در انگلستان درس خوانده است و در حال حاضر در کار ساخت و ساز هستند. در طول سال ، گاهی در تهران است و جند ماهی  در انگلستان و گاهی در آلمان رحل اقامت می افکند. هر وقت که از مسافرت برمیگردد به سراغ ما می آید و دقایقی در مورد مسائل مختلف حرف میزنیم . آن روز در میان صحبتی که با هم داشتیم گفت : در زمان شاه (من هروقت این کلمه را میشنوم در زیر زبانم میگویم : لعنت الله علیه) ایرانی ها در کشورهای اروپایی و آمریکا احترام خاصی داشتند ما حتی بدون ویزا هم به اروپا مسافرت میکردیم . این را گفت و خاطره هایی را هم از آن زمان و مسافرت هایش گفت .

گفتم آقای مهندس شما خوب میدانید که عموم طبقه ی اشراف به یک آفت زننده ای گرفتار میشوند که خارج از شان و مقام انسانیت است و آن این است که آنها سگشان را بیشتر از همسایه شان دوست دارند و به سگ وگربه شان بیشتر از آدمها احترام میگذارند.

طبیعی است که رژیم شاه (لع... ) را بیشتر از جمهوری اسلامی دوست داشته باشند. آن احترامی که شما میفرمایید هرگز برای ما دلچسب نبوده و نیست زیرا آن احترام بجز توهین و تحقیر و دشنام چیزی نبود. و این چیزی نیست که من شعار بدهم و  ادعای دروغ بکنم ویا از سوء برداشت من ناشی شده باشد بلکه یک واقعیتی است که تاریخ آن را ثابت کرده است و شما این را خوب میدانید و دیدید که جنس احترامی که آنها به ما قائل بودند در لایحه کاپیتولاسیون نمود واقعی خود را پیدا کرد. و اوج توهین به مردم ایران در رفتار دیپلماتیک آمریکاییها نمود پیدا کرد و آنها نشان دادند که از ما چه میخواهند. وما را چگونه میخواهند.  اما از روزی که ما به توسط انقلاب و به برکت اسلام ادعای شرف و شخصیت کردیم آنها از ما بدشان آمد و احترام توهین آمیزشان از روی ما برداشته شد. و سلب این احترام سگی بزرگترین هدیه ی انقلاب به مردم ایران بود که به دنبال آن احترام حقیقی برای ملت کسب گردید و همین امر هم موجب خشم آنها از ملت ایران گردید.

گفتم : آقای مهندس ما هرگز نمیخواهیم که اینگونه به ما احترام شود .

آقای مهندس گفت : ولی من میخواهم آقای مهندس !!!  عوضش نان و آبمان روبه راه بود و عیش و کیفمان مهیا ! به ما چه که آنها با چه دیدی به ما نگاه میکردند.

گفت : ما سختی بکشیم و استقلال کسب کنیم که چه بشود ؟ مگر ما چقدر عمر داریم ؟ گیرم که در آینده ، این استقلال طلبی ما به نتیجه نشست و آینده ی خوبی برای کشور رقم خورد ، ما که نیستیم از آن بهره ببریم پس به چه درد ما میخورد ؟

گفتم این عافیت طلبی و غرب زدگی خانمان سوز همان چیزیست که دل آزادمردان جهان را به درد آورده و سر سربداران را بالای دار برده است.