جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
نقد مختصر نامه ی خاتمی با عنوان "نامه ای برای فردا" نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩۱/٧/۱

اخیرا ایمیلی از یک دوست که یکی از جانبازان عزیز و از دوستداران آقای خاتمی است بدستم رسید که نامه ای از آقای خاتمی رئیس جمهور اسبق ایران به آن ضمیمه شده بود. عنوان نامه ی آقای خاتمی "نامه ای برای فردا" بود و در سال 83 آخرین سال ریاست ایشان نگاشته شده بود. نامه فوق دارای نکات جالبی بود و مرا برای نوشتن نقدی در حد بضاعت خویش برای آن ترغیب کرد که در زیر میخوانید.:

سلام دوست بسیار گرامی

 نوشته ی "نامه ای برای فردا" را که توسط آقای محمد خاتمی رئیس جمهور اسبق ایران خطاب به نسل جوان آن زمان نگاشته شده است اگر چه مفصل بود اما با حوصله خواندم . نکاتی چند در این باره قابل ذکر است :

در ابتدا لازم است توضیح دهم که در اینکه آقای خاتمی فردی دارای سوابق و شهرت مذهبی و علاقه مند به مردم و اسلام است حرفی نیست. اما با این همه نقاط ضعف وبرداشتهای اشتباهی از وضع جهان داشته و دارد که موجب شده است که در صحنه سیاسی تاثیرات منفی از خود برجای بگذارد و من سعی می کنم در حین احترام به شخصیت و تمایلات انسانی ایشان به این آسیبها اشاره نمایم.

1-     اولین جمله ی این نامه با این عبارت شروع شده است : "نسل جوان ما با کمتر کسی چون رئیس جمهور خود (یعنی خود آقای خاتمی) درد دل کرده است ." معنای واقعی این جمله و مقصود اصلی گوینده سخن این است که : "فقط من لایق درد دل کردن با مردم هستم " از این جمله نوعی خود محوری و خود شیفتگی استنباط میشود که تاثیرات این نحوه نگرش و این احساس کاذب در رفتار سیاسی او کاملا آشکار است و قسمت اعظم اختلاف خاتمی با حامیان و پدیده سازانش نیز به همین موضوع مرتبط است  و بدان اشاره خواهم کرد . واضح است که گوینده این سخن خود را پدیده ی نوظهوری می پندارد که نجات دهنده دیگران است بگونه ای که همه ی مردم فقط با او درد دل میکنند ، گویا سالهاست که مردم هیچ همدمی نداشته اند و مشتاقانه منتظر ظهور ایشان بوده اند.  درحالیکه همه میدانیم که انتخاب خاتمی به سمت ریاست جمهوری نه بخاطر شیفته گی مردم به افکار و شخصیت ایشان بلکه بخاطر این بود که جریانهای فکری خاصی با ایجاد موج سیاسی ، موفق شدند که خاتمی را سوار این موج کرده و به کرسی رئیس جمهوری بنشانند زیرا قبل از انتخابات، عموم مردم شناخت کافی از خاتمی نداشتند.بر همین اساس اکنون نیز کاملا واضح است که حامیان جاه طلب خاتمی ، از اینکه خاتمی خود را راس هرم اندیشه و مرکز قدرت جناح اصلاحات می دید بسیار ناراضی بودند . آنها میخواستند خاتمی بداند که به تنهایی و با اتکای به خود رئیس جمهور نشده است و توهم رهبری مردم را از سر بیرون کند و بداند که چگونه از کجا به کجا رسیده است و جایگاهش را در هرم قدرت کشف و قبول کند . اما خاتمی با داشتن چنین برداشت والایی از خود نه توانست جایگاه واقعی خود را کشف و قبول نماید و نه توانست علت رکبی خوردنهای خود از هم جناحی هایش را درک کند.

