آقای حسن روحانی در مناظره تلویزیونی چنین گفت که او دوست دارد که چرخ سانتریفیوژها بچرخد، اما نه به قیمت توقف چرخ کارخانه ها و اقتصاد کشور !

 

 

با توجه به عقب نشینی های مکرر دولت اصلاحات در مذاکرات هسته ای و حرکت به سمت تعطیلی فعالیتهای هسته ای در زمان تصدی گری ایشان،  از این بیان ایشان چنین دریافت می شود که به نظر ایشان بهای چرخیدن سانتریفیوژها (بهره برداری از دانش هسته ای)  از کار افتادن چرخ کارخانه هاست و چون ایشان نمیخواهند چرخ کارخانه ها از کار بیافتد پس لازم است تا دانش هسته ای متوقف گردد و مذاکرات هسته ای به نفع غلبه ی اروپایی ها خاتمه یابد. این پیام اصلی  آقای حسن روحانی است . از این سخن چنین برمی آید که آقای روحانی اعتقادی به تکمیل برنامه ی هسته ای ندارند زیرا معتقدند اگر بر روی برنامه ی هسته ای ایستادگی نمایند کارخانه ها تعطیل میشود. ایشان میگویند اگر به حرف اروپایی ها گوش نکنیم و برنامه ی هسته ای را متوقف نکنیم آنها ما را تحریم میکنند و چرخ کارخانه ها میخوابد و بنابراین ما چاره ی دیگری جز تسلیم شدن در مقابل آنها نداریم. همچنان که در زمان دولت اصلاحات همین رویه را هم اجرا میکردند و قدم به قدم عقب نشینی میکردند.

پس معلوم است که در صورت پیروزی ایشان در انتخابات سرنوشت مذاکرات هسته ای باز هم به سمت تسلیم و قبول خفت بار خواسته های دولتهای غربی و آمریکا و عقب نشینی دولت ایران خواهد انجامید.

تا اینجای مسئله اگر چه زنگ خطری را در صورت پیروزی روحانی در انتخابات  برای ملت ایران به صدا در می آورد اما در قالب یک رفتار سیاسی قابل ارزیابی است . او میتواند بگوید که این نظر من است و بطور شفاف آن را به مردم اعلام نماید و از موضع خود به دفاع بپردازد که اگر چنین شود ما بجز نقد این نظر ایشان و بیان خطرات ناشی از این طرز تفکر ،  اعتراض دیگری برای او نمیکنیم اما با کمال تاسف جریان به همین جا ختم نمیشود و ایشان موضعگیری دیگری می نمایند که صداقت ایشان را به شدت زیر سوال میبرد و نشان میدهد که شعار "دولت راستگویان" دروغ و فریبی بیش نیست و ایشان دروغگویی را با همین شعار یعنی "دولت راستگویان"  کلید زده است . زیرا چند روز قبل وقتی در گفتگوی خبری شبکه 2 مجری برنامه درباره عقب نشینی دولت اصلاحات در برنامه ی هسته ای از ایشان سوال کرد ایشان برآشفت و بکلی منکر قضیه گردید و تمام موفقیتهای برنامه هسته ای را به خودش منتصب نمود و اعلام کرد که راه اندازی سانتریفیوژها در حجم وسیع توسط خود او انجام شده است و موفقیت های برنامه هسته ای در دوره ی او انجام شده است .

باید اکنون از آقای روحانی سوال کرد که آیا بالاخره بکار افتادن چرخ سانتریفیوژها معادل از کار افتادن چرخ کارخانه ها هست یا خیر ؟ اگر نیست پس جمله اول شما غلط است  واگر هست که در این صورت تلاش شما برای بکار افتادن چرخ سانتریفیوژها و بدنبال آن از کارافتادن چرخ کارخانه ها چه معنی میدهد ؟

به نظر می آید که آقای روحانی برای جمع آوری رای به هر کار غیر انسانی مبادرت مینماید و از ضدو نقیض گویی هم باکی ندارد. او یکبار موافق با برنامه هسته ای حرف میزند و یکبار هم ساز مخالف میزند تا بتواند از هر طرف رای جذب نماید.

حال معلوم است که از دو حرف ضدو نقیض او لااقل یکی حتما دروغ است . و دروغ دوم که بدتر و تاسف بارتر از دروغ اولی است این است که او شعار خود را "دولت راستگویان" قرار داده است ، اما شروع کارش با دروغ کلید میخورد. اینجاست که باید با آب طلا نوشت این سخن را گفته اند : دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباسی را !؟؟