من کلا با وام و قرض و چک و پیش خوری اصلا میانه ی خوبی ندارم . اما به اقتضای ضرورتی غیر قابل اجتناب ، مقداری قرض داشتم که موعد پرداختش نزدیک بود و من میدانستم که در این چند روز آینده که موعد پرداخت فرا میرسد توانایی ندارم که در موعد مقرر بازپرداختش کنم. توجه کردم به حضرت باریتعالی و خواستم تا بدقول نشوم و مدیون مردم نمانم. از خانه به سمت محل کار حرکت کردم و هنوز به محل کار نرسیده بودم که خانمم زنگ زد و گفت قرآن به همراه داری؟ گفتم توی شرکت هست. گفت وقتی به شرکت رسیدی به من زنگ بزن . حین رانندگی بودم و علتش را نپرسیدم .

خانمم پشت تلفن به من گفت : آیه ی 25 و 26 سوره ی آل عمران را قرائت کن و بعد از آن این دعا را بخوان . از او تشکر کردم  و همین کار را کردم و چون دعا به دلم چسبید ، همان روز دعای مذکور را در وبلاگم با عنوان دعای ادای قرض  منتشر کردم . آن روز 28 آبان ماه 1391 یعنی 4 روز قبل بود.

فردای آن روز یکی زنگ زد و گفت : آقا من این محصول را از شما خریده ام ولی به دردم نمیخورد ممکن است پس بگیرید ؟ گفتم هیچ مانعی ندارد . . .   بعد به شوخی گفتم خدایا ما از شما پول خواستیم ، پول که ندادی هیچ بلکه قبلی ها را هم پس میگیری ؟ . . .  بعد گفتیم :شکر!

روز بعد مامور برق آمد و گفت قبض را پرداخت نکردید و برق را قطع کرد . گفتم آقای محترم توی این ماه عزیز محرم چند روز مهلت بده ولی قبول نکرد. بالاخره از ته و توی جیبمان چندصد هزار تومان پیدا کردیم و قبض را پرداخت کردیم . بعد باز هم به شوخی گفتیم خدایا ! اگر مامور عذابت را میفرستادی از این مامورر برق گوارا تر بود. . . . بعد گفتیم :شکر!

روز بعد که همان دیروز باشد یکی زنگ زد و گفت: آقا ما قصد داریم ... میلیون تومان از شما خرید بکنیم و چک آن هم امضا شده و آماده است لطفا فردا بفرستید بیایند چک را ببرند. . . .  وهمین مبلغ هم قسمت زیادی از قرض ما را جبران کرد. . . . بازهم گفتیم :شکر!

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دعا


تاريخ : ۱۳٩۱/٩/٢ | ۳:٢٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.