2-     ایشان در ادامه  گفته است : "میتوانم نشان دهم که مسیر منحنی امید و  انگیزه های جوانان  ابتدا سریعا صعودی بوده و اندک اندک به نزول میل کرده است.  " کاش این یک اعتراف صادقانه از سوی خاتمی بود اما متاسفانه یک اعتراف ناخواسته در قالب فرافکنی های او است . معلوم است که انگیزه بالای جوانان در ابتدای دوران ریاست جمهوری او بخاطر امید به صداقت وعده های خاتمی بود اما رفته رفته بوضوح دیده شد که آنهمه شعارهای آرمان گرایانه در تضاد آشکار با عملکرد دولت است.  حتی فرصت مدیریت مجدد در دوره دوم ریاست جمهوری ایشان هم نتوانست نا امیدیهای فزاینده  را ترمیم نموده و صداقت دولت خاتمی در گفتار و کردار را در ذهن مردم اثبات کند. مردم بجای اینکه افزایش معنویات در جامعه را شاهد باشند،  گسترش روزافزون فساد و گستاخی دشمنان اسلام در توهین به مقدسات را شاهد بودند. امید به تاسیس مدینه فاضله ای که توسط خاتمی به مردم قول داده شده بود و از آن به مدینه النبی تعبیر میشد اکنون با مشاهده گستاخی مفسدان و رواج بی بند وباری به یاس و نومیدی تبدیل شده بود.

3-     یکی از آسیب های رفتاری دولتمردان ما این است که در دو زمان حساس به فکر مخاطبان خود یعنی مردم و جوانان میافتند یکی قبل از تصدی مسئولیت ودرست در زمان انتخابات و  یکی دیگر در روزهای پایانی مسئولیت خود که زمینه را برای انتخابات آینده مهیا میکنند و اصلا در طول دوران ریاست خود یادی از مردم نمیکنند. اینکه آقای خاتمی در پایان دوران ریاست خود به فکر صحبت با مردم افتاده است و حرفهایی را زده است که باید در دوران ریاست خود میزد نشان میدهد که تا چه میزان او شهامت پیاده سازی تفکرات خود را دارد. او دقیقا زمانی تفکرات خود را بطور نیمه شفاف بیان میکند که دیگر قدرتی برای اجرای آن را ندارد و موقعیتی برای از دست دادن هم ندارد.  با وجود انتقادات زیادی که از لحاظ اعتقادی به این نامه  وارد است اما در این نامه مطالبی نیز وجود دارد که بر وجهه مذهبی خاتمی صحه میگذارد و تمایلات مثبت او را برملا میکند. اما به نظر میرسد که اگر آقای خاتمی در دوران ریاست جمهوری یا حتی قبل از آن این نامه را مینوشت و در طول ریاستش مدام به این تفکرات تاکید میکرد در آنصورت کارش از سوی دین ستیزان مختل میشد و همکاری لازم را با او نمیکردند و حمایتهای مراکز قدرت از او برمیگشت.  زیرا تاکید بر تفکرات مذهبی و انقلابی حتی در این حد نازل لازمه اش این بود که سیاستهای ضد مذهبی دوستانش را کنترل نماید و این برایش گران تمام میشد.  اما حالا که دیگر حمایتهای لامذهبها دیگر برایش آن ارزش لازم را ندارد میتواند راحت تر نامه بنویسد و سعی کند تا پل های تخریب شده پشت سرش را ترمیم نماید .

4-     خاتمی حکمت والای ایرانی را می ستاید و مینویسد :  " حکمت والای ایرانی معتقد است که حکومت از آن خرد و عدالت یا فضیلت است و آنکه برخوردار از فره ایزدی است شایسته حکمرانی است."   اما ایکاش میدانست که این تفکر با تفکر لیبرال دموکراسی که دولتش با تمام وجود به سوی آن میشتافت در تضاد است و سنخیتی با آن ندارد. خاتمی که نام دموکراسی از دهانش نمی افتاد و نمی افتد بخوبی میداند که حکام دموکراسی توسط مردم انتخاب میشوند اما  فره ایزدی را مردم نمیتوانند به منتخبین خود  بدهند و اجباری هم ندارند که کسی را انتخاب نمایند که دارای فره ایزدی باشد. حال جناب خاتمی کجا میخواهد سر و ته این تناقض را به هم بیاورد خدا میداند. (این تناقضات در تفکرات و گفته های خاتمی متعدد است و همین تناقضات موجب فتنه های بسیار در جامعه شده است و جوانان مذهبی به امید حرفهای مذهبی خاتمی با او همزبان و همراه  میشوند و امیدوارانه به او می پیوندند اما ناخواسته در راستای  عملکرد ضد دینی او قدم برمیدارند و فتنه ایجاد میشود و امیدها به یاس تبدیل شده و منحنی امید  سیر نزولی پیدا میکند)

