توصیف هنرمندانه ی "رفتن شب" و "آمدن صبح" در آثار شعرا زیاد است . هرکس به نوعی این پدیده ی دل انگیز طبیعی  را وصف  کرده است که البته  کمابیش مطلع هستید. نظامی نیز با هنر مندی تمام ، تعبیری آورده است که لذت بخش است . او برای توصیف این تحول طبیعت چنین میگوید که : در نتیجه ی آمدن صبح ، شب تاریک ، احساس نا امیدی میکند و بقول خودمان آیه ی یاس میخواند و میرود که تعبیر جالبی است و در ادامه ی این توصیف زیبا بیت بعدی را با قدرت میسراید و میگوید : بهای برآمدن و دیده شدن یک گل زرد آن است که بواسطه ی رفتن شب ، هزاران ستاره (نرگس) از آسمان فرو بریزد.

سپیده دم چو سر برزد سپیدی  

سیاهی خواند حرف نا امیدی

هزاران نرگس از چرخ جهانگرد

فروشد تا برآمد یک گل زرد