یک استاد بزرگ که از مسافرت برگشته بود در جمع استقبال کنندگانش کمی درنگ کرد و صحبتهایی نمود و ملاقاتهایی کرد و از استقبال کنندگان تشکر کرد و برای رعایت حال دوستدارانش گفت : نمیخواهم شما بیش از این به درد سر بیافتید و به محل اقامتم نیز بیایید و من از همین جا از شما قدردانی میکنم و شما را به خدا میسپارم و بازهم تاکید میکنم که واجب نیست به محل اقامتم بیایید و خودتان را به زحمت بیاندازید ، همین اندازه که آمدید کافیست .

. . .  جمعیت حاضر که استقبال از استاد را برای خود واجب میدانستند، از اینکه به وظیفه ی واجب  خود عمل کرده و رضایت استاد را جلب کرده بودند همه خیالشان راحت شد و خوشحال و راضی به خانه هایشان رفتند. 

اما عده ای از ارادتمندان و علاقه مندان ویژه استاد نتوانستند به همین مقدار واجب کفایت کنند و عشق و علاقه فراوانی که در دلشان بود ، آنها را به محل اقامت استاد کشانید .  استاد نگاهی مملو از محبت به آنها انداخت ، تبسمی نمود و شروع به صحبت کرد و از خاطرات و راز و رمز سفر برای آنها گفت. 

خداوند نماز شب را برای انسان واجب نکرده است . اما اگر کسی نماز شب را برای خود واجب کند خود را جزو دعوت شده گان به بارگاه الهی قرارداده  است.

 مرحوم ملکى مى فرماید: استادم [ملا حسینقلى همدانى ] به من فرمود: ((فقط متهجّدین هستند که به مقاماتى نائل مى گردند و غیر آنان به هیچ جایى نخواهند رسید))

همه چیز در باره نماز شب