توانایی به معنی داشتن قدرت انجام کاری معین است. والبته واضح است که منظور از کار معنی فیزیکی آن نیست و مقصود ما صرفا فعالیت بدنی و فیزیکی نیست. بلکه منظور از کار ، عملی است که بتواند در درون یا بیرون انسان از لحاظ روحی یا جسمی منشا تغییرات باشد.

بعنوان مثال :

1- اگر کسی بتواند جسمی را از وضعیت موجود به وضعیت جدید متحول نماید میگوییم این شخص کاری انجام داده است.

2- یا اگر کسی بتواند با بکارگیری  روشهایی ، تغییراتی را در درون بدن خود انجام دهد بازهم میگوییم این شخص کاری انجام داده است . مثلا وقتی کسی بتواند با انجام حرکات ورزشی یا غیر ورزشی بیماری یا ناهنجاریهای درون بدن خود را اصلاح نماید میگوییم فلانی کار با ارزشی انجام داده است.

3- همچنین اگر کسی بتواند با روشهایی حالات روانی یک شخص دیگر را تغییر بدهد بازهم میگوییم این شخص کاری انجام داده است. اگرچه در این حالت هیچ جسمی از محلی به محل دیگر برده نشده است.

4- حالت دیگری هم برای انجام کار وجود دارد و آن این است که شخصی بتواند با اقداماتی در حالات روحی خویش تغییراتی را بوجود بیاورد . مثلا وقتی کسی بتواند با استقامت با بیماری افسردگی خویش مقابله کند و ناهنجاری روانی خویش را درمان نماید میگوییم فلانی کار بزرگی را انجام داده است . یا اگر کسی بتواند با تزکیه ی نفس ارزشهای انسانی والایی را کسب نماید میگوییم فلانی کار فوق العاده با ارزشی را انجام داده است .

بنابراین مفهوم کار صرفا به جابجایی اجسام منحصر نمیشود و حیطه ی وسیعتری را در بر میگیرد که شامل دنیای محسوسات و نامحسوسات است و در برگیرنده ی مفاهیم مادی و غیر مادی است.

طبیعتا توانایی افراد در انجام کارهای مختلف متفاوت است . مثلا یکی در کارهای جسمانی و دیگری در کارهای روحانی و برخی افراد در هر دو دارای توانایی هایی هستند و استعداد افراد در حیطه های مختلف نسبت به همدیگر متغیر است .

به عبارت دیگر ناتوانی و توانایی هردو در وجود ما به درصدهای مختلف وجود دارند. و البته ما نسبت به بسیاری از امور ناتوان و در مقابل برخی از زمینه ها توانا هستیم . مثلا میگویند فلانی شاعر توانایی است . اما همین فرد در زمینه ی معماری ناتوان است . اگر چه همین شخص ممکن بود معمار توانایی هم میشد اما شاید دیگر شاعر توانایی نمیتوانست باشد. یا اگر هردو توانایی را میتوانست همزمان داشته باشد ، سومی و چهارمی و پنجمی و . . .  هزارمین را نمیتوانست در یکجا جمع نماید.

تنها وجودی که توانای مطلق است ذات مقدس باریتعالی است . هرکس بتواند ارتباط خود را با خالق یکتای هستی برقرار نماید در حقیقت به منبع توانایی مطلق متصل گردیده است و به فراخور تواضع خویش میتواند از این منبع بی نهایت توانایی ، استفاده نماید. و برقراری ارتباط با خدا از دریچه ی دعا انجام میشود . پس کسی که نتواند این ارتباط را برقرار نماید دچار عجز واقعی شده است و از منبع فیاض توانای مطلق بهره ی لازم را نبرده است

حدیث نبوی با بیان زیبا این مطلب را ابلاغ می نماید :

 

قال رَسُولُ اللّهِ  صلی الله علیه وآله  :

إنَّ أعْجَزَ النّاسِ مَنْ عَجَزَعَنِ الدُّعاءِ

وَ إنَّ أبْخَلَ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ.


رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: عاجز و ناتوان ترین افراد کسی است که از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخیل ترین اشخاص کسی است که از سلام کردن خودداری نماید.

«بحارالأنوار، ج 90، ص 291، ح 11»