5-     ایشان معتقدند که : " ما با دو احساس با غرب روبرو شدیم : احساس حقارت و احساس ترس. وحقارت و ترس ، شیدایی و نفرت می آفرینند و هرجا این دو بیایند جار را برای اندیشه و اراده مستقل و پویا تنگ میکنند. "  من ابتدا ابراز تاسف عمیق خود را اعلام میدارم که 8 سال تمام چنین فردی ریاست جمهوری کشورم را عهده دار شده است که در برابر اصلی ترین تهدید کننده مردم مان یکی از دوحس را داشت : حقارت ! یا ترس !   و این عمق مظلومیت کشور و مردم ما را نشان میدهد. یعنی در همان زمانی که مردم ما غیورانه و شجاعانه در برابر هجوم دشمنان ایستادگی میکرد ، دولتمردان ما با مخلوط کردن احساس حقارت و احساس ترس  معجون مسمومی بنام اصلاحات دوم خردادی را اختراع کرده بودند که با طعم شکلات به خورد مردم میدادند. آقای خاتمی بصورت خیلی ضمنی اظهار میکنند که این دو احساس همان احساسی است که رژیمهای فاسد و استبدادی شاهنشاهی و همچنین رژیم  دست نشانده شاهان پهلوی و شبه روشنفکران دستگاه شاهنشاهی با آن کشور را اداره میکردند؟  اما آقای خاتمی اظهار نمیکنند که آن دو احساس ویرانگر با پیروزی انقلاب عزتبخش اسلامی به زباله دانی ریخته شد و احساس زندگی بخش و قدرتمند جدیدی خلق شد که امام خمینی آن روح و احساس را در کالبد ملت دمید و آن همان احساس عزت و استقلال بود؟ و احساس عزت و استقلال طلبی نیز  احساس نفرت می آفریند.   آقای خاتمی بطور خیلی ضمنی تلقین میکنند که هر کس که از آمریکا نفرت دارد از احساس ترس او ناشی میشود و این سخن به زیرکی ، میتواند قدرت مقاومت مردم در مقابل استعمار و استکبار آمریکا را به تحلیل ببرد. معادل دانستن "نفرت از دشمن"  با  "ترس از دشمن "  سم مهلکی است که از بزرگترین خیانتها هم ویران کننده است.  او میگوید هرکه از آمریکا بدش بیاید حتما از او میترسد پس اگر از آمریکا نمیترسید باید از او خوشتان بیاید. و میخواهد خوش رقصی در برابر آمریکا را شجاعت جلوه دهد. این روش برخورد با دشمن مسلم و تهدید کنندگان استقلال مردم با کدام منطق سازگار است؟  آقای خاتمی بلند گویی در دست گرفته و فریاد میزند که : از دشمنتان متنفر نباشید ! زیرا تنفر نشانه ترس است .  آیا این به نفع دشمن نیست ؟ اگر ملت از خونخواران جهانی نفرت نداشته باشد چگونه میتواند با آنها مبارزه نماید ؟  اگر احساس نفرت از آدمکشان جبار و قلدر را از مردم بگیرید جای آن را با چه احساسی میخواهید پر کنید ؟ با احساس تساهل و تسامح و مدارا و گفتگو ؟ در صورتیکه ما بخوبی میدانیم و تاریخ این را به ما یاد داده است که این دشمن غدار ، گوشی برای شنیدن حرفهای ما ندارد و به محض اینکه ما را بدون سلاح ببیند  حتی یک لحظه هم به اندازه گفتن یک کلمه مهلت زندگی به ما نخواهد داد. آنها همه حرفهای ما را میدانند و چون ارزشی به آنها قائل نیستند پس مهلت حرف زدن به مارا نخواهتد داد . این را اگر شما نمی توانید بفهمید آنها خوب می فهمند که آقای کسینجر اینگونه شمشیر از رو میبندد و سلاحهای سری خودشان را به رخ جهان میکشد و میگوید که آنها که صدای طبلهای جنگ را نمیشنوند کر هستند. در حالیکه سیاست مداران شکم برآمده ی آمریکا سلاح بدست عربده میکشند و حریف میخواهند شما میفرمایید که ما لایه مدنی آنها را می بینیم و میخواهیم با آنها گفتگو کنیم. واضح است که در برابر این ناکسان تاریخ ، تساهل یعنی به مسلخ فرستادن مردم  و به بردگی کشاندن مجدد آنها.

