آنهایی که اخبار فن آوری های نوین را دنبال میکنند  و از تکنولوژی های روز دنیا خبر دارند شاید چیزی در مورد تکنولوژی ساخت تصاویر بودار شنیده باشند. در سال 1392 شمسی ،  محققان ژاپنی یک نمایشگر قابل بوییدن ابداع کرده اند که کاربر نه تنها امکان تماشای آن را دارد بلکه می تواند قهوه یا غذای نمایش داده شده بر روی آن را ببوید.

با این وجود هنوز از ابداع تکنولوژی عکس بودار خبری منتشر نشده است. شاید عکس زیر اولین عکسی باشد که بو میدهد. 

 

چرا مشاور رئیس جمهور جمهور اسلامی ایران، ذوب در غرب است؟ + عکس

"محمود سریع‌القلم" مشاور امور بین‌الملل رئیس جمهور روحانی.

(به نقل از مشرق : "محمود سریع‌القلم" که بر اساس شنیده‌ها سه روز پیش از شروع اجلاس داووس، به سوییس سفر کرده بود، با پوششی غربی در این اجلاس شرکت کرده است که تأمل برانگیز است.)

بوی تعفن غرب زدگی که از این عکس منتشر میشود مشام هر ایرانی آزاده ای را آزار میدهد. با عرض پوزش ، بوی تعفن ! تنها بویی است که میتوان از غرب زدگی استشمام کرد. 

میدانم که همه یا لااقل بالای 90% از خوانندگان محترم ، تایید کنند که از "غرب زدگی" بوی تعفن آزاردهنده ای ساتع میشود. اما ممکن است برخی به مصداق غرب زده بودن موضوع این عکس شک کنند. ممکن است کسانی بگویند که چرا کراوات باید نشانه غرب زدگی باشد؟

شاید برخی بگویند با اینکه مثلا دکتر شریعتی غرب زده نبود اما کراوات میزد. یا ممکن است گفته شود که آیا دکتر حسابی هم غرب زده بود؟  آیا دکتر سمیعی که بعنوان یکی از چهره های ماندگار کشور در سال 1385 انتخاب شده اند نیز غرب زده هستند که کراوات میزنند؟ 

 

در این خصوص چهار نکته قابل ذکر است و از چهار جنبه باید به این مطلب نگاه کرد:

نکته اول - کراوات با کت شلوار فرق میکند. برخی ممکن است کت و شلوار را هم به غلط لباس غربی بدانند و عنوان کنند که چون کت شلوار نشانه غرب زدگی نیست پس کراوات هم نباید چنین باشد. اما حقیقت این است که این برداشت در جامعه ما  وجود دارد و درست یا غلط ، این نوار رنگی عمودی که از گردن آویزان میشود و بر جلوی سینه و شکم خودنمایی میکند بعنوان نشانه ای از فرهنگ غربی پذیرفته شده است و دیدن یک فرد کراواتی به ما القا میکند که این فرد خواسته است که خود را شبیه به غربی ها بکند. در حالیکه دیدن یک فرد کت شلوار پوش چنین حسی را القا نمیکند. این را هیچ کس نمیتواند انکار کند. حال علت این برداشت عمومی آیا از اجبار رضاخانی سرچشمه گرفته و یا ریشه ی دیگری دارد بحث جداگانه ای است. اما در حال حاضر عموم مردم این حس و این فهم را پیدا کرده اند و این ، جزوی از باور مردم شده است و هیچ تردیدی در این نیست.

 

نکته دوم - انگیزه و شخصیت : در مورد دکتر شریعتی شاید بتوان گفت که انگیزه ی ایشان در انتخاب نوع لباس با  پدر بزرگوارشان یکی باشد. وقتی از مرحوم محمدتقی شریعتی سوال میشود که چرا با اینکه تحصیلات حوزوی دارد و در اصل روحانی است ولی لباس روحانیون را نمی پوشد جواب میدهد : " با این لباس راحت ترم و جوانان حرف ما را در لباس معمول بیش تر می پذیرند تا در لباس مخصوص . . . " و هر کسی که محیط پیرامون دکتر شریعتی و فضای ذهنی آن زمان را بداند یقینا احتمال شباهت انگیزشی ایشان با پدرش را مردود نخواهد دانست.

