آقای حسن روحانی در جریان یک انتخابات پرشور و از لحاظ مشارکت ، کم نظیر و درعین حال  سالم و شفاف و با رای قاطع ملت به رئیس جمهوری رسیده است. هیچ کس به آراء آقای روحانی اعتراضی نکرده است و رقبای اصولگرای ایشان با متانت و نجابت مثال زدنی ، پیروزی او را تبریک گفته اند و برایش آرزوی موفقیت کرده اند و حتی به دیدار او رفته و حضورا پیروزی او را به رسمیت شناخته اند. همه به انتخاب ایشان احترام گذاشته اند و کسی از تقلب در انتخابات صحبت نکرده است و هیچ کس سعی نکرده است که شیرینی پیروزی او را در کام او و درکام ملت تلخ نماید. و این یک فرصت بسیار با ارزش و استثنایی است که آقای روحانی باید آن را قدر بداند.

 

آقای روحانی خود بارها و به صراحت گفته است که نماینده ی هیچ گروه سیاسی نیست و به همه مردم تعلق دارد. از این رو جریانهای سیاسی نیز باید به این شیوه ی رئیس جمهور محترم احترام قائل شده و او را در اداره کشور تحت فشار نگذارند.

به نظر می آید که بزرگترین چالش آینده ی رئیس جمهور منتخب  سهم خواهی ها و پدرسالاریها و مالکیت طلبی ها خواهد بود. اینکه عده ای بخواهند شان رئیس جمهور را در حد یک مرید سیاسی تنزل دهند و با برخوردهای  قیم مابانه حیطه ی عملکرد او را تنگ کنند و بخواهند چنین جلوه دهند که رفتار رئیس جمهور باید با معیار ارزیابی ایشان ارزش گذاری شود ، این یک جفای آشکار به رای ملت است.

آنهایی که برای دیدار رئیس جمهور میروند برای این نمیروند که ببینند که آیا کارهای رئیس جمهور خوب پیش میرود یا نه ؟  بلکه برای این میروند که تبریک بگویند و شاید هم  اعلام آمادگی نمایند که رئیس جمهور از مساعدت آنها در صورت نیاز بهره ببرد.

اینکه یک رئیس جمهور اسبق به دیدار رئیس جمهور منتخب برود و بگوید که آمده ام تا ببینم که کارها خوب پیش میرود یانه ؟  این اصلا نشانه ی خوبی از مواجهه سالم و منطقی با جایگاه رئیس جمهور نیست. البته شاید میان دو شخص علقه هایی وجود داشته باشد اما روابط شخصی نباید جایگاههای اجتماعی عالیرتبه را تحت سلطه خود بگیرد. علاوه براینکه هیچ کس نباید خود را مسلط به رئیس جمهور معرفی نماید ،  حتی خود رئیس جمهور هم حق ندارد که نقش مرید سیاسی کسی را بازی کند.

از تاریخ باید عبرت گرفت و نباید گذاشت تا عبرتهای تاریخی آنهم به این زودی به فراموشی سپرده شود . اتفاقا یکی از روزنه هایی که آقای احمدی نژاد نیز از آن سوراخ آسیب دید و انتقادهای تندی را روانه ی خویش کرد و بخش عمده ای از دوستدارانش را از دست داد همین بود که نقش یک مرید را بازی کرد. از همان زمان که آقای احمدی نژاد نقش مریدی آقای مشایی را علنی کرد از چشم ملت افتاد و طرفدارانش مثل برگ خزان ریزش کردند و در میدان سیاست تقریبا تنها ماند و ملت دیگر شخصیتی مستقل برای او تصور نمیکردند و از حضور او در راس قوه مجریه نگران بودند.

همین خطر آقای روحانی را نیز تحدید میکند و نیازمند هشیاری اوست . آقای روحانی باید از سرنوشت آقای احمدی نژاد عبرت بگیرد و در دام این بلای مشابه نیافتد. دیگران هم اگر به سلامت کشور علاقه مند هستند باید خویشتن داری کنند و جایگاه عالیرتبه ی رئیس جمهور را با دخالتهای سلطه گرانه ی خویش متزلزل نکنند. این به نفع ملت و خودشان است.