6-     چرا خاتمی میخواهد شعار "استقلال آزادی جمهوری اسلامی" را با طرح شعار عجیب و ناشناخته ی " آزادی استقلال و پیشرفت "  به فراموشی بسپارند ؟  چرا در سرتاسر این نامه ی مفصل بارها این شعار جعلی تکرار شده و حتی یکبار هم به اصلی ترین شعار مردم یعنی "استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی" اشاره نشده است ؟  آیا کسی مشهورتر از این شعار را هم سراغ دارد ؟  آیا یک نفر هم در ایران میتواند ادعا کند که در طول مبارزات مردم ما این شعار جعلی شنیده شده است ؟  این عمد مکرر نشان دهنده چیست ؟

7-     ایشان از مدافعان دروغین ولایت فقیه سخن گفتند اما مدافعان راستین ولایت فقیه را معرفی نکردند.  آیا آنها کسانی را بعنوان مدافعین راستین ولایت میشناسند ؟

8-     ایشان بیان میکنند که مدافعان سنت از روی ترس به دشمن تنفر نشان میدهند و در ادمه با کمی فاصله مدافعان ولایت فقیه را همان ادامه ی مدافعان سنت میدانند . از این نتیجه گرفته میشود که مدافعان ولایت همان کسانی هستند که از آمریکا میترسند و این نتیجه گیری از طرف فردی مثل خاتمی که با اخم آمریکا دق مرگ شده و با خنده ی او در پوست خود نمیگنجد در نوع خود خنده دار مینماید.

9-     در جای دیگر میگویند : "متاسفانه مفاهیم غربی هم تحریف میشوند ودر این سرزمین سکولاریسم نیز مبدل به دین ستیزی میشود."  آیا این عبارت آقای خاتمی دفاع از سکولاریسم و تطهیر آن نیست ؟ تاکید ایشان بر دین ستیز نبودن سکولاریسم مضحک نیست ؟  آیا آقای خاتمی از پاپ هم مسیحی تر شده است ؟ وقتی در آمریکا هر روز بر طبل اسلام ستیزی کوفته میشود و قرآن سوزی به راه می افتد و توهین به پیامبر اسلام  از سوی دولتمردان طراحی و حمایت میشود ، اگر این به معنی دین ستیزی نیست پس میشود آقای خاتمی دین ستیزی را برای ما تعریف نمایند؟  اگر سکولاریسم به معنی دین ستیزی نیست پس این همه دین ستیزی در آمریکا و اروپا از گور چه کسی بلند میشود؟  این همه تغافل برای چیست ؟  چه لذتی در آقا پنداری دشمنان اسلام نهفته است که ما نمیدانیم ؟  شما از پیامبر و قرآن مظهر والاتری از دین سراغ دارید که از سوی غرب سکولار هنوز با آن ستیز نشده است ؟  یا شاید هم غرب را سکولار نمیدانید ؟  شاید می پندارید که آنها بلد نبودند که حکومت سکولار را پیاده کنند و شما بهتر میتوانید ؟

