استاد عزیز ، مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل تفسیر آیه 25 سوره مبارکه آل عمران چنین نقل میکنند :

صاحب کتاب ارشاد در داستان خواستن یزید بن معاویه از عبیدا... بن زیاد که سرهای شهدای کربلا را برایش بفرستد گفته : و سرها را که سر مقدس امام حسین علیه السلام هم در بین آنها بود نزد یزید گذاشتند . یزید گفت : "نفلق هاما من رجال اعزه علینا و هم کانوا اعق و اظلما "  یعنی از رجالی که بر ما سروری داشتند فرقها شکافتیم و آنان نسبت به ما عاق تر و ستمگرتر بودند. آنگاه به اهل مجلس خود رو کرد و گفت :

 این مرد (اشاره به سر مقدس امام حسین) تا زنده بود بمن افتخار مى‏کرد و مى‏گفت پدر من بهتر از پدر تو و مادرم بهتر از مادر تو و جدم از جد تو بهتر و خودم از تو بهترم !  همین سخنان بود که او را به کشتن داد.

اما اینکه میگفت : پدر من از پدر یزید بهتر است ، بدانید که پدرش با پدر من در باب سلطنت و خلافت مخاصمه کرد خدا پدر مرا بر پدرش ظفر داد و اما اینکه مى‏گفت مادرم بهتر از مادر یزید بود قسم به جان خودم که راست گفته است  چون فاطمه دختر رسول الله از مادر من بهتر بود (فلعمرى ان فاطمة بنت رسول الله خیر من امى) و اما اینکه مى‏گفت جدم بهتر از جد یزید است البته هر که ایمان به خدا و اقرار به روز جزا دارد باید پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) را از همه کائنات بهتر بداند و اما اینکه مى‏گفت خودم از یزید بهترم گویا این آیه را از قرآن نخوانده بود که مى‏فرماید: قل اللهم مالک الملک تؤتى الملک من تشاء الى آخر. (25-آل عمران) یعنی : بگو ای خداوند مالک ملک هستی ، تو به هر که بخواهی سلطنت می بخشی و از هرکه بخواهی می گیری . . .

در اینجا حضرت زینب (ع) دختر شیرخدا ساکت نماند و با سخنی شیوا که حاکی از سخنوری و شجاعت و ایمان و تسلط او بر کتاب خدا بود در جواب یزید فرمود : ای یزید گویا از اینکه اقطار زمین و آفاق آسمان را بر ما تنگ گرفتی و کار ما بدین جا کشید که به اسیریمان ببرند آنطور که سایران اسیران را می برند چنین خیال میکنی که به خاطر این بوده که ما نزد خدا خوار و تو در درگاه او محترم و آبرومند بوده ای ؟ و خدا بخاطر مقامی که تو نزد او داشته ای ما را چنین و تو را چنان کرد؟ از اینکه باد به دماغت افکنده ای و اضهار مسرت می کنی پیدا ست که این طور پنداشته ای. چون می بینی دنیا و همه اسباب ظاهری فعلا رام تواند و گردش امور به کام تو و ملک و سلطنت ما بدون درد سر در دست تو است . ناگزیر از تو میخواهم لحظه ای سکوت کنی و آرام بگیری تا به تو بفهمانم که چقدر در اشتباهی !  مگر به یاد نداری کلام خدا را که می فرماید :

وَلاَ یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ

لِیَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِینٌ ﴿۱۷۸- آل عمران﴾

و البته نباید کسانى که کافر شده‏اند تصور کنند اینکه به ایشان مهلت مى‏دهیم براى آنان نیکوست ما فقط به ایشان مهلت مى‏دهیم تا بر گناه [خود] بیفزایند و [آنگاه] عذابى خفت‏آور خواهند داشت

. . . و در مقابل این برهان قاطع کسی جوابی نداشت .

سلام بر تو ای زینب ، ای شیرزن کربلا