هر انسانی بطور دائم به سمت تخیلات ذهنی خود در حال حرکت است. بستر تخیلی برخی از انسانها مثل یک دشت  مسطح است اینگونه افراد جزو کسانی هستند که در میان تجسمات ذهنی خود نقطه برجسته ای ندارند ولی بستر خیال برخی انسانها مثل یک کوهستان دارای پستی و بلندی هایی است و در میان این فراز و نشیب ها ، قله هایی میتوان یافت .  به یقین  برجسته ترین خیال هر انسان بخش عمده ی زندگی آینده او را شکل خواهد بخشید. بیشتر انسانها وقتی بزرگ میشوند و به شخصیت خود دقیق می شوند خیالات کودکی خود را تحقق یافته می بینند. آنها در می یابند که آن خیالات ، با یک نیروی نامرئی زندگی آنها را به سمت خویش کشیده است. در واقع تخیل ، نوعی تمرین کردن برای اجرا است .

خیال های افراد جامعه نقاط مشترکی نیز دارند .  وزن چند نقطه مشترک ممکن است از بقیه نقاط مشترک بیشتر باشد یعنی تعداد انسانهای بیشتری در این نقطه با هم مشترک باشند.  این نقاط مشترک را که دارای وزن زیادی هستند میتوان خیال جامعه نامید. بطور مشابه ، برجسته ترین خیالهای جامعه نیز آینده آن جامعه را شکل خواهد داد و در واقع تخیل در جامعه هم تمرینی برای اجرا به شمار میرود.

مراکز قدرت در غرب ، با استفاده از روانشناسی مدرن و جهت دار غربی ، مدتهاست که مهندسی تخیلات را در دستور کار خود قرار داده است. بازیهای کامپیوتری یکی از ابزارهای مهم و کارساز این مهندسی است. آنها به اسم بازی ، تخیلات جامعه آینده را مهندسی میکنند. اما چون اسم بازی را به آن گذاشته اند کسی اهمیت آن را باور نمیکند و مانند یک بازی کودکانه با آن برخورد میکنند. یک بازی چقدر میتواند مهم باشد ؟

خبر وحشتناکتر از آن است که ممکن است به ذهن بیاید.  به خبر زیر دفت کنید :

یکی از روزنامه های انگلیسی از افتتاح فروشگاه فروش گوشت انسان در پایتخت انگلستان، لندن خبر داد که به عنوان قصابی گوشت انسان در نوع خود در تمام جهان، اولین به شمار می رود.

نکته کلیدی قضیه اینجاست که سرنخ این کار به یک بازی کامپیوتری باز میگردد دقت کنید : به گزارش سرویس ترجمه شفقنا، این قصابی از سوی ناشر بازی های کامپیوتری معروف «رزیدنت اویل» حمایت می شود که طرح قصابی نیز از قسمت هایی از داستان این بازی گرفته شده است.

قصابی انسان

 

درست است که گفته شده است که مواد اولیه این گوشتها منبع غیر انسانی داشته است اما این حرف ، درست باشد یا نادرست ، در اصل مسئله ای که ما عنوان میکنیم هیچ تفاوتی ندارد. زیرا کسی که این تخیلات را در ذهن مردم تولید میکند نقشه ای هم برای اجرای آن در آینده دارد.

امروز حساسیت به فرم را از بین میبرند و فردا حساسیت به محتوی خود بخود از بین خواهد رفت. امروز مردم با دیدن دست شقه شده ی انسان در ویترین قصابی وحشت زده میشوند و از این کار متنفر میگردند و آمادگی آنی برای مقابله با عاملین این جنایت پیدا میکنند . اما وقتی مطلع میشوند که فقط شکل این گوشتها شبیه انسان است چه اتفاقی می افتد ؟  دیگر آن حساسیت بوجود نمی آید و غیرت انسانی از جوش می افتد و غیرفعال میشود. از این به بعد دیدن اعضای شقه شده انسانی به یک امر عادی تبدیل میشود و حساسیت و غیرت انسانی کسی را بر نمی انگیزد. وقتی غیرت از بین رفت از آن به بعد کار راحت میشود و آدمخواری رایج میگردد.

تصاویر زیر مربوط به بازی "رزیدنت اویل (Rezident Evil)"  است.

 

این روش یک روش جا افتاده است و بسیاری جاها جواب داده است که : فرم را جابیانداز ، محتوی خودبخود جا می افتد.

اما واقعیت چیست ؟ قضیه ی آدمخواری در غرب تا چه اندازه محتمل است ؟ آیا چنین چیزی ممکن است ؟ جواب این سوال خیلی آسان است.

