افراد ، یک حادثه بد ممکن است برای یک نفر مصیبت تلقی شده ولی برای فرد دیگر به یک امر عادی تعبیر شود. مثلا آمدن مهمان سرزده برای یک نفر یک مصیبت واقعی و بزرگ است ولی برای فرد دیگر یک اتفاق غیر منتظره و یک غافلگیری با مزه و خوش آیند است. پس اینجا شخصیت خود ماست که برای ما مصیبت تولید میکند نه اتفاقات بیرونی. 

4- مصیبت بر اساس فرهنگ اجتماعی : تفاوت فرهنگها نیز مصداق مصیبت را در جوامع مختلف تحت الشعاع قرار میدهد. یعنی یک اتفاق ممکن است در یک جامعه به مصیبت تعبیر شود ولی همان اتفاق در جامعه دیگر امری عادی باشد. مثلا زن دوم گرفتن در ایران اکثرا از جانب زن اول تعبیر به مصیبت میشود ولی همین امر در عربستان امری عادی است و بیشتر اوقات زنان اول ، خودشان برای شوهرشان به خواستگاری میروند و مراسم ازدواح میگیرند. پس در این حالت فرهنگ ماست که مصیبت را تعریف میکند نه نفس عمل.