" حجاب اختیاری " واقعا یک شعار جذاب و جالبی است. حجاب یک مفهوم مثبت است و اختیار هم مفهوم مثبتی دارد و ترکیب این دو مفهوم ، یک مفهوم جالب و مقبولی را درست میکند. قبول کنید که مقاومت در برابر این درخواست خیلی دشوار است . این ترکیب قوی ، افکار عمومی را با خود همراه میکند . هیچ چیز منفی در آن دیده نمیشود و به همین خاطر 90 درصد مردم در نگاه اول از این مفهوم استقبال میکنند و یا لااقل جبهه ی مخالف نمیگیرند. اما باید دید که آیا چیزی که در زیر این پوسته ی جذاب و خیره کننده پنهان شده است هم به همان اندازه جذاب و قابل قبول است ؟
برای پی بردن به جواب این سوال باید معادل این ترکیب را هم مورد توجه قراردهیم . با کمی تامل در می یابیم که ترکیب "حجاب اختیاری " معادلی دارد که عبارت است از "بی حجابی اختیاری" و به عبارت دیگر "فساد اختیاری" که مقصود اصلی طراحان این شعار هم همین است اما مدعیان هرگز از این ترکیبات استفاده نمیکنند . جواب این سوال که چرا طراحان شعار فوق از این ترکیبهای اصلی استفاده نمیکنند روشن است . زیرا ترکیبهای فوق بار منفی دارند و مخاطب در همان نگاه اول در مقابل این ترکیب و این خواسته موضع مخالفت میگیرد و مقصود حاصل نمیشود.
اما مدعیان وقتی از شعار" حجاب اختیاری " دم میزنند میدانند که با این ترفند حتی برخی از معتقدان به حجاب را هم با خود همراه میسازند. زیرا این شعار حرف دل معتقدان به حجاب هم هست زیرا اینان کسانی هستند که حجاب خود را بطور کاملا اختیاری انتخاب کرده اند و به همین خاطر هم آنها این شعار را به نوعی همسو با خود می انگارند و از آن حمایت میکنند.
اما واقعا هدف مدعیان از طرح شعار "حجاب اختیاری" چیست ؟ آیا هدف واقعی آنها از طرح این شعار در واقع رسیدن به مفهوم معادل آن یعنی "فساد اختیاری" است ؟
 
نکته ی بسیار مهم اینجاست که مقصود اصلی طراحان شعار فوق "فساد اختیاری " هم نیست . زیرا فساد اختیاری اولین گام از اهداف آنهاست و در حقیقت هدف نهایی آنها چیزی نیست جز یک اراده ی وحشتناک و ویرانگر به نام : "فساد اجباری"
مخالفان حجاب به چیزی جز فساد اجباری قناعت نخواهند کرد. اگر مومنان بخواهند که در مجاورت خود فساد را تحمل کنند بدانند که فساد هرگز ایمان را در همسایگی خود تحمل نخواهد کرد. اگر مومنان برای فساد حق زندگی قائل شوند یقین بدانند که فساد حق نفس کشیدن به ایمان را نخواهد داد. تاریخ جهان این را به ما آموخته است .
وقتی فساد در جامعه ، جسارت معرفی کردن خود را به خود داد و قدرت ابراز وجود پیدا کرد و توانست از حق خود دفاع نماید روز بروز گسترش خواهد یافت و حیطه نفوذ خود را گسترده تر خواهد نمود. وقتی بی حجابان توانستند در جامعه از حق خود دفاع نمایند دیگر باحجابان حرفی برای گفتن نخواهند داشت زیرا در آن صورت ، رعایت حجاب توهین به بی حجابان تلقی خواهد شد. اگر در جامعه ای فساد توانست از حق خود دفاع نماید دیگر صالحان جایی برای نفس کشیدن نخواهند داشت. در آن جامعه که فساد حقی برای ادامه ی زندگی خود فراهم آورد بلافاصله به بازار گرمی خود خواهد پرداخت و تلاش برای سالم ماندن در چنین محیطی تحدیدی جدی برای بازار خود فروشان و فاسدان به شمار خواهد آمد و کسانیکه بخواهند از فساد دور بمانند چاره ای جز اخراج از زندگی نخواهند داشت . داستان واقعی زیر یک نمونه ی خیلی آبرومندانه و قابل بیان از خروارها است. دنیایی که فساد اجباری قانونی شده است. عنایت کنید :
 
مربی بسکتبال تیم ملی زنان امریکا (که یک مرد است) یکی از زنان نیروی امنیتی این تیم را به خاطر اینکه تقاضای بوسه وی را رد کرده است از همراهی تیم ملی در رقابتهای المپیک باز داشت.به گزارش پارس ناز یک زن ادعا میکند مربی بسکتبال تیم ملی امریکا جنو آئوری به دلیل اینکه وی تقاضای بوسیدن او را رد کرده است او را از همراهی تیم ملی در رقابتهای المپیک منع کرده است.
 
اخراج این خانم از تیم بانوان آمریکا برای ندادن بوسه + عکس

 

این زن که کلی هاردویک نام دارد به یک دادگاه در منهتن شکایتنامه ای ارائه داده است که مبنی بر اقدام بر سواستفاده جنسی سرمربی تیم ملی بسکتبال امریکا از وی است. بنابر گزارشات وی از سال 2002 همراه تیم ملی بسکتبال امریکا بوده است و دو المپیک را در کنار این تیم گذرانده است.

 

 
اخراج این خانم از تیم بانوان آمریکا برای ندادن بوسه + عکس
 
او میگوید از سال 2009 و سفر این تیم به روسیه این مربی قصد نزدیک شدن به او را داشته است و چون ناکام مانده است وی را از همراهی تیم بازداشته است. خانم هاردویک میگوید اگر برکناری او به دلیل دیگری رخ میداد شاید او قضیه را فراموش میکرد اما چون علت آن رد تقاضای بی شرمانه این مربی است وی تا آخر برای بدست آوردن حقش مبارزه خواهد کرد.