در پی بازداشت مهدی و فائزه هاشمی ، یکی از سایتهای حامی فتنه ، نامه عفت مرعشی همسر هاشمی رفسنجانی را منتشر کرد. در بخشی از این نامه که با مظلوم نمایی زیاد نگاشته شده است آمده است :

((گاهی با خود می گویم تو که بیش از 10 سال زندان و شکنجه آقای هاشمی را در زمان طاغوت تحمل کردی، چطور چند روز زندانی شدن فرزندانت را تاب نمی آوری؟
. . . غافل از این که من مادر همه بچه های این آب و خاک هستم. . . من یک مادرم، مثل همه مادران داغدار دیگر. صدای من صدای همه آنهاست و همه فرزندان دربند مانند مهدی و فائزه. اگر درد آنها را با همه وجودم حس نمی کردم، امروز این همه نگران مهدی نبودم. هرگاه به یاد او می افتم، با خود می گویم، آنچه بر سر دیگران آمد، آیا بر سر فرزندم هم خواهد آمد؟ درون جانم آتش می گیرد، همان طور که چندی است این سوز رهایم نمی کند.))

ما دوست نداریم عواطف مادری را نادیده بگیریم و از شنیدن نگرانیهای مادرانه حس همدردی در دل ما ایجاد میشود. اما ما نیز سوالاتی داریم ، ما هم درد دلهایی داریم ، به خانواده ی آقای هاشمی عرض میکنیم که  آیا شما هم به عواطف ما توجه میکنید ؟ ما هم نگرانیهایی داشتیم و داریم که توجه کننده ای از سوی شما برای آنها نمی یابیم ما از میان انبوه سوالات و مطالباتی که داریم  ، فقط یک سوال از شما میپرسیم و آن اینکه :

سرکار خانم عفت مرعشی چرا دستور دادید : " همه بریزند توی خیابان " و جامعه را تحریک کردید و با این کار بچه های مردم را در معرض فتنه ی منافقانه قرار دادید تا از پشت و پهلو خنجر بخورند ؟ آیا فکر میکردید که بچه های خودتان همیشه پشت صحنه در کمال عافیت ، صحنه گردانی خواهند کرد؟ و از همه ی خطرات در امان خواهند ماند ؟ وقتی که فنته ی ایجاد شده توسط شما مساجد را به آتش میکشید و اموال عمومی و مغازه های مردم را مورد غارت قرار میداد چرا حس مادری و عواطف انسانیتان بیدار نمیشد؟ وقتی اعتبار مملکت و نظام را در زیر پای دشمنان غربی قربانی میکردید چرا عواطف شما نجوشید ؟

این طبیعی است که شما بعنوان یک مادر برای فرزند خود نگران و دلسوز باشید. اما دلسوزی برای اجتماع آنوقت از سوی شما مقبول می افتاد که در جریان آشوبها با تعقل و احتیاط و با حس مسئولیت پذیری برخورد میکردید و جوانان مردم را مثل فرزندان خود میدانستید و آنان را پیشمرگ سهم خواهی های خود قرار نمیدادید . آیا آن روز که در گرماگرم فتنه ، جوانان مردم در فضای موهوم و مسموم ناشی از نهضت کشته سازی در میان انبوه جمعیت در معرض مرگ قرار داشتند شما احساس دلسوزی نمیکردید ؟  چرا آن موقع به فکر دلسوزی برای فرزندان مردم نبودید و فقط به آرمانها و مطالبات مردم (!!؟)  اهمیت میدادید وراضی نمیشدید جوانان از خیابانها به خانه هایشان برگردند  اما الان جان فرزندانتان از اوجب واجبات شده است؟ و دلسوزی برای بچه هایتان از هر مطالبه ای اولی تر شده است؟

ما از شما سوال میکنیم ، آیا با فتنه ی شما ، نظام اسلامی و انقلاب و خون شهیدان در معرض خطر واقع نشد؟ آیا فرزندان شما با حمله به ارکان نظام و دستاوردهای انقلاب پا روی خون شهدا نگذاشتند ؟ چرا فکر میکنید که فرزندان شما از همه نظام و انقلاب و مردم و شهیدان ما مهمتر اند ؟ وکسی حق اعتراض و مجازات آنها را ندارد ؟ چرا وقتی کسانیکه با دعوت شما به خیابان ریخته بودند و همدستان فرزندان شما با بی حرمتی تمام ، عکس امام را پاره کردند شما ناراحت نشدید ؟ وبه توهین کنندگان و به فرزندانتان اعتراض نکردید ؟ چرا فکر میکنید خانواده ی شما از امام خمینی و آرمانهایش مهمتر و با ارزشتر هستند ؟

