آن قدیمها که فیلمهای وسترن را میدیدیم . از دیدن برخی قسمتهای داستان فیلم تعجب میکردیم . در یکی از فرازهای فیلم که معمولا در همه ی فیلمها بود آرتیست فیلم در جریان ماموریت خود در مقابل دیدگان مردم که دست بر قضا یک خانم مجرد زیبا نیز در میان آنها بود  هنر نمایی میکرد و شجاعت خود را به رخ همه از جمله آن خانم میکشید و بر حسب اتفاق شخصیت آرتیست مورد پسند خانم واقع میشد و لحظاتی قبل از اینکه فیلم به پایان برسد آن دو ازدواج میکردند و به سمت سرنوشت میرفتند.

در طول فیلم و تا انتهای آن این خانم جوان که حدود 30 سال دارد تنها زندگی میکند و هیچ صحنه ای که او را در میان خانواده ی خویش نشان دهد وجود ندارد و در جریان مراسم ازدواجش نیز مادری و پدری حضور ندارد که به این ازدواج رضایت بدهد یا ندهد. 

ما با تعجب از خود سوال میکردیم که چرا این دختر جوان تنها زندگی میکند و چطور میتواند بدون اینکه والدینش حضور داشته باشند در باره ازدواج تصمیم بگیرد و چرا هیچ تصویری از پدر ومادرش در فیلم نشان داده نمیشود و حتی در قالب خاطره نیز هیچ حضوری در فیلم ندارند. گویا دختر و پسر از زمین روییده اند .

ما فکر میکردیم که این نوع دخترها و پسرها فقط در فیلمها یافت میشوند و هرچه به دور و بری های دور و نزدیک خود نگاه میکردیم چنین افرادی را نمی یافتیم و یقین میدانستیم که این افراد واقعیت خارجی ندارند. اما غافل بودیم که این آدمها واقعا در دنیای غرب وجود خارجی دارند.

 

خوب فکر کنید . . . چهره ی پدر و مادر کدامیک از قهرمانان وسترن یادتان می آید؟  تقریبا هیچ آرتیستی درمیان خانواده نشان داده نشده است . نه خانواده ای ، نه فامیلی ، نه عاطفه ی فامیلی ، هیچ خبری و صحنه ای از این موارد نیست . تنها عاطفه ای که وجود دارد بین قهرمان داستان که پسری بی ریشه و تنهاست و دختری است که او نیز بی ریشه و تنهاست که در خوش بینانه ترین حالت به ازدواج ختم میشود.

این فیلمها یک انسان جدید را به ما معرفی کرده است و نا خود آگاه توجه ما را به سمت آنها کشانده است . انسانهایی که در میان خانواده بزرگ نشده اند و به جمع خانواده تعلق ندارند ولی در عین حال قهرمان داستان و در اوج هستند و داستان حول محور قدرت و موفقیت آنها میچرخد . آنها کسانی هستند که به همه ی دشواریها غلبه کرده و به موقیت میرسند و محبوب و منتخب زیبا رویان هستند. این هدفی است که فیلمهای وسترن سعی کرده اند افکار جوانان ما را به آن سمت هدایت کنند و تا حدودی هم موفق شده اند.

زیرا الان به اطراف خود که نگاه میکنیم می بینیم جامعه ما از این نوع آدمها خالی نیست و حتی فیلمهای خود ما نیز از نشان دادن چنین آدمهایی بعنوان یک واقعیت عادی  واهمه ای ندارند.

این یک آسیب و تحدید جدی است که از دنیای غرب به کشور ما صادر شده است. چه کسی باید اینها را ببیند و چاره بیاندیشد؟

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: غرب


تاريخ : ۱۳٩٢/٦/٢٦ | ٩:٥٧ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.