جواد آقا مسئول برگزاری نماز جماعت مسجد محل است . البته به نوعی مجاور مسجد هم حساب میشود چون همیشه قبل از همه به مسجد می آید و بعد از همه از مسجد خارج میشود. جواد آقا پای ثابت همه ی مراسمات مسجد است . هر روز صبح و ظهر و عصر قبل از اینکه مردم با شنیدن صدای اذان به یاد نماز بیافتند او به سمت خدا متوجه میشود و به مسجد می آید و همیشه به موقع ، اذان را از بلندگوی مسجد پخش میکند. وقتی اذان به گوش ما میرسد تازه متوجه میشویم که وقت نماز است و به سوی خدا توجه پیدا میکنیم. فرق ما و آقا جواد در این است که او زودتر از همه ی ما به یاد خدا می افتد و اوست که ما را به یاد خدا متوجه میکند.

مرد میانسالی است. شاید حدود 45 الی 50 سال داشته باشد اما قیافه اش جوانتر از سن اش نشان میدهد و هنوز آب جوانی زیر پوست صورتش مانده است. صدایش هم مثل اندامش بلند و پرقدرت است و اذان داخل مسجد را خودش میگوید و نیازی هم به بلندگو ندارد. از احوالش پرسیدم گفت : سال 1383 از کارخانه موتوژن بازنشست شدم . تعمیر کار ژنراتور بودم . تعمیرکار اصلی شخص دیگری بود که از طرف شرکت طرف قرار داد می آمد و من در کنار او یاد گرفته بودم .  وقتی بازنشست شدم  به من گفت : فلانی تو این کار را خوب بلد هستی و من هم کارم زیاد است و به همه آنها نمیرسم حالا که بازنشست شدی برای من کار کن و من هم روزی 50 هزار تومان به تو حقوق میدهم. ولی من ضمن تشکر گفتم : تا حالا برای دنیای خود کار کرده ام. بس است ، از این به بعد میخواهم برای آخرتم کار کنم و ... اینی شدم که می بینی.

من که به حالش غبطه میخورم شما را نمیدانم ! من شخصا طوری به جواد آقا نگاه میکنم که یک بچه دهاتی به یک ماشین مدل بالا نگاه میکند.