 

در مورد سایر اساتید نیز منطق مجزا و البته موجهی موجود است. مثلا دکتر سمیعی از 19 سالگی برای تحصیل به اروپا مهاجرت کرده و همانجا زندگی کرده و مشغول بکار شده و در عین شگفتی توانسته است یک بیمارستان تخصصی عظیم و  درجه یک و معتبر از لحاظ علمی را در قلب اروپا تاسیس کرده و بیش از 13 کتاب علمی و 200 مقاله تخصصی در باره مغز منتشر کند که مرجع دانشمندان است. او بدین طریق توانشته است اعتبار خاصی به کشورش بدهد. چنین شخصی اگر لباس خاصی بپوشد هیچ کس به او به صرف کراوات زدن ، نسبت ظاهر بینی و سطحی نگری و عوام زدگی غربی و غرب زدگی نمیدهد. اگر چه ممکن است در برخی نگرشهای شخصی چنین افرادی نشانه هایی از تایید ظواهر غربی هم باشد این مربوط به تفکر خودشان است. اما هیچ کس هرگز از ظاهر چنین شخصیتی به غرب زده بودنش حکم نمیکند.  حال در نقطه ی مقابل این شخصیتهای محترم افراد بی مایه ای را هم در نظر بگیرید که فقط با پوشیدن تقلیدی لباس غربیها و زدن کراوات و کج نهادن کلاه لبه دار احساس مدنیت کنند و  ادعای برتری نمایند و به هموطنانشان با دیده تحقیر بنگرند.  این روحیه مذموم است . کراواتی که از این روحیه نشات گرفته باشد بوی تعفن میدهد. این آفت است و باید آفت زدایی شود.

نکته سوم - جایگاه سیاسی : مقامات دولتی ، نماینده ی یک ملت هستند و مجاز نیستند که در مکانهای عمومی به رفتار و کردار سلیقه ای خود عمل نمایند. بلکه باید جایگاه فرهنگ و ملت خود را حفظ نمایند. آنها باید از تشبیه تحقیر آمیزخود به سایر ملتها خود داری نمایند. وقتی کراوات بعنوان نماد پذیرش تسلط فرهنگ غربی در کشور ما مطرح است بنابر این دیپلماتهای ما باید آنقدر فهم داشته باشند که در همه محافل و حتی در محافل غیر سیاسی نیز رعایت فرهنگ مردم خویش را مد نظر قرار دهند.

نکته چهارم - اشتباه رئیس جمهور : این نکته که افراد در گرایشات خود آزاد هستند امر مسلمی است اما قرار دادن افرادی که به اصول فرهنگ مردم خویش پایبند نیستند در پستهای دولتی حساس آنهم انتصابی که مستقیما از سوی رئیس جمهور صورت گرفته است چه مفهومی میتواند داشته باشد؟ کسی که حاضر است بصورت تحقیر آمیزی خلاف عرف دیپلماتیک کشور خود و موافق عرف دیپلماتیک کشورهای متخاصم لباس بپوشدو در مراسم آنها حاضر شود چرا باید توسط رئیس جمهور به یک مقام حساس منصوب شود؟ آنهم درست در زمانی که ملت ما با همین کشورهای متخاصم در یک چالش حیثیتی دست و پنجه نرم میکند.  این دهن کجی به آرمانهای مردم ایران  چگونه توسط رئیس جمهور پاسخ داده خواهد شد ؟ 

ما از رئیس جمهور انتظار بیشتری داریم. آیا رئیس جمهور محترم خواهد توانست با تدبیر لازم و به موقع ، تعفن ناشی از رفتار حقیرانه ی موضوع این عکس را برطرف نماید ؟ کسی که بسادگی فرهنگ خود را زیر پای فرهنگ دشمن قربانی میکند آیا خواهد توانست در پست حساس مشاور بین الملل رئیس جمهور از عظمت ملت ایران حراست نماید؟  آیا میتوان به او اعتماد کرد؟