این روزها بازار تحدید به افشاگری ها دوباره داغ شده است.  همان چیزی که میتوانست امیدآفرین باشد این روزها نگران کننده و تاسف بار شده است .  وعده ی افشاگری توسط مسئولین از دوران احمدی نژاد شروع شد و امیدهایی را در دل ایجاد نمود. مردم انتظار داشتند که تحدید به افشاگری ها بزودی محقق گردد و به تبع آن بسیاری از مشکلات جامعه برطرف شده یا به سمت اصلاح پیش برود اما با گذشت زمان  مشخص گردید که  نیت این افشاگری ها  چیزی نبود که ملت انتظار آن را داشت.  این بود که الان دیگر امیدی به صداقت افشاگران و اثر بخشی افشاگری در ذهن مردم موجود نیست.  براستی حقیقت  شخصیت افشاگران چیست ؟

(مصطفی پور محمدی : اسناد فساد 450 میلیون یورویی را افشا میکنم)

 

اولین مطلبی که باید بدان اشاره کنم این است که  منظور ما از افشاگری ، افشاگری اجتماعی است نه افشاگری شخصی و همچنین توجه به این نکته نیز لازم است که: "افشا کردن"  با "تحدید به افشا" متفاوت است .  و البته هرکدام  از این  موارد هم مراتبی دارد که قابل موشکافی است که جایش در این مطلب نیست. از هزاران مطلبی که در این موضوع وجود دارد فقط به یک نکته ی باریک میپردازیم.

(احمدی نژاد : اگر گوشه‌ای از پرونده شما را بالا ببریم دیگر جایی در بین ملت نخواهید داشت)

 

هر جا که سخن از افشاگری به میان بیاید یقینا پای  خطاکاران اجتماعی درمیان است و یک نکته ی ظریف این است که تحدید به افشا به شکل ماهرانه ای مزیتهای عدم افشا  و همچنین تمایل افشاگر به عدم افشا را به طرف مقابل تفهیم میکند و تحدید به افشا همواره و خود بخود مفهوم عدم افشا را با خود به همراه دارد . کسانیکه از خطای خطاکاران اطلاع داشته اند ولی از افشای آن خودداری کرده اند و الان تحدید به افشا میکنند چه شخصیتی دارند ؟

1- افشاگری سازنده :  افشاگری سازنده چیست ؟  آیا افراد صالح و سالم ممکن است افراد را به افشاگری تحدید کنند ؟ جواب مثبت است . زیرا افراد صالح ممکن است از این حربه استفاده نمایند تا خطا کاران را  از ادامه خطاکاری  خود منصرف نمایند .  در این حالت مصلحین تشخیص میدهند که  تلاش برای اصلاح عملکرد خطاکاران  منافع بیشتری را برای جامعه فراهم میکند در حالی که افشاگری ممکن است  مضراتی را  برای جامعه داشته باشد.  در این حالت  افراد مصلح  صلاح را دراین میبینند که با تذکر خصوصی یا  انذار عمومی بصورت نصیحت عام  شرایطی را فراهم آورند که خطاکاران  با یادآوری  تبعات خطیر رسوایی خویش  از عملکرد سوء خویش پشیمان شده و به جبران مافات بپردازند. در این نوع  تحدید به افشاگری  هیچ نفع شخصی متصور نیست و این امری پسندیده است .

تحدید به افشاگری تنها زمانی  بعنوان یک رفتار پسندیده و انسانی  پذیرفته است که هدف از آن تحدید ، جلوگیری کردن از تکرار تخلفات و اصلاح عملکرد گذشته ی خطاکاران باشد.  اگر افشاگر هدفی غیر از این  منظور  داشته باشد نشان از عدم صداقت افشاکننده دارد.

 

2- افشاگری مخرب : هدف افشاگری  مخرب ، اصلاح نیست بلکه تخریب است . افشاگری به قصد تخریب به هیچ شکل پسندیده نیست . در این نوع افشاگری افرادی که تحدید به افشاگری میکنند نیت اصلی شان افشاگری نیست بلکه  نیت اصلی آنها عدم افشا است .  آنها فقط میخواهند معامله کنند . اطلاعاتی که آنها در دست دارند مثل یک کالای تجاری برایشان ارزشمند است . آنها کالایی در دست دارند که  تا وقتی علنی نشده است ارزشمند است و زمانی که علنی شد دیگر ارزش خود را از دست خواهد داد.  مدارک خطاکاریها تا وقتی که فاش نشده است بعنوان یک اهرم فشار کاربرد دارد اما وقتی فاش گردید دیگر ارزشی نخواهد داشت . اطلاعات محرمانه  به محض فاش شدن ارزش مبادله ای خود را از دست میدهند.  بنابراین فاش کردن اطلاعات مثل این است که یک بازرگان تمام سرمایه خود را آتش بزند و این امری محال است.

نتیجه :

اگراز افشاگری به این منظور بهره برداری گردد و اگر ازاطلاعات برای معامله استفاده شود در این صورت بایدگفت که بین افشا کننده و افشاگر هیج تفاوتی ندارد بلکه ممکن است  کسی که به افشاکردن تحدید میکند از خطاکاران خطاکارتر و مضرتر و خطرناکتر باشد.  زیرا  افشاگران به محض اینکه درپی سوداگری باشند پا در جاده ی خیانت گذاشته اند  زیرا آنان مصالح مردم خویش را وجه المصالحه  منافع خویش قرار میدهند. زیرا آنها  با اینکه از خطای خطاکاران مطلع بوده اند ولی از وقوع خطا جلوگیری نکرده اند و این کار به هر دلیل و بهانه ای که باشد ، خود خطای بزرگتری است. آنان که در برابر پایمال شدن حقوق جامعه عالمانه و عامدانه  سکوت میکنند به هر ترتیب خود نیز حقوق جامعه را پایمال کرده اند و در برابر مردم مسئولیت خویش را به انجام نرسانیده اند. د رمراحل بعدی باید به اتهامات سنگین تر افشاگران نیز پراخت که  شاید جرم "سکوت در مشاهده ی خیانت به مردم"  در برابر آن اتهامات گناهی بخشودنی باشد.

 

خلاصه اینکه : کسانیکه در هنگام  احساس خطر یا باامید به جذب نفع شخصی تحدید به افشاگری میکنند آدمهای قابل اعتمادی نیستند.