برخی از مردم ایمان دارند ولی نسبت به ایمانی که دارند آگاهی لازم را ندارند. مثلا به خدا ایمان دارند ولی نسبت به دستورات و قوانین خدا بی اطلاع هستند. همه ما تا حدودی از این نوع آدمها هستیم. فقط حدودمان با یکدیگر کمی فرق میکند.


خانمهایی که شل حجاب هستند ولی بقول معروف دلشان هم پاک است از این نوع آدمها هستند. آنها ایمان به خدا دارند ولی از اهمیت حجاب اطلاع ندارند و یا اطلاع دارند ولی دوست دارند اینطور فکر کنند که همین که اعتقاد دارند کافیست و دلیلی ندارد که ظاهرشان هم از عقایدشان اثر و نشانه ای داشته باشد . این نوع افراد نمیدانند که خدا هم به ظاهر و هم به باطن حکم میکند.

مثلا ممکن است خانمی با آرایش صورت و مانتویی تنگ در خیابان و معابر عمومی ظاهر  شود ولی در عین حال در خانه نماز هم بخواند. یا ممکن است همین خانم برای زیارت تا نزدیکی در امامزاده با همان وضع نامناسب برود ولی چند قدم مانده به در ، چادر را از کیفش بیرون بیاورد و با حجاب کامل در امامزاده حاضر شود.

ممکن است دختر خانمی دست در دست پسر نامحرم (از بکار بردن لفظ  د.و.س.ت   پ.س.ر  کامم تلخ و دلم آشوب میشود و احساس گناه میکنم) به نیت شرکت در مراسم شب قدر به امامزاده برود و آنجا برای تسریع در ازدواجشان دعا کند و "بک یا الله " بگوید.

یعنی این عده از خانمها ابتدا دستور خدا را از روی عدم اطلاع نقض میکنند و سپس از خدا تقاضای یاری و استجابت دارند. البته بسیاری از این خانمها تصور میکنند که حجاب دستور خدا نیست بلکه فقط امر و نهی خودسرانه ای از سوی آخوندهاست و اطلاعی در مورد تاکید خداوند برای حفظ حجاب ندارند.

این نشان میدهد که بسیاری از خانمهای شل حجاب ایمان دارند ولی آگاهی ندارند. (البته ممکن است خانمهای شل حجابی هم باشند که اصلا ایمان ندارند. حساب آنها جداست)

اما خانمهای شل حجابی که بقول بعضی ها دلشان هم پاک است بدانند که آنها با این کارشان خودشان را شبیه خانمهای بی ایمان میکنند و کسانیکه که از بیرون به آنها نگاه میکنند نمیدانند که آیا این خانمها دلشان پاک است یا هیچ اعتقادی به خدا ندارند.