مطلبی با عنوان "یک سوال از نامزدهای ریاست جمهوری " در انتقاد از موسوی نوشتم . یکی از خوانندگان بسیار عصبانی شده ودر قسمت نظرات چنین نوشت  :

 

مزدور جیره خوار.آنکس که چیزی برای پنهان کردن دارد تو و دارو دسته تان هستید.احمق جان این ...  و ... هستند که فراوان موضوع برای پنهان کردن دارند.از دارایی هایشان گرفته تا جنایت هایشان.برو بمیر و در گاله ات را گل بگیر خرفت عوضی.

 

این نظر نشان میدهد که او از طرفداران مخلص موسوی است که اینگونه از یک انتقاد مودبانه برآشفته و زبان به دشنام باز کرده است. هرکس این را بخواند چنین برداشتی میکند

 

من جوابیه ای محترمانه برایش نوشتم و او هم نظر بعدی را داد و این کار چند بار تکرار شد که بالاخره اینطور نوشت :

اگر تو فکر کردی که ما به موسوی و امثالهم دلخوشیم مفت باختی!موسوی هم یکی مثل شماست که هنوز در توهم اسلام و انقلاب دست و پا میزند

 

ودر ادامه نظراتی داد که همه فحش به مقدسات و پیامبران و معصومین و حتی دانشمندان اسلامی بود ومن از تکرار آنها شرم دارم و لی در بخش نظرات موجود است  واینچنین چهره وحشتناک تفکرات خودش را آشکار کرد.

اینجا بود که نقاب برافتاد و چهره ای وحشتناک از پشت نقاب مرد سبز بیرون آمد اگر چه من قبلا هم از پشت نقاب هم چهره شان را دیده بودم و در مطلب " رقص بالماسکه " به آن اشاره کرده بودم اما این هم مصداقی برای آن شد و موضوع به عینیت آشکار شد.

آیا موج سبز همین بود که موسوی با افتخار ازآن سخن میگفت ؟ نفاق؟ فریب؟ بی دینی ؟ فساد؟

 

1-      اگر موسوی میدانست که صاحبان این تفکرات پلید در پشت سر او در کمین ملت و مقدسات نشسته است و با این وجود از ورود همه به جریان موج سبز حمایت میکرد در این صورت او یک خائن به ملت و اسلام است. و او خائن به جوانان پاکیست که به امید اسلامخواهی و اصلاح گرایی او به سمتش آمده بودند. او بخشی از جوانان پاک این سرزمین را با منافقان و بی دینان و مفسدان در یک گروه جای داد  و آنان را به بازی گرفت و با تیر خودشان خودشان را نشانه رفت. او جوانان ما را در پیش پای نقابداران پلید بی هویت قربانی کرد.

2-      اگر موسوی نمیدانست که این افراد چه نیات پلیدی دارند . دراین صورت او احمقی بیش نیست که با این همه قرائن و شواهد بوی فتنه و فریب را تشخیص نداد وبدین سان عاملی شد تا بذر نفاق به میان جامعه افتد و بیگانگان در این کشور طمع کنند.

 

خدا را شکر میکنم که از ابتدای راه که از دور کور سوی فساد و تباهی را دیدم راهم را از این مرد ساده لوح یا خائن جدا کردم .

 

والسلام