قبل از هر کار بعنوان مقدمه باید عرض کنم که ما معتقد نیستیم که آقایان هاشمی یا خاتمی یا احمدی نژاد مطلقا بد یا خوب هستند بلکه خوب و بد در همه افراد بشر با نسبتهای مختلف درهم آمیخته است. بلکه هدف ما در این نوشتار بیان شاخص ترین نتایج عملکرد این سه رئیس جمهور می باشد و همچنین بر این باور هستیم که هرسه این افراد بانیت خدمت وارد صحنه ی سیاست شده اند و در کلیت مسئله سوء نیتی ملاحظه نمیشود اما آنچه که مورد نقد قرار میگیرد نتایج حاصله از سیاستها می باشد که جامعه را تحت تاثیر خود قرار میدهد. ما عملکرد را نقد میکنیم نه نیات را. والبته روشن است که وجود نیات سوء را که ممکن است از سوی برخی مدیران در قالب پیشنهاد طرحها و برنامه ها در دولت مطرح و تصویب و اجرا شود نمیتوان نادیده گرفت.

هاشمی سازندگی را هدف گرفت و به رانت خواری و رشوه و فساد اداری و دیکتاتوری مشروعیت بخشید:

دولت آقای هاشمی دولت سازندگی نام گرفته بود . بدون تردید پس از سالهای جنگ  و ویرانی های ناشی از آن ، سازندگی به حق اولین اولویت کشور بود و عزم جدی ایشان برای تحقق این مهم قابل ستایش است. چه امری مهمتر از ساختن کشور میتوانست باشد؟ سازندگی باید انجام میشد و برای انجام آن نیروهای متخصص لازم بود و درست از همینجا بود که بذر آسیب ها هم پاشیده شد . مدیران و تخصص آنها رکن اصلی دولت سازندگی به شمار میرفت و تعهد مدیران ویژگی ای بود که موقتا به فراموشی سپرده شد و یا لااقل زیاد برآن تکیه نشد . مدیران باید کار تخصصی میکردند این بود که  در زمان ریاست ایشان به مدیران دولتی و نیمه دولتی  به منظور افزایش کارایی آنها اختیارات فرا قانونی داده شد و مدیران برای نقض مقررات شهری و کشوری جسارت یافتند و دفتر های تو درتوی مدیران برای در امان ماندن از مراجعات مردم ساز وکار مجددی بخود گرفت. با گسترش شعار "هم خورده ، هم کارکرده" دست اندازی های مدیران به بیت المال را توجیه کردند . نتیجه ای که از  پخش شعار یاد شده در جامعه بدست آمد این بود که "رشوه خواری"  مقبولیت پیدا کرد و رشوه خوارن مصونیت یافتند .  زیرا در وحله اول با طرح چنان شعارهایی تشخیص مصادیق رشوه خیلی دشوار و تقریبا محال گردید و بعلاوه براساس شعار فوق ، هیچ رشوه خواری به محض کشف شدن ، مستوجب مجازات نبود و باید بررسی مجددی صورت میگرفت که آیا فرد رشوه گیر کار سازندگی هم کرده است یا خیر؟  بنابراین ناگفته پذیرفته شده بود که کسانی که سازندگی میکنند مجاز به دریافت رشوه هستند . افکار عمومی پذیرفته بودند که رشوه خواری به خودی خود زشت نیست بلکه زمانی ممکن است زشت باشد که رشوه گیر کار سازندگی نکرده باشد. شعار "هم خورده هم کارکرده " کار خودش را کرده بود و در بدنه جامعه تاثیر خودرا برجای گذاشته و  زشتی رشوه و رانت خواری را در افکار عمومی از بین برده بود . یکی از مهمترین نتیجه اجتماعی دولت هاشمی تطهیر رشوه و رانت و فامیل پروری بود. دولت هاشمی پایگاهی بود که وزرا و مدیران دولتی و نیمه دولتی با تکیه برآن پایگاه بتوانند بنیه ی مالی خود را برای ثروت اندوزی و کسب قدرت اقتصادی مستحکم نمایند. اکنون نیز رد پای وزرا و مدیران دولت هاشمی در انبوهی از شرکتهای رنگارنگ اقتصادی وجود دارد و پولهای کلان مدیران مذکور از شمارش خارج بوده و یافتن کانالهای هدایت ثروت به سمت آنها کار ساده ای نیست. شرکتهایی که با نام فامیلهای غیر همنام مثل پسرخاله ها و دایی زاده ها و باجناق ها و پسر عمه ها و دامادها و غیره تاسیس و فعالیت می کردند چگونه قابل ردیابی میشوند ؟ آنها میدانستند که با نام پسرها و برادرها و برادرزاده ها و عموزاده ها بخاطر همنام بودنشان نمیتوانند فعالیت کنند . بنابراین فامیل پروری های غیر همنام یک سیاست کارساز بود. کانال کشی های اقتصادی در آن دوران چنان رواج یافت که به یک استراتژی میان مدت مدیران تبدیل گردید و با کسب تجربیات گوناگون به مهارت مدیران ارشد بدل گشت .