کسانیکه به دستور شما به خیابانها ریختند ، در روز عاشورا حرمت عزای امام حسین را شکستند و به رقص و کف و سوت و هلهله پرداختند . آیا آن روز درون جان شما آتش نگرفت ؟ ولی امروز میگویید که درون جان شما آتش میگیرد! چرا فکر میکنید ارزش خانواده ی شما از امام حسین و شهدای عاشورا بیشتر است ؟

مسائل مالی و اقتصادی به یک طرف ولی این را باید پرسید که چرا باید خانواده ی هاشمی حق شکستن حرمت بالاترین مقدسات مردم را داشته باشد اما هیچ کس حق اعتراض و مجازات آنها را نداشته باشد؟

دوست دارید هر کاری بکنید و از هر امکاناتی بهره مند شوید و در کمال رفاه زندگی کنید و هر اقدامی را علیه امنیت مملکت انجام دهید اما وقتی پای مجازات فرزندان شما به میان می آید شما مادر همه میشوید و فرزندان شما معادل همه فرزندان این مرز وبوم قرار میگیرند؟ چرا ؟

خواهر عزیز ، مادر گرامی ! چرا مانند یک شهروند عادی یا مانند خانواده یک مقام بلند پایه ی کشوری در این مملکت به حقوق خود قانع نیستید؟  و همواره چیزی بیشتر از آنچه را که دارید مطالبه میکنید ؟ این مطالبات تا کجا ادامه خواهد یافت ؟ پاداش 10 سال زندان مبارزاتی همسرتان در رژیم طاغوت چقدر است تا ضمن تقدیم اجرت المثل ، از زیر این منت کمر شکن خارج شویم؟ 

خواهر من ! شما کدامیک از همسران مسئولین را سراغ دارید که به صرف اینکه همسرشان مسئول است  به خود اجازه دهد تا برای مردم "دستور العمل " صادر نماید ؟ شما با تکیه بر کدام جایگاه علمی ، ایمانی ، اجتماعی یا انقلابی فتوای آشوب صادر میکنید ؟  این ملت چه گناهی کرده است که همسر شما را در جمع هزاران مبارز دیگر پذیرفته و مبارزات او را ارج نهاده است ؟ اگر قرار بود ملت ایران از زیر سلطه ی خانواده پهلوی در آمده و به زیر سلطه یک خانواده دیگر برود که هرگز انقلابی رخ نمیداد.

ای کاش همه بپذیرند که در حیطه ی وظایف خود به جامعه خدمت نمایند . زیاده خواهی ها  هزینه ی اداره جامعه را بالا میبرد و مردم را به زحمت می اندازد.  اگر میدانستیم که هزینه مبارزات همسر شما آنقدر بالاست که هرگز جبران نمیشود در پایشان می افتادیم و التماس میکردیم که مبارزه نکند و ما را در بند منت خویش اسیر نکند و ملت را در زیر یوغ خاندان ستمگر پهلوی رها نماید که : از طلا بودن پشیمان گشته ایم      مرحمت فرموده ما را مس کنید.

خواهر من ! اگر میخواهی بچه هایت محنت نکشند راهش این نیست که آنها را در توهین به مقدسات و مردم آزاد بگذاری و در هنگام مجازاتشان دلسوزی کنید. راهش این است که قناعت به محدوده حقوق خویش را به آنان بیاموزید. سالهاست که مردم به احترام مبارزات همسر شما ، کج رویهای شما و فرزندانتان را با دیده ی اغماز نگریسته و از سر تقصیراتشان گذشته است. اما اگر مردم کج رویهای اقتصادی را اغماز کرد هرگز از حمله به مقدسات و انقلاب ، چشم پوشی نخواهد کرد.

بخدا قسم همسر شما هر اندازه که آن روز ها  با شاه ستمگر مبارزه کردند ، امروز هزاران برابر آن از ملت سهم مبارزاتی گرفته اند. جا دارد که ملت بگویند که اگر این چنین میخواستی بر جان مردم بیافتید ، ای کاش اصلا مبارزه نمیکردید.

سعدی شیرین سخن حکایتی دارد که بی ربط به این داستان نیست.

یاد دارم که در ایام طفولیت متعبد بودمی و شب خیز و مولع زهد و پرهیز شبی در خدمت پدر رحمة الله علیه نشسته بودم و همه شب دیده بر هم نبسته و مصحف عزیز بر کنار گرفته و طایفه ای گرد ما خفته پدر را گفتم از اینان یکی سر بر نمی‌دارد که دوگانه ای به درگاه یگانه بگزارد چنان خواب غفلت برده اند که گویی نخفته اند که مرده اند گفت جان پدر تو نیز:

اگر بخفتی به از آن که در پوستین خلق افتی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: رفسنجانی


تاريخ : ۱۳٩۱/٧/٢٢ | ۳:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.