مرد 10 میلیارد تومانی دو حالت دارد :

حالت اول :  از اول هم خودش میگفته که خانه ی 10 میلیارد تومانی دارد.

حالت دوم :  اولش میگفته : من ملک و املاک قابل ملاحظه ای ندارم ولی بعدا معلوم شده که 10 میلیارد تومان هم دارد.

غیر از این دو حالت که راهی نیست . هست ؟  شاید هم اصلا فرقی نکند. یا گفته یا نگفته !  فرض کنید قبلا دروغ گفته ، به کسی چه مربوطه ؟ چرا باید مهم باشد که قبلا گفته ندارم ولی الان معلوم شده که دارد؟  اگر قبلا هم مردم میدانستند که او 10 میلیارد تومان دارد چه اتفاقی می افتاد؟ الان که فهمیدند چه شد مثلا ؟  اما من شنیده ام که بعضی وقتها چیزی را که 20 سال بعد اگر بفهمند عادی میشود اگر الان بفهمند واویلا میشود.  حال فکر میکنم در زمان حاضر ما چه چیزهایی برایمان عادی است که 20 سال قبل اگر میفهمیدیم برای برخی ها واویلا میشد ؟

ولی من هنوز هم فلسفه ی مخفی نگه داشتن برخی حقایق را نمیفهمم. مثلا نمی فهمم چرا ما باید ثروتمان را در یک مقطع خاصی از زمان مخفی کنیم ؟ شاید برخی بگویند علتش این است که اگر مردم میفهمیدند که ما چقدر ثروتمندیم دیگر حرفمان خریدار نداشت !  چه حرفیه ؟!!

شاید الان اگر ما بفهمیم که آقای امام جمعه از 20 سال قبل از سونا و استخر خصوصی خودش بیرون میآمد و با اعصاب آرامش یافته پشت تریبون نماز جمعه می ایستاد و اخبار جنگ را تحلیل میکرد نتیجه ی خاصی نگیریم.  اما اگر آن زمان این واقعیت معلوم میشد آیا رزمندگانی که در زیر گرمای سوزان جنوب کشور در حال نبرد بودند آیا بازهم با اشتیاق به خطبه های نماز جمعه گوش میدادند ؟ و از راه دور به سخنان ایشان الله و اکبر میگفتند ؟

نمیدانم ،  شاید لازم باشد این پنهان کاری ها !   آخر هرکسی که ظرفیت دانستن  این چیزها را ندارد. مخصوصا بچه پابرهنه هایی که در خاک و خل بیابانهای جنوب مشغول جنگ بودند.