در حدود یکماه از بازداشت معروفترین آقازاده ی ایران میگذرد . بازداشت این آقازاده ،  جدای از مسائل جناحی وسیاسی ، میتواند یکی از نکات قوت جمهوری اسلامی بحساب آید . مردم از نظام اسلامی انتظار دارند که با همه ی مجرمین برخورد یکسانی داشته باشد و عدالت را در محاکمه و مجازات قانون شکنان بطور کامل رعایت کند.  همه باید در برابر قانون یکسان باشند . با بازداشت مهدی هاشمی این امید در دل ملت زنده شده است که صدای پای عدالت هنوز از دور دستها به گوش میرسد.

با بازداشت معروفترین و قدرتمند ترین و ثروتمندترین آقازاده ها این سوال در فضای ذهنی مردم بوجود آمده است که آیا زمان بازگشت عدالت به جامعه فرا رسیده است ؟  آیا جمهوری اسلامی خود را از حیطه ی نفوذ نااهلان بیرون خواهد کشید ؟  آیا قانون جرات اجرای عدالت را در برابر صاحبان زر و زور و تزویر خواهد داشت ؟ آیا زمینه ی محو رانت خواری و فامیل پروری و ثروت اندوزی و اشرافیگری دولتی فراهم خواهد شد ؟  آیا قانون در برابر  تمامیت خواهان توانایی عرض اندام پیدا خواهد کرد؟

. . . اما مریضی زودهنگام آقازاده و عیادت مسئولان بلند پایه نظام از یک مجرم ویژه  به بهانه ی بیماری ، امیدها را متزلزل میکند. تا وقتی که آقازاده ها زود مریض میشوند و موقعیت یک مجرم را به راحتی با مظلومیت یک بیمار تلطیف میکنند و با ریاکاری و فریب  قبح ملاقات با مجرم را با حسن عیادت از مریض جایگزین میکنند امیدی به اجرای عدالت نیست.

مردم از خود سوال میکنند که قلب آقازاده چرا در لندن نگرفت و به محض ورود به بازداشتگاه دچار اختلال گردید ؟  چرا وقتی در خیابانها فریاد "مرگ بر اصل ولایت فقیه" میداد قلبش از هیجان دچار نقصان نشد؟

مردم ایران از قوه ی قضائیه عدالت را مطالبه می نماید . ویژه خواری در زندان بدتر از آزاد کردن و دستگیر نکردن مجرم است . لطفا با آبروی نظام بازی نکنید. خون شهیدان را پایمال نکنید.