قسمت دوم را اینجا بخوانید

قسمت سوم

 احمدی نژاد بازگشت به اصول انقلاب را هدف گرفت و به مدیریت شتابزده و احساسی و خود محوری موجودیت بخشید.

در زمانی که ارزشهای انقلاب در جامعه در حال فراموشی بود و قدرت و ثروت در قبضه ی طیف خاص محدود شده بود . احمدی نژادی که تا لحظه ی تبلیغات انتخاباتی ناشناخته بود با شعار شکستن انحصار قدرت و بازگشت به اصول انقلاب وارد عرصه شد و در کمال ناباوری با اقبال افکار عمومی مواجه شد و رقیب پرقدرت خود یعنی آقای هاشمی را شکست داد و به مسند ریاست جمهوری رسید. رئیس جمهور بار دیگر گفتمان انقلاب را از گوشه عزلت بیرون کشید و در جامعه مطرح کرد .

اما او نیز نتوانست آنگونه که میگفت در حد شعارهایش ظاهر شود. عزم جدی و توان کاری بالا ومثال زدنی او در غیاب روحیه ی طمانینه و آینده نگری و عدم اعتقاد به کار تدریجی و گروهی و حساب شده  کار دستش داد و مدیریت شتابزده ی او در عزل و نصب ها و دادن وعده هایی که انجام آنها از عهده اش خارج بود اعتبار حرفهایش را بشدت تنزل داد.  او در سالهای اول ریاستش بدون توجه به بدنه دولت حرفهایی زد و وعده هایی داد که هرگز به تحقق نپیوست. او با تکیه بر پرکاری خویش  فکر میکرد میتواند یک تنه همه ی مشکلات را حل کند و با اصلاح کشور  به یک قهرمان تبدیل شود. او قول داده بود که مفسدان اقتصادی را معرفی کند اما تا پایان دوره اول ریاستش هرگز این کار را نکرد وتنها در مناظره با میرحسین موسوی اشاره ی کوتاهی به آن نمود که آنهم از سوی افکار عمومی به اقدام تبلیغاتی تعبیر شد . او همیشه دستش در جیب بغلش بود و آمادگی خود را برای بیرون آوردن لیست مفسدین اعلام میکرد اما هرگز لیستی ارائه نگردید. عملکرد او در دوره اول نشان داد که اطلاع دقیقی از ساز و کارهای دولت برای نیل به اهداف کلان اجتماعی ندارد. او میخواست برای رسیدن به خواستهای آرمانی خود ساز وکارهای دولتی و قانونی را دور بزند و یک تنه و با طرحهای ابتکاری به اهداف خود برسد.

 

در دور دوم ریاست احمدی نژاد شتاب زدگی و خود محوری و یکه تازیهای او کار دستش داد و کارهایی مثل اصرار بر دادن مسئولیت به مشایی و  غیبت ده روزه اش و مانند آن وجهه او را بکلی خدشه دار کرد. احمدی نژاد برنامه محور نبود و این باعث گردید تا تعداد زیادی از  وعده های او در حد یک شعار باقی بماند.

او اگر چه ساده زیست بود و اشرافیگری دولتی را تقلیل داد  و شان کاذب  وزرا و مدیران دولتی را از بین برد اما از سوی دیگر درنتیجه ی عدم وفای به قولهای خود ، اعتماد مردم به وعده ها و برنامه های دولت را هم زیر سوال برد. مردم در زمان ایشان به وضوح شکاف بین نهاد های حکومتی و حتی ارکان خود دولت را هم مشاهده کردند و از نبود هماهنگی بین دستگاههای دولتی و عدم اطاعت دستگاهها از دستورات رئیس جمهور رنج بردند و همچنین لغو و عدول از دستورات در حال اجرا یک افتضاح مدیریتی بود . مانند واریز مبلغ یک میلیون تومان به حساب نوزادان و سپس برداشت آن از حساب که تصمیمات رئیس جمهور را در حد یک بازیچه تنزل داد.

تکروی و خود رایی احمدی نژاد تا به حدی رسید که رهبر انقلاب برای اصلاح حرکت رئیس جمهور مجبور شد تا کتبا با رئیس جمهور حرف بزند و کاری که باید با یک اشاره کوتاه حل میشد به یک موضع گیری رسمی کشید.

شجاعت احمدی نژاد در عرصه بین المللی ، دشمنان را به انفعال وا داشت و عقب نشینی های دولت های قبلی را تا حدی جبران نمود و ضعف های دشمنان انقلاب را آشکار نمود و اعتماد به نفس ملت ایران را بار دیگر زنده کرد.

کار بزرگ او در اجرای قانون هدفمند سازی یارانه ها یک اقدام متحورانه بود که با قدرت تمام آغاز گردید و البته در ادامه در اجرا با نقاط ضعفی همراه گردید. با اینکه نباید همه ی ضعفهای دولت را با فرافکنی به حساب دیگران گذاشت اما باید به مقاومتها و کارشکنی های صاحبان قدرت و ثروت نیز توجه نمود که براحتی از منافع خود عقب نشینی نمیکنند و علاقه ندارند که دولتی که انحصار قدرت را از دستشان خارج کرده است به موفقیتهای زیاد برسد.

احمدی نژاد  به بسط نشینی رییس جمهورهای پیشین در تهران پایان داد و با سفرهای استانی همه کشور را مورد توجه قرار داد و تاسال آخر ریاستش بر این مهم ادامه داد و از سفرهای متعدد خسته نشد و رکورد خدمت به استانها را شکست و البته از همین ناحیه هم مورد انتقاد های نابجای زیادی قرار گرفت.

احمدی نژاد اگر به عزم فوق العاده ی خود در رسیدن به اهداف انقلاب و توزیع همگن قدرت و ثروت در جامعه و گسترش عدالت ، چاشنی مدیریت استراتژیک  و سیاست قوی و حرکت برنامه ریزی شده را هم اضافه کرده بود یقینا میتوانست کارنامه ی درخشانی از خود برجای بگذارد و به یک رکورد دست نیافتنی برسد.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: هاشمی , خاتمی , احمدی نژاد


تاريخ : ۱۳٩۱/٧/۱٠ | ٢:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.