گزیده ای از سخنرانی پروفسور ربیعی

 

 

 

ایرادشده در سمینار تجارت الکترونیک

زمان 19 تیر 1387 – تبریز – سالن همایشهای سازمان بازرگانی

 

من میخواهم ابتدا کمی راجع به جامعه اطلاعاتی صحبت کنم وبعد تعامل مجازی به طور عام ودرپایان درباره  مقوله تجارت الکترونیک صحبت کنم .

پیشنهاد من اینست که برای ورود به این حوزه بیشتر سوال کنیم تا اینکه دنبال پاسخ باشیم . برای اینکه با همان معضلی که در گذار از جامعه سنتی به جامعه صنعتی اتفاق افتاد ممکن است که همان معضلات را بامقیاس وسیعتری مرتکب شویم.

برای اینکه شناخت این مسئله مستلزم دسترسی به ابزاری استکه ممکن است آن ابزار درحال حاضر در اختیار ما نباشد.

البته من این را درباره خودم میگویم . درمیان شما اساتید کسانی هستند که قطعا اشراف خوبی نسبت به موضوع جامعه اطلاعاتی و تعامل مجازی و عصر مجازی و تجارت الکترونیک دارند ولی من چنین ادعایی ندارم من بیشتر سوال دارم تا پاسخ !

من چگونه میتوانم فرض کنم بایک ذهنیتی که به هر حال محصول جامعه سنتی جهان سومی است توان درک مسائل فوق مدرن را داشته باشم؟ این برای من بطور شخصی سوال است . هنوز ذهنیت من با عواطف ، خرافات ، باورها (بحث منفی و مثبت نیست ها ، ارزش گذاری نمیکنم ) مسائلی که با عرفان و شعر و موسیقی و چیزهایی که دراین جامعه سنتی هست وجامعه ما دراین مسائل پایه های خیلی قوی وریشه ای دارد . ازاین نمیتوان رهایی پیدا کرد . بسادگی نمیشود یک جهش ذهنی پیدا کرد به جامعه فرا صنعتی و فرامدرن و جامعه مبتنی بردانش .

حداقل برای من همیشه مورد سوال است .آیا این برداشتی که من از موضوع دارم درست است یا نه ؟

بسیاری از مسائلی که دراینجا طرح شد ازجمه این پاور پوینتها به نظر میرسد که همه چیز درست برداشت شده است اما به ریز که برویم شاید اینطور نباشد. چون ما چیزهایی را که تصور میکنیم میبینیم نمیبینیم .

ما مرتب با دوستان بحث میکنیم که وقتی ما درزبانمان مثلا میگیم پالیز ، جالیز ، شالیز وغیره ... ولی خود لیز را هرگز بکار نمیبریم و نمیدانیم چیست . یا تیمارستان و بیمارستان داریم چرا مارستان نداریم . مار چیه که این بیماراست و این تیمار است . یا وقتی بیهوده سخن میگوییم چرا هوده سخن نمیگویم ؟ چرا نمیدانیم هوده یعنی چه؟ اینها ممکن است خیلی ساده به نظر برسد ولی چرا ما نمیبینیم اینها را ؟ اگر به این خوب دقت کنیم شاید هم ما انقلاب اطلاعاتی را نمیبینیم به همین دلیل دراین جامعه به آن جنبش نرم افزاری میگوییم و دراین حد تقلیل پیداکرده . گمان ما اینست که دربخشی از این دنیا بخشی از صنعت الکترونیکی شد و بعد دیجیتالی شد و درآنجا نرم افزار بکاربردند وشد جنبش نرم افزاری . حالا آیا واقعا اینست ؟ یا پدیده دیگری است ؟ ما سرگرم انقلاب اسلامی بودیم درهمان زمان انقلابی درجهان روی داد و آنچنان زیر اقیانوس بود که ما اصلا اطلاعی از آن نداشتیم ودنیا رااینگونه یکباره دگرگون کرد.

آنچه که ما درتاریخ مشابه آنرا داریم 10 هزار سال پیش بود، انقلاب کشاورزی که توانست جوامع را دگرگون بکند. بشر بالاخره از درخت میاد پایین و حسابش را ازجنگل جدا میکند و برای تهیه غذا به کشاورزی روی میاورد غذایش فقط از شکار بود. بشر آن موقع میترسید از درخت پایین بیاید. اگر میامد حیوانها میخوردند . گاهی چند نفری باهم پایین میامدند و پس از شکار به سرعت به بالای درخت برمیگشتندچیزساده ای نبود.

300 سال پیش هم انقلاب صنعتی پیش آمد. یکباره بشر ازاینهمه کاریدی و فعلگی و کاردشوار کشاورزی وبه کارخانه ها آمد که البته خود این هم کار شاقی شده است.

وحالا 30 سال گذشته ودراین 30 سال  انقلاب اطلاعاتی شده . دوران صنعتی اساسش استخراج زغال سنگ بود (Coal mining) و اکنون انقلاب اطلاعاتی اساسش استخراج اطلاعات (data mining) است . حالا ما از استخراج داده ها ارزش ایجاد میکنیم که نه تراکتور و نه بوردوزر میخواهدو نه مته ها و دستگاههای معدنی و فقط با کارهای ذهنی داده استخراج میکنیم بایک نرم افزارهایی. ولی معنیش این نیست که این جنبش نرم افزاری است  . این دگرگون کرد ، یک چیز جدیدی پیدا شد و این چیز جدید دنیارا تقسیم کرده است و قاره جدیدی بوجود آورده بنام قاره الکترونیکی (E-Continent) که درآن شهروند هایی هستند بنام (E-Citizen) خودشان الکترونیکی نیستند بلکه ذهنیتشان و کارشان و نحوه برخوردشان با اطلاعات ودانش و کاربردش الکترونیکی است. این مجموعه شاید 1 یا 2 درصد جمعیت دنیا را تشکیل ندهد. مرزهم ندارند ملیت هم ندارند یکیش در آمریکاست یکی در اروپاست یکیش در تبریزه یکیش در هنده ، کال سنتر درآمریکاست و شب در هند کارهایش را انجام میدهند. مرزی ندارند مرزشان سایبر اسپیس و سپهر است . این شهروندان پاسپورتشان پسووردشان است. یک زبان مشترک هم دارند که اسمش معلوم نیست چیه مثلا E-Language  است یک چیزی شبیه انگلیسی است ولی انگلیسی هم نیست همه میتوانند کلمه های خودشان را بسازند و میسازند . مقررات خودشان راهم دارند ، اتیکتشان میشود نتیکت .

حالا گذار به جامعه اطلاعاتی که نمیتواند به این سادگی صورت بگیرد. یک ذهن محصول جامعه ساختار سنتی قدیمی مثل من هرچه قدرهم امکانات به من بدید من بیشتر از پیکان نمیتوانم تولید کنم . من نمیتوانم براتون مرسدس بنز بسازم . شما شاید بتوانید ولی من نمیتوانم ....