میگوییم : ظهر آمد !  در صورتیکه ظهر نیامده است بلکه ما به ظهر رسیده ایم و ظهر  همیشه سرجای خود ایستاده است.

میگوییم : شب آمد !  در حالیکه در واقعیت ، شب نیامده است بلکه شب سر جای خود ایستاده بود و این ما هستیم که به شب رسیده ایم.

شبها  و روزها سر جای خود ایستاده اند و این ما هستیم که می آییم و می رویم. ما به شب می آییم و از شب میرویم . ما به روز می آییم و از روز می رویم . اما چون بشر خود را مرکز عالم میداند فکر میکند که او ایستاده است و همه ی عالم به سمت او می آیند یا از او دور میشوند در حالیکه این چنین نیست.

 

اگر به تصویر فوق دقت کنید می بینید که در همه جای مدار زرد رنگ همیشه ظهر است یعنی آفتاب در این مدار همیشه در موقعیت نیمروز قرار دارد و همینطوردر همه جای مدار آبی رنگ همیشه نیمه شب است و وقتی کره زمین به دور خود میچرخد گاهی ما را به ظهر و گاهی به شب میبرد . یعنی در واقع ظهرها و نیمه شبها همیشه در جای خود ایستاده اند و این ما هستیم که گاهی به منطقه ی شب و گاهی به ناحیه ی روز وارد میشویم اما همیشه میگوییم : شبها و روزها می آیند و می روند. این هم یکی از عجایب روزگار است.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: زمان


تاريخ : ۱۳٩٢/٥/٢٩ | ٥:٤٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.