پس از انقلاب اسلامی در سایه تعلیمات انقلابی و اسلامی امام خمینی ، مسئولیت پذیری در دولت یکی از عبادات محسوب میشد و معیار انتخاب مدیران تعهد و تخصص و روحیه ی اسلامی انقلابی بود . مدیران با تمام تلاش کار میکردند و به امید دریافت اجر اخروی از سوی خداوند ، حقوق معمولی دریافت می کردند. آنها نه تنها نگران اوقات خود  که در مسیر انجام مسئولیت سپری میشد نبودند بلکه  مسابقه ای برای بیشتر کار کردن و کمتر پول گرفتن برقرار شده بود . مدیران باور داشتند که کار زیاد آنها به هدر نخواهد رفت و در پیش خدا ذخیره میشود و این طرز فکر به آنها قدرت و قوت مضاعف میبخشید.

برای اولین بار بعد از انقلاب معیار انتخاب مدیران در دولت سازندگی از تقوی و شایستگی به مدرک و روابط فامیلی تغییر یافت و بر همین اساس موج مدرک طلبی در میان مدیران به راه افتاد و سازمانهایی برای صدور مدرک برای مدیران دولتی تاسیس گردید. در پایان دولت هاشمی ، صحبت کردن از معیار تقوی برای انتخاب مدیران به یک امر خنده دار و مضحک تبدیل شده بود.

اتاقهای بزرگ و مجهز و میزها و مبلمان گرانقیمت برای مدیران رایج شد و اتاقهای مدیران به روی مردم بسته شد و مدیران در پشت درهای تو درتو از دید و دسترس مردم دور ماندند . وقتی که تقوی از معیار  انتخاب مدیران حذف شد درنتیجه امید به پاداش اخروی نیز از ذهنیت مدیران حذف شد و دیگر مناصب دولتی فرصتی برای خدمت به خدا و خلق خدا به شمار نرفت و چنان فهمیده شد که جبران خدمت مدیران نه توسط پاداش الهی بلکه فقط از مجرای حقوق و مزایای دریافتی انجام میشود و به همین سبب مسابقه برای دریافت حقوق بیشتر در بین مدیران شروع شد .  مدیران میگفتند آیا سنگینی مسئولیت ما و کارمندان ما یکسان است ؟  آیا فاصله حقوق کارمندان که به غیر از وقت اداری الزامی برای کار کردن ندارند با ما که آنکار هستیم و هر وقت و بی وقت با بهانه های مختلف با مسئولیتمان درگیر بوده و مجبور به پاسخ گویی هستیم  نباید زیاد شود؟   وبدیهی بود که چون روحیه ی خدمت مدیران از بین رفته و انتظار پاداش اخروی به تمسخر گرفته شده بود انتظار مدیران برای دریافت حقوق بسیار زیاد منطقی جلوه می نمود. این بود که  فاصله حقوق کارمندان و مدیران بسرعت افزایش یافت و به 10 برابر نزدیک شد و روحیه اشرافی گری دولتی بسرعت ایجاد و رشد کرد و بدین سان روحیه تملق زیردستان که لازمه حیات قشر اشرافی است در میان کارمندان  برای رسیدن به درجات بالاتر و برخورداری از مزایای مدیریت افزایش یافت.

قبل از دولت سازندگی ، رفت و آمد مسئولین دولتی در میان مردم یک امر عادی و استفاده از ماشینهای مدل بالا  توسط مدیران امری غیر عادی بود اما در پایان آن دولت ، مردم انتظار دیدن مدیران را در بین خود نداشتند و ماشینهای مدل بالا در بین مدیران یک امر پذیرفته شده و جا افتاده بود.

پروسه حذف عنصر "خدمت به امید پاداش الهی" از روحیه مدیران با موفقیت انجام شد و انتظار "جبران مادی خدمات مدیران" به مسابقه ای بی سرانجام تبدیل گردید که روز بروز بر شدت آن افزوده شد و دولت را از مردم جدا ساخت و طبقه مدیران دولتی مرفه بوجود آمد  که به مردم و کارمندان به عنوان شهروند درجه ی دو نگاه میکردند که نیازمند مدیریت مدیران هستند.

شعارهای انقلاب رنگ باخت و عدول از عقاید و اصول و سیاستهای انقلابی تنها را موفقیت  فعالیتهای اقتصادی دولت قلمداد گردید.

وزیران از سوی هاشمی  از سخنرانیها و اظهار نظرهای سیاسی و اعتقادی منع شدند و این ابتکار سیاسی ، خود به مصونیت فوق العاده ی  آنان در جامعه انجامید زیرا فعالان سیاسی نیز در فضای خلاء انگیزه ای برای نقد آنان نداشتند. والبته محدود سازی شدید نشریات نیز یکی از نتایج همین رویکرد بود.

 . . . ادامه مطلب را اینجا بخوانید


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: هاشمی , خاتمی , احمدی نژاد


تاريخ : ۱۳٩۱/٧/۸ | ٤:۱۸ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site SlideTheme :.