افلاطون ، ارسطو ، کانت ، دکارت ، تامس مور ، هگل ، مارکس ، انگلس ، مارکسیسم ، سوسیالیسم ، کاپیتالیسم ، اگزیستانسیالیسم ، فمینیسم ، ناسیونالیسم ، پلورالیسم ، اتوپیا ، دکترین  و . . . 

اوج این نوع نگرش های استقلال طلبانه درموردحقایق زندگی بشری نهایتا  به تفکرات بی معنی پلورالیستی ختم میشود که امروزه شخصیت انسانی را مسخ نموده و در عین سرگردانی و تحیر ، از او سلب هویت کرده است .

نظریه سازان و مکتب پردازان که طبیعتا غیر کامل هستند ، د ر طول تاریخ هرگز نتوانسته اند در زمان حیات خود ثمره ی ایده پردازیهای خود را با چشم خود دیده و در باره درستی آن به قضاوت بنشینند.

انسان مسلمان الگویی متعالی دارد که هیچ نیازی به باز تولید اندیشه های سرگردان کسانی که در عین بی اطلاعی از این گنجینه خود را به چپ و راست زده اند ندارد. کسانیکه در ساحل این دریای بخشنده و روشنگر سکنی گزیده اند نیازی به جستجوی برکه هایی که درگفته های کویرنشینان رویایی بوده است ندارند.

از چشمه سارهای اطراف خویش بهره نبردن و با کویرنشینانی که با تصور برکه های حقیر برای خود شهر خیالی میسازند همذات پنداری کردن مایه تاثر است.

خلاصه برخی از این تحصیلکرده های ما به دنبال کسانی میروند و حرفهای کسانی را باز تولید میکنند که اگر خود آنها یک جمله ی امام صادق را صادقانه میشندیدند همه مشکلات فکری خود را حل شده می یافتند. حال چه تاثر عمیقی دارد که ببینیم برخی از درون جامعه ما بدنبال تفکرات سرگردان آنها به این سو و آن سو سر میگردانند و در عین حال خود را رهیافته میپندارند.

بقول حافظ :

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

طلب از گمشدگان لب دریا میکرد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فلسفه


تاريخ : ۱۳٩٢/۱٢/٩ | ٧:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.