××× کلیسای کاتولیک خواستار یک روز برای روزه گرفتن و دعا برای برقراری صلح در سوریه و مقابله با هرگونه مداخله نظامی در این کشور شد و قرار است این مراسم امروز (شنبه) به میزبانی رهبر کاتولیک‌های جهان (پاپ فرانسیس ) و با یک شب زنده‌داری گسترده در میدان سن پیتر واتیکان، ایتالیا برگزار شود. پاپ تصمیم دارد در این مراسم به نفع صلح در سوریه سخنرانی کند.

واقعیت این است که ظاهر قضیه آدم را تحت تاثیر قرار میدهد. در خواست از بیش از یک میلیارد مسیحی برای  دعا برای صلح آنهم با یک شب زنده داری گسترده می تواند هر فردی را تحت تاثیر قراردهد و اگر این یک اقدام صادقانه باشد واقعا هم برای صلح جهانی تاثیر گذار خواهد بود.

US President Barack Obama attends the second working session of the G20 summit in Saint Petersburg, on September 6, 2013

اما حقیقت چیست ؟ آیا باید باور کرد ؟ آیا واقعیت در همین ظاهر قضیه خلاصه میشود؟ آیا پاپ صاحب چنان شخصیتی است که بتواند با درک احساس مسئولیت انسانی و با شجاعت تمام در مقابل قدرتهای جهانی اقدام به طراحی یک همایش اعتراضی در حد جهانی نموده و به سیاستهای قلدران و قداره کشان بین المللی اعتراض کند ؟

ما به خاطره ی تاریخی خویش رجوع میکنیم و در میان فجایع بیشمار و اتفاقات تلخ و تاریک چند دهه اخیر به جستجو می پردازیم تا مشابه این شجاعت مثال زدنی را از پاپ و کلیسا در تاریخ بیابیم. اما هیج نمی یابیم جز اینکه ملاحظه میکنیم که در بهترین حالت ، سکوت بی طرفانه ی پاپ و کلیسا ، شجاعانه ترین موضع گیری آنان بوده است.

حال چه شده است که شاهد چنین اتفاقی شده ایم؟ آیا اعتقادات کلیسا دچار تحول ناگهانی شده است و انقلابی گری مدرن از دل محافظه کاریهای عمیق زاده شده است ؟ یا شش لول بندان تاریخ ، اسلحه خویش را غلاف کرده اند و با اینکار به کلیسا جرات اعتراض و ابراز وجود بخشیده اند ؟ 

جواب سوال در وضعیت بغرنج جهان و منطقه خاور میانه نهفته است.

بن بستی که اوباما و حکومت آمریکا در سوریه با آن مواجه شده است شاید پیچیده ترین مسئله ی سیاسی تاریخ جهان باشد. نظام سلطه ی جهانی به سرکردگی آمریکا ، خود را در سوریه به چنان وضعیتی دچار ساخته است که نه راه پیش دارد و نه راه پس !  اگر آمریکا به سوریه حمله کند شکست خواهد خورد و در باتلاقی کشنده زندگی خود را فنا خواهد کرد واگر از تحدیدات روزافزون خود عقب نشینی کرده و پس از اینکه به زعم خود با ادله ی قاطع  ثابت کرده است که سوریه تهدید کننده ی صلح جهانی است از تهاجم به سوریه صرف نظر کند باز هم شکست را خواهد پذیرفت که در هر دو حال جایگاه خود را درجهان از دست خواهد داد و مضحکه افکار عمومی دنیا خواهد شد. 

در شرایط حاضر با توجه به حربه های رنگارنگی که آمریکاییها علیه سوریه مطرح کرده اند از دیدگاه آنها هیچ بهانه ای برای عدم حمله به سوریه وجود ندارد حتی استفاده از سلاح های شیمیایی آخرین و محکمترین اتهام علیه سوریه و به منزله ی کلید واژه ی آغاز حمله بود که مورد استفاده قرار گرفت و حتی  مهلت 24 ساعته ی حمله به سوریه نیز با اطمینان کامل اعلام گردید. اما پارامترهای بسیار زیاد این معادله ی پیچیده و سوالهای بدون جواب از شرایط منطقه  به حدی بود که در آخرین لحظات مهلت مقرر ، پای مهاجمین سست شد و اراده ی جنگ طلبان در میان تردیدهای بوجود آمده از نتایج حاصله از اقدام نظامی به شک و تردید و یاس و نومیدی بدل گردید. 


در چنین شرایطی که حمله نظامی  و عقب نشینی ، هر دو عاقبتی جز شکست ندارد چه باید کرد ؟ یقینا زیان ناشی از شکستی که بدون درگیری نظامی باشد کمتر از زیان ناشی از شکستی است که بعد از وقوع جنگ حاصل می شود.  بنابراین عقل نظام سلطه حکم میکند که باید عقب نشست. اما بهانه ای باید برای عدم جنگ تراشید که بوی عقب نشینی و ترس و ناتوانی ندهد. 

قلدر دوست دارد طوری عقب نشینی کند که یال و کوپالش نریزد و هیبتش دچار آسیب نگردد. او میخواهد با اقتدار مارش عقب نشینی بزند و برای این کار به یک بهانه ی انسان دوستانه نیاز دارد. او میخواهد علت عقب نشینی خود را تاثیر یافته از رعایت حقوق انسانی القا نماید و چه بهانه ای بهتر از پاپ ؟

نظام سلطه به خود آفرین میگوید که در طول صدها سال با درایت تمام ، جسم نیمه جانی از کلیسا را زنده نگه داشته است تا در چنین مواقعی به داد او برسد. حال به نظر میرسد که دعای پاپ بهترین بهانه برای خاموش کردن مشعل جنگ است. 

پاپ دعا میکند و کدخدا به دعای او احترام میگذارد و از شروع جنگ و خونریزی منصرف میشود و به این ترتیب یک معامله ی پایاپای عالی صورت میگیرد و یک سود دوطرفه برای طرفین حاصل میشود و بدین ترتیب یک بازی شیرین برد برد بخوبی انجام میگیرد.

از یک طرف ، پاپ با دعای کذایی خود کدخدا را از آبروریزی نجات میدهد زیرا کدخدا نقطه ی ضعفش را به دلیل اینکه به دعای پاپ و مردم احترام گذاشته به عنوان نقطه قدرت مطرح مینماید و بازی باخته را به یک برد شیرین تبدیل میکند و از طرف مقابل نیز پاپ برای خودش یک آبرویی کسب میکند و همه میبینند که پاپ آنقدر ها هم بی تاثیر نیست و آنقدر قدرت و شجاعت دارد که بر خلاف نظر قلدران جهانی اقدام میکند و نفوذ او به حدی است که قلدران را مجبور به اطاعت از خواسته ی خود میکند.

این یک جعبه ی شعبده بازی سحر آمیز است که از یک طرفش دو بازنده ی مضطرب و مایوس  وارد میشوند و از طرف دیگرش دو برنده ی خوشحال و راضی بیرون می آیند.

شاید طراحان و سازندگان  این جعبه ی سحر آمیز به خود آفرین بگویند و خود را کامیاب ببینند. اما خواهیم دید که به زودی زمان  رسوایی ساحران فرا خواهد رسید و جادوگران زبردست در مقابل قدرت اعجاز موسی به سجده افتاده و به عجز خویش اعتراف خواهند کرد.