چه کسی عکس امام را پاره کرد؟

 

سلایق فکری به قدری زیاد است که در گروه بندیهای محدود نمیتوان آنها را کاملا محصور کرد اما اگر کلیات را در نظر بگیریم واضح است که در میان معترضین سه گروه عمده وجود دارد:

1-     گروه اول : دوستداران جمهوری اسلامی  - من به اینها میگویم دوست منتقد

2-     گروه دوم : مخالفان جمهوری اسلامی     - من به اینها میگویم مخالف منتقد

3-     گروه سوم: دشمنان اسلام                   - من به اینها میگویم دشمن

 

 

1-  گروه اول کسانی هستند که فقط به روش مدیریت دولت فعلی اعتراض دارند و سیاست ها و رفتارهای آنرا برخلاف مصالح جمهوری اسلامی میدانند . آنها معتقدند اگر بجای این دولت ، دولت دیگری باشد بهتر میتواند نظام اسلامی را به هدف والای خود نزدیک سازد. اینان به اسلام اعتقاد دارند و امام و انقلاب را دوست دارند و جزو دلسوزان مردم هستند. اینان در حال اعتراض به برادران خود هستند . برادرانی که آنها نیز به جمهوری اسلامی اعتقاد راسخ دارند. اینان شعارشان این است : به رای مردم احترام قائل شوید . به اعتراضشان گوش کنید و در باره صحت و سقم تردیدهای انتخاباتی توضیح روشن و قانع کننده بدهید.

2-  گروه دوم کسانی هستند که به جمهوری اسلامی اعتقاد ندارند . اینان افراد مسلمانی هستند که به دینشان ایمان دارند اما جمهوری اسلامی را در هر حالت قبول ندارند خواه مدیران فعلی در دولت باشند خواه معترضان گروه اول . ایشان میگویند دین را از سیاست جدا کنید . کار قیصر را به قیصر و کار خدا را به خدا واگذار کن.  اینها هم مخالف گروه اول و هم مخالف مدیریت فعلی هستند. اما فعلا با گروه اول در یک گروه قرار گرفته اند . میتوان از این گروه نوعی زیرکی و رندی را احساس کرد شعار این گروه اینست : استقلال آزادی جمهوری ایرانی

3-  گروه سوم کسانی هستند که اسلام را نمیخواهند اینان مخالف مدیریت فعلی دولت و مخالف سر سخت هردو گروه اول و دوم هستند . در رفتار اینان فرصت طلبی و کینه توزی شدید مشاهده میشود . بسیار دوست دارند تا آب را گل آلود کنند و با خیال راحت به ماهیگیری بپردازند . اینها میتوانند براحتی همصداهای خود را قربانی کنند تا با نسبت دادن قتل به رقیبان ، رقیب را بدنام نمایند و هیچ احساس گناه نکنند زیرا اینان به خدا ایمان ندارند و از عاقبت کار نمیترسند .اینان افراد بی ایمانی هستند که دلهایشان فقط به دنبال لذتهای فردی است . شعار اینها اینست : حسین حسین شعارشون شهادت افتخارشون . اینها هر روز که با مظاهر دینی در جامعه مواجه میشوند عصبانی شده و احساس محدودیت میکنند. نفرت متراکمی که در وجودشان است  اینها را مستعد هر نوع جنایتی میکند . آتش زدن مسجد ، توهین به مقدسات دینی و پاره کردن عکس امام بدیهی ترین واکنش درونی اینها به وضع موجود است.

 

من کسی بنام محمد نوریزاد میشناسم که در دسته اول است و از رفتارهای گروه سوم حمایت میکند و مسئولیت اعمال آنها را هرچه که باشد به گردن میگیرد . حتی از بد ترین رفتار های آنها هم مثل پاره کردن عکس امام جانبداری میکند

 

من در ذهن خودم بیشتر از چند گزینه در باره محمد نوریزاد نمیتوانم داشته باشم :

-    او تفاوتی بین معترضین قائل نیست و فکر میکند که همه معترضین به یک هدف میاندیشندو باایمان و یکدل و برادرند و به اعتلای اسلام فکر میکنند. وبدین جهت  خود را در پذیرفتن مخاطرات اعمال اشتباه آنها پیشمرگ قرار میدهد تا صدمات احتمالی برادران خود را تخفیف دهد.

-    شاید او باور کرده است که گروه سوم از صمیم قلب با او در یک سنگر است و چیزی به نام دشمن اسلام توهمی بیش نیست.

-    او میخواهد بفهماند : دشمنان اسلام بهتر از دوستان بد سلیقه هستند. پس همراهی با دشمن برای ریشه کنی دولت ناقص اسلامی توجیه منطقی دارد. یعنی دولت اسلامی ناقص بهتر است اصلا نباشد و میگوید : پس ای دوستان بد سلیقه اسلام اگر قرار است دشمن اسلام صدمه ببیند باید از جنازه من رد شوید.

-    شاید او میخواهد دل گروه سوم را به خود نزدیکتر کند و از نیروی دشمن اسلام به نفع خود اسلام بهره ببرد. و مدیران بد سلیقه را کنار بزند و مدیران لایق بیایند که اسلام به هدفش برسد و سپس با دشمنان اسلام  هم کنار می آییم

-    او واقعا عکس امام را پاره کرده است یا اگر میتوانست پاره میکرد. چون به قول خودش میراث مهمتر امام را قبلا آتش زده اند و چون او ناراحت شده است حالا میخواهد به این طریق اعتراض کند. یعنی اگر کسی به پدر نوریزاد فحش بدهد او برای اعتراض به فحاشان ،  سیلی به صورت پدر میزند ! ؟. . . و بدین طریق فحاشان ادب میشوند

-    چون او فکر میکند که عکس امام توسط خود مدعیان دروغین امام پاره شده است تا بهانه ای برای سرکوب مخالفین بتراشند. او با پذیرفتن علنی کار میخواهد از عظمت گناه بکاهد تا شدت مجازات کم شود. این یعنی زیرپا گذاشتن هدف برای حفظ خود.

 

آیا حالت دیگری هم وجود دارد؟

همه چیز به قدر کفایت خوبست . از حد که بگذرد هدر شود. هیچ کس نمیگوید شیرینی بد است اما  شیرینی زیاد دل آدم را میزند و تلخی و شوری کم به مزاق خوش میاید. اعتراض هم در حد اعتدال مفید است.

آقای نوریزاد عزیز :

- همانگونه که قبلا یکجانبه نگر بودی حالا هم از طرف دیگر یکجانبه نگر شده ای . ما کی میخواهیم به اعتدال فکر کنیم عزیز من؟

- همانگونه که قبلا از دولت بت ساخته بودی حالا هم از میر حسین موسوی معصوم میسازی . هر اشتباهی که میکند میگویی دیگران کردند و به گردن او انداختند . با این گونه نگاه هایتان او را به خطر می اندازید.