شب و روز عرفه ، فرصتی برای شناخت بیشتر است. و با شناخت نسبی جنبه های مختلف قدرت خدا میتوان برای شناخت خدا گامی پیشتر نهاد.

در این میان تحفه ی بسیار شریفی در میان مفاتیح الجنان برایت آماده است که بسی روح بخش است و یکبار خواندن آن ترا تشنه تر میکند و با دو بار خواندنش ارضا نمی شوی . با شروع تکان دهنده ی دعا شورشی در قلبت ایجاد میشود و با این شورش ناگهانی در همان ابتدای کار ، گره های ذهنی ات گشوده میشود و از خود بیخود میشوی و خود را از یاد میبری و  هر فرازی را که میخوانی حاجتی از حاجت هایت را فراموش میکنی و هرچه جلوتر می روی ذهنت از اندیشه ی خواسته هایت آزادتر می شود و باز هم جلوتر که میروی در گرماگرم هیجان مقدس دعا حاجت هایت تماما فراموش می شود. دیگر نمیتوانی از خدا هیچ بخواهی و چیزی را برای خواستن از این مقام با عظمت لایق نمی یابی. تو که برای خواستن آمده بودی احساس میکنی اکنون دیگر هیچ خواسته ای نداری .

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم     چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

مفاهیم عالی و استثنایی دعای شب عرفه به نظر منحصر بفرد می آید و شاید در هیچ دعایی اینگونه برانگیخته گی رخ ندهد. لحن دعا بسیار پرشور و عارفانه است. عبارات این دعا سخنی ناب است که در جاهای دیگر گفته نشده است . فرازهایی شور انگیز از این دعای آگاهی بخش را بخوانید و خود قضاوت نمایید که چه میزان لذت بخش است آغاز دعا اینگونه با سخنی تکان دهنده به استقبال می آید :

اَللّهُمَّ یا شاهِدَ کُلِّ نَجْوى وَ مَوْضِعَ کُلِّ شَکْوى وَ عالِمَ کُلِّ خَفِیَّةٍ وَ

مُنْتَهى کُلِّ حاجَةٍ . . .

خدایا ای آگاه هر راز و مرجع هر شکایت و دانای هر پنهان و منتهای هر حاجت ای آغازنده نعمت ها بر بندگان ای "بزرگ گذشت" ای "نیکو درگذر" ای بخشنده ای که نه شب تار چیزی را از تو پنهان کند و نه دریای مواج و نه آسمان پر ستاره و نه تاریکی های پیچیده درهم ای کسی که تاریکی در پیش او روشن است.

. . .

و از تو خواهم به حق جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و به حق محمد مصطفی که درود خدا بر او و آلش و بر جمیع پیمبران و همه فرشتگان

و به حق آن نامی که حضرت خضر به وسیله آن بر روی امواج آب دریا راه می رفت چنانچه بر روی زمین هموار راه می رفت.

و به حق آن نامت که شکافتی بدان دریا رابرای موسی و غرق کردی فرعون و قوم او را و نجات دادی بدان موسی بن عمران و همراهانش را

و به حق آن نامت که موسی بن عمران به وسیله آن تو را خواند از جانب راست کوه طور و اجابتش کردی و محبت خود را بر دلش انداختی.

و به حق آن نامت که عیسی بن مریم به وسیله اش مردگان را زنده کرد و در گهواره در زمان کودکی سخن گفت و کور مادرزاد و مبتلای به مرض برص را به اذن تو شفا داد و بدان نامت که خواند به وسیله آن تو را حاملین عرشت و جبرئیل و میکائیل و اسرافیل و حبیبت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و فرشتگان مقرب و پیمبران مرسلت و بندگان شایسته ات از اهل آسمان هاو زمین ها

و بدان نامت که یونس تو را بدان نام خواند در آن هنگام که خشمناک برفت و گمان داشت که بر او سخت نگیری.پس ندا کرد در میان تاریکی ها که معبودی جز تو نیست منزهی تو و به راستی مناز ستمکاران هستم پس تو اجابتش کردی و از اندوه نجاتش دادی و این چنین نجات دهی مؤمنان را

و بدان نام عظیمت که داود بدان نام تو را خواند و برایت به سجده افتاد پس گناهش آمرزیدی

و بدان نامت که آسیه همسر فرعون بدان نام تو را خواند و گفت:
پروردگارا برای من نزد خود در بهشت خانه ای بنا کن و نجاتم ده از فرعون و کردارش و نجاتم ده از دست مردم ستمکار پس دعایش را اجابت کردی

و بدان نامت که ایوب تو را بدان خواند در آن هنگام که بلا بر او نازل شد پس او را تندرست کرده و کسانش را به او دادی و نظائرشان را نیز از رحمت خویشو پندی برای پرستش کنندگان

و بدان نامت که یعقوب تو را بدان نام خواند. پس بینائیش را و نور دیده اش یوسف را به او بازگرداندی و پریشانیش را برطرف کردی

و بدان نامت که سلیمان بدان تو را خواندپس بدو سلطنتی دادی که شایسته نبود برای هیچکس پس از او و به راستی تو پر بخششی

و بدان نامت که براق را برای محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) مسخر کردی آنجا که فرمودی: منزه است خدائی که راه برد بنده اش را شبانه از مسجد الحرام تا مسجد اقصی.

. . . 

وبعد از این همه سخنان عاشقانه و راز ونیاز های شگفت انگیز ، از آن معشوق دلربا چه باید بخواهی که لایق این راز و نیاز باشد ؟ آنقدر این نیایش زیباست که دوست نداری تمامش کنی و حاجت خود را بر زبان بیاوری و میخواهی همینطور فقط از او بگویی و تا بی نهایت ادامه دهی و هیچ نخواهی از او جز اینکه همین حال را استمرار بخشد.