دیروز اولین برنامه تبلیغاتی آقای جلیلی از تلویزیون پخش شد . اگر چه از چند سال قبل در جریان مذاکرات هسته ای با چهره و صدای او آشنا بودم اما  این اولین باری بود که صحبت مفصلی از ایشان را گوش میدادم .  گوش دادن به حرفهای او این بار فرق میکرد چون میخواستم از دیدگاه مشتری به او نگاه کنم . با اینکه بیش از 15 دقیقه نتوانستم به حرفهایش گوش دهم اما برداشتهایی کلی در باره ی او حاصل آمد و برخی از زوایای شخصیتی ایشان روشن گردید یا لااقل فکر میکنم که روشن شده است . اولین نکته ای که میتوانم در باره ی او بگویم این است که نجابت و دیانتی خالصانه از صحبتهایش احساس میشد و در ابراز عقیده ی مسلمانی و انقلابی  خود قاطع و ثابت قدم نشان میداد اما در عین حال  ، کمی تا قسمتی عدم تسلط کافی ایشان در گفتگو مشهود بود که البته این امر میتواند بعلت تازه بودن این عرصه برایش باشد.

او فردی است که  براحتی  و بدون واهمه وارد مذاکره میشود و قادر است ارتباط کلامی سازنده ای  با طرف مقابل برقرار کند . تحلیل خوبی  از موضوع مورد بحث ارائه میدهد اما در گرماگرم بحث به بحر موضوع فرو میرود و همین مورد باعث میشود که تاثیر کلامش را در طرف مقابل  ارزیابی نکند و منتظر واکنش شنونده نماند و این باعث  طولانی تر شدن بیمورد بحث میشود که این خود از تاثیر گذاری سخنش می کاهد.  در جایی که میتواند به پاراگراف اول خود بسنده کرده و با توقف  و نقطه گذاری در کلامش ، حس اقناع شنونده را برانگیزد آماده ی تمثیل دیگری میشود و بدینوسیله تمامیت سخن خود را زایل میکند و قناعت شنونده به سخنش را از بین میبرد.  در این حالت شنونده که میتوانست با همان سخن نخستین قانع شود دیگر ممکن است با مثالهای متعدد نیز تسلیم منطق سخنور نگردد.

در کنترل حرکات و حالات نشستن  چندان مسلط نبود و این نشان میداد که تسلط کافی به موضوعات برایش حاصل نشده است.

اما در کل ، آنچه که به مبانی شخصیتی و اعتقادی مربوط میشود در حد قابل اطمینانی در او موجود است . او فردی راستگو و قابل اطمینان و مشاوره پذیر و دارای جهان بینی اسلامی جلوه مینماید .

او به محض اینکه مراحل اولیه کاری را شروع کند اعتماد به نفس لازم را بدست می آورد و به سرعت معایب و ضعف های خویش را جبران میکند  و به موقع به کار مسلط میگردد.

او فردی است که بخاطر وجود مولفه های شخصیتی در درون خویش در سامان بخشی امور جاری بطور فوق العاده ای موفق عمل میکند و در مدیریت قادر است همکاری و همراهی دیگران را با کمترین تنش و هزینه  ودر کمترین جلب نماید و کسانیکه با او کار میکنند از کار خویش لذت میبرند و میدانند که اراده ی  منطقی آنها هرگز سرکوب نخواهد شد .  او فردی است که اختیاراتش را به راحتی  به افراد قابل اطمینان تفویض میکند و با دخالت بی مورد در جزئیات کار دست و پای افراد تحت مدیریتش را نمی بندد.  اعتماد میکند و اعتماد میخرد  و سازمان تحت مدیریتش را متعالی میخواهد نه فرمانبر !  او دوست دارد نابسامانیهای جامعه در طی یک پروسه ی برنامه ریزی شده و معقول به سامان برسد نه با تحکم و نه با کار احساسی و زودگذر تبلیغاتی !

اینجانب با دیدن اولین جلسه ی برنامه تلویزیونی او به تاثیر گذاری  شیوه ی مدیریتی او در جامعه بسیار امیدوار شدم .