مردی که فریبکار شد!

" میشود روی حداقل ها توافق کرد. " این جمله عبارت خوبی به نظر میرسد و برخی جاها واقعا عاقلانه ترین روش به حساب می آید. وقتی در جریان یک مسافرت کوتاه با فردی همسفر میشویم در معاشرت با هم تکیه بر حداقل ها یک رفتار لازم و ضروری می نماید. میتوانیم خیلی چیزها را نادیده بگیریم تا اینکه این مدت کوتاه با احترام متقابل سپری شود . اگر محدودیتی در فضای محیط باشد در نشستن میتوانیم به کمترین مساحت اکتفا کنیم. اگر در صحبتها و اظهار نظرها تزاهمی روی داد میتوانیم به حداقل صحبت قناعت کنیم و حتی میتوانیم در طول سفر کوتاهمان ساکت بمانیم. اگر در بیان عقایدمان برای دیگران کم احترامی حادث شود میتوانیم از نکات مشترک صحبت به میان آوریم و به حداقل قناعت کنیم و مسیر کوتاه را با خاطره ای خوش به پایان ببریم. همین که احساس میکنیم که طرف همصحبت ما از موضوع خاصی خوشش نمیاید میتوانیم در باره آن صحبت نکنیم و اعتقادات خودمان را برای خودمان نگه داریم. دراین گونه موارد هرکس که بتواند به حداقل ها تکیه کند و به علایق خود که باعث سلب آسایش همسفر میشود تظاهر نکند عاقلتر و فهیم تر جلوه مینماید

اما اگر در مراسم خواستگاری کسی بخواهد اینگونه رفتار کند آیا بازهم میتواند مقبول باشد؟ آیا کتمان کردن علایق و اعتقادات و تکیه بر حداقلها بازهم نشان از عقلانیت دارد؟ البته که اینطور نیست . اتفاقا در این مورد رفتار فوق حاکی از شخصیت نا مناسب فرد دارد .زیرا ازدواج سفر کوتاهی نیست که به امید تمام شدن سریع مدت کوتاه آن و برای اجتناب از مزاحمت بخواهیم امور اساسی را از هم دیگر پنهان کنیم. اینجا برعکس باید از مسائل اساسی صحبت کنیم تا با افزایش شناخت متقابل امکان برپایی یک زندگی توام با آرامش را افزایش دهیم .

تنها کسانی از بیان مسائل اساسی سر باز میزنند که یا توانایی درک مسائل اساسی را ندارند که بخواهند مطرح کنند  و یا قصد فریب و سوء استفاده دارند. در این گونه موارد پرسه زدن در حوالی موضوعات بی ارزش به بهانه تکیه نقاط مشترک و سعی در توافق بر حداقل ها نشان از سوء نیت دارد . زیرا کسی که میخواهد زندگی با ثبات داشته باشد میداند که باید بر روی اصول اساسی مورد قبول طرفین بحث و توافق شود و اگر این توافق و تفاهم حاصل نشود به هیچ وجه حاضر به شروع زندگی مشترک نیست.

اما افراد بوالهوس دوست دارند اولین نقطه مشترک را بهانه ای برای شروع ارتباط و هوسرانی قرار دهند و هیچگاه مایل به طرح مسائل جدی زندگی نیستند زیرا به بهره برداریهای زودگذر میاندیشند.

به این جملات دقت کنید:

همه باید دور هم و کنار و همدل یکدیگر باشیم؛ باید روی حداقل‌ها توافق کرد. شعارهایی را برگزینیم که قدرت وصل‌کردن و همراه ساختن حداکثری داشته باشد. همان‌طور که رنگ سبز، شاخصی حداقلی برای پیوند یافتن شهروندان معترض به وضع موجود شده است، باید بر محورهایی حداقلی برای پیشبرد و گسترش جنبش سبز اجماع کرد.

باید به این آقا عرض کرد که در مسائل مربوط به حیطه های مهم زندگی:

- تکیه بر حداقلها یعنی پنهان کردن عقاید از یکدیگر ، یعنی نفاق!

- تکیه بر حداقلها یعنی نگفتن نیات درونی به جوانانی که با شما همراه میشوند. این یعنی فریب!

- تکیه بر حداقلها یعنی مشخص نکردن کامل حریم خانه و باز گذاشتن حصار منزل به روی بد اندیشان .

- تکیه بر حداقلها یعنی ساختن خانه روی شن روان

- تکیه بر حداقلها یعنی به یک سنگر نشاندن دو نفر که یکی برای دفاع از اسلام وانقلاب و دیگری برای جنگ با اسلام و انقلاب نیت کرده اند. این یعنی فتنه !

- مردان صالح عقاید خود را محکم و روشن بیان میکنند و مردم را به سوی آن عقیده میخوانند و ریاکاران وفرصت طلبان عقاید خود را پنهان میکنند و با طرح مطالب نامتعین و ناواضح مردم را به سوی خود میخوانند.

- امام خمینی میگفت : اگر اسلام را نمیخواهید گم شوید. شما میگویید هرکس پارچه سبز دردست دارد فاسد هم باشد قاتل فرزندان این کشور هم باشد به سوی من بیاید. 

آیا شما میخواهید فاسق و صالح را در زیر یک پرچم گرد آورید؟ آیا میخواهید هابیل و قابیل را در یک خانه درآورده و به آشتی برسانید ؟ کاری که حضرت آدم ابوالبشر نتوانست!

فکر نمیکنم کسی برای منافق شدن نقشه قبلی بکشد .گاهی انسان ناخواسته هم منافق میشود!  هر مسیری پله به پله و گام به گام طی میشود . باید مراقب بود !