100 ها سال است که شیپورهای تبلیغاتی غرب در قالب تئوری ها و کتابها و روزنامه و تئاتر و سینما و تلویزیون و رادیو و اینترنت . . .  24 ساعته کار میکنند تا این حرف را به انسان غربی بگویند که خدایی وجود ندارد و در آسمان خبری نیست و انسان باید به قانون انسانی پایبند باشد ولاغیر .

قانون انسانی هم در قالب قانونهای اساسی تهیه و تنظیم شده است و انسان غربی هم خواسته یا نا خواسته این را قبول کرده است و سالها در زیر قانون دست ساز بشری زندگی میکند.  این قانون است که رفتار انسان غربی را کنترل کرده و به آن ارزش میدهد. برای انسان غربی چیزی بالاتر از قانون اساسی کشورش وجود ندارد. او یاد گرفته است که :

-  انسان خوب کسی است که مالیات را به موقع وبه اندازه بدهد

- انسان خوب کسی است که پشت چراغ قرمز توقف کند

- انسان خوب کسی است که خانه ی خوب و ماشین خوب داشته باشد

. . .

و در کل انسان خوب کسی است که قانون را رعایت کند یا در واقع انسان خوب کسی است که قانون نتواند مدرکی علیه او داشته باشد. ارزشهای دیگری مثل حیا و عفت و انفاق و ایثار و . . . در قانون وجود ندارد و چیزی که در قانون وجود ندارد لازم نیست اجرا شود.

انسان غربی به این قانون اعتماد کرده است و سعی کرده است خوشبختی و سعادت را در زیر سایه ی  آن جستجو کند .

اما قانون را چه کسانی نوشته اند ؟ جواب این سوال در غرب بسیار روشن است : سرمایه داران!  جرج واشینگتن ، توماس جفرسون و . . . سایر بنیانگذاران و قانون گذاران آمریکا همه از سرمایه داران و ملاکین بزرگ بوده اند .   این سرمایه داران هستند که نظام کاپیتالیسم را بوجود آورده اند و قانون آن را نوشته اند . اگر چه رونما ممکن است چیز دیگری جلوه کند اما  در ذات قانون سرمایه داری ، بهترین انسانها همان سرمایه داران هستند . این را قانون و مجلس سنا (اعیان) میگوید. بنابراین انسانیت انسان  غربی را سرمایه داران تعیین میکنند و یک انسان غربی این را پذیرفته است. در طول سالیان متوالی سرمایه داران با زیرکی توانسته اند اعتماد انسان غربی به خود را با تکیه بر اعتماد به قانون حفظ نمایند.

اما ورق در حال برگشتن است . جنبش بی سابقه و ناباورانه ی وال استریت ! زنگ این برگشت را به صدا در آورده است. جنبش وال استریت و دامنه ی گسترده ی آن در اروپا یک معنی دارد : انسان غربی اعتماد خود را به سرمایه داران از دست داده است .

در حال حاضر وابستگی و پیوستگی محکم بین سرمایه داران و قانون در بین مردم غرب به روشنی احساس نشده است . آنها  تصور میکنند که فقط درحال مبارزه با سرمایه داران هستند درحالیکه این درست نیست . زیرا مبارزه با سرمایه داران  ، مبارزه ی با قانون هم هست.

اعتماد مردم به سرمایه داران از بین رفته است این یعنی اعتماد مردم به قانون از بین رفته است. همان قانونی که معیار خوب  و بد بود. آن معیار! دیگر نیست. وجود ندارد. یعنی خوب وبد یکی شده است و جدا کننده ای برای آنها موجود نیست.  حال که قانون نیست پس چه کسی باید ها و نباید ها را به مردم خواهد گفت ؟  چه میزانی برای خوب و بد وجود خواهد داشت ؟ خدا را که از دست مردم گرفته اند ! و اعتماد مردم را به خدا از بین برده اند. اکنون در غیاب قانون و خدا ، خوب و بد مفهوم خود را از دست میدهد  و انسان به یک موجود رها شده تبدیل گشته و در اختیار خواسته ها و امیال آنی خود قرار می گیرد.

چه کسی کشتن انسان را حرام و غیر مجاز خواهد کرد ؟  آیا خدا ؟  برای انسان غربی که خدایی وجود ندارد!   آیا قانون ؟  دیگر قانونی وجود ندارد!

فاصله ی انسان غربی با آدمخواری به اندازه فاصله زمان تمرین و برگزاری مسابقه ی فوتبال است . لندن نشینها در حال تمرین هستند !

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: آمریکا , غرب , آدمخواری


تاريخ : ۱۳٩۱/٧/۱٦ | ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.