اسلام دینی اجتماعی و جامع است و تجارت یکی از مواردی است که مورد تایید اسلام واقع شده است. برخی شاید از شدت توجه به معنویات چنین تصور کنند که تجارت و بازرگانی ، پرداختن به دنیا محسوب شده و انسان را از معنویات باز میدارد و با همین نیت هم ممکن است نظر مساعدی نسبت به بازرگانان و مشاغل مرتبط و اهل بازار نداشته باشند و آنان را به دیده دنیا طلبی بنگرند.

اما قرآن آیه ای دارد که نشان میدهد که ای بسا ممکن است بهترین بندگان خدا از میان تاجرها و بازرگانان باشد. ارزش کار و اهمیت این افراد به حدی است که خداوند آنها را بعنوان مثالی نیکو و ارزشمند یاد کرده است و آنان را به رخ مخلوقات میکشد و از بزرگی رفتار و شخصیت آنها و از نیک فرجامی شان یاد میکند.

خداوند در آیه 37 سوره نور میفرماید :

رِجَالٌ لَا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ

وَإِیتَاءِ الزَّکَاةِ ۙ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ

 

مردانى هستند که تجارت و معامله، از یاد خدا و نماز خواندن و زکات دادن غافلشان نمى کند. و از روزى که در اثناى آن روز دلها و دیدگان زیر و رو شود بیم دارند

 

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه به نکته ی بسیار ظریفی نیز اشاره میکند که با کمی ملاحظه در معنی کلام ، لطف سخن  آشکار میشود. ایشان میفرمایند :

رجال (لا تلهیهم تجاره ولا بیع ) - کلمه (تجاره ) وقتى در مقابل کلمه (بیع )استعمال شود، از نظر عرف استمرار درکسب از آن فهمیده مى شود، ولى از بیع، فروختن براى یکبار فهمیده مى شود. پس فرق بین این دو کلمه فرق بین یک دفعه و استمرار است. بنابراین معناى نفى بیع بعد از نفى تجارت با اینکه با نفى تجارت بیع هم نفى مى شود این است که اهل این خانه ها نه تنها تجارت استمرارى از خدا بى خبرشان نمى کند، بلکه تک تک معاملات هم ایشان را بى خبر نمى کند.

وجه این که در (رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع) الهاء تجارت و بیع هر دو نفى شده است

بعضى از مفسرین گفته اند: وجه اینکه بعد از نفى (الهاء تجاره )، (الهاء بیع ) را هم نفى کرده، این است که سود و ربح معامله در بیع، نقدى و چشم گیر است، ولى در تجارت دو هوا و مشکوک است، بنابراین اگر تجارت از خدا بى خبرشان نکند، لازمه اش این نیست که بیع هم از خدا بى خبرشان نکند، چون ربح بیع نقدى است و در بى خبر کردن انسان از خدا مؤثرتر است، لذا بعد از آنکه فرمود تجارت ایشان را از خدا بى خبر نمى کند، فرمود بیع هم از خدا بى خبرشان نمى کند، و به همین جهت کلمه (لا) را تکرار کرد، تا نفى را بهتر یادآورى نماید و مطلب را تأکید کند، و این وجه وجه خوبى است.

نتیجه این که : عبادت در حین تجارت از بهترین عبادتها بوده و اهمیت و پاداش فراوانی دارد که ممکن است از سایر عبادتها سبقت بگیرد. میتوان گفت که توقف تجارت به منظور انجام عبادت خدای تعالی نشان از استواری ایمان و نوید دهنده سعادت فرد است. و کسی که در حین تجارت و خرید و فروش به یاد خدا باشد و عبادت خدا را نیز بجا بیاورد خشنودی خدا را جلب کرده است . و روشن است که کسی با این خصوصیت هرگز کم فروشی و گران فروشی نمیکند و دورغ نیز نمیگوید و معلوم است که چنین فردی میتواندجزء بهترین بندگان خدا باشد.

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: قرآن


تاريخ : ۱۳٩٢/٤/۸ | ۳:۳٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.