10-                         با این دفاع تمام عیار از طهارت سکولاریسم که در بند قبل گفته شد آقای خاتمی در جای دیگر مینویسد :  "بخشهای مهمی از جامعه بعد از 7 سال تلاش دولت برآمده از حماسه دوم خرداد ، در ذهن خود چنین دیدند که گویا جمهوری اسلامی بر سر دوراهی بازگشت به سوی اقتدارگرایی و نادیده انگاشتن همه دستاوردهای مردم سالارانه انقلاب و یا گذر به سوی لائیسیته و جمهوری سکولار قرار دارد "  باید گفت شما که اینگونه سکولاریسم را تطهیر کردید آیا فکر نمیکنید برداشت مردم از دولت شما مبنی بر حرکت بسوی سکولاریسم درست بوده است ؟

11- در بخش دیگری میگویند : "تصور اعمال حاکمیت دین از راه اجبار و استبداد و نادیدن خواست ورای  مردم نادرست و نامیسر است"  هر آدمی با شنیدن این جمله به این یقین میرسد که در ایران ، مردمی زندگی میکنند که حاکمیت دین را نمیخواهند و عده ای بزور خواهان تحمیل دستورات دین هستند .  جای بسی تعجب است که آقای خاتمی با بیان این جمله های مهندسی شده وجود روحیه ی غالب دین ستیزی را در میان مردم  جامعه تلقین میکنند.  همین جملات مسموم بود که در جریان 8 سال حاکمیت دولت خاتمی مدام در سخنرانیهای رئیس جمهور تکرار شد و مردم و بخصوص جوانان را سر درگم کرد که باور کنند که اسلام از راه اجبار و استبداد به مردم تحمیل میشود و متعاقب همین شبهه ها بود که گریز از قوانین اسلامی در جامعه شتاب گرفت و بی حجابی و فساد و بی بندو باری گسترش یافت .  در اثر این سخنرانیهای سازمان یافته و هدایت شده ی خاتمی برخی از مردم نا خود آگاه در رفتارهای دینی خود توهم پیدا کردند و گمان کردند که دچار استبداد دینی شده اند و سعی کردند با فرار از رفتارهای دینی استبداد زدایی کنند.  واینگونه فساد مشروعیت یافت و عرف جامعه شد.  این خیانت آشکار خاتمی به اسلام و انقلاب بود . اگر چه به دنبال این سخنان جملاتی را بیان میکند که "مردم ما خواستار جمهوری لائیک نبوده ونیستند" اما شبهه افکنی جملات قبلی کار خودش را کرده است . و این جمله متناقض با جمله ی قبل دردی را دوا نمیکند و بلکه به سردر گمی مردم می افزاید. زیرا هواداران مذهبی و انقلابی خاتمی از جمله دوم خوششان می آید و نیاز هواداری آنها ارضا میشود و همچنان اعتمادشان را به حسن نیت خاتمی حفظ میکنند اما جمله اول در بدنه جامعه کار خود را انجام میدهد و به سست نمودن اعتقادات مردم مشغول میگردد.  اینگونه میشود که خاتمی و حامیانش در سایه حمایت طیفی از اقشار مذهبی  و انقلابی به چپاول دین و ایمان مردم مشغول میشوند و فساد روز به روز مشروعیت می یابد چون افراد انقلابی و مذهبی از توسعه دهندگان تئوری فساد حمایت میکنند.  اگر خاتمی جمله دوم را نگوید نمیتواند جمله ی اول را پیش ببرد . این را مهندسان سخنرانی های خاتمی بخوبی میدانند.

12-  دلیل برای اینکه میگویم سخنرانی های خاتمی مهندسی شده بود بسیار است . در اینجا به یک مورد اشاره میکنم : او میگوید "دوم خرداد بروز مقبولیت حدیث سازگاری دینداری و آزادی بود."  نکته اینجاست که اختراع عبارت "سازگاری دینداری و آزادی " یک عبارت مهندسی شده است و فی البداهه از دهان کسی خارج نشده است . مهندسان اینگونه طراحی کرده اند که اگر بتوانیم مقبولیت این عبارت را که از دهان یک سید روحانی خوش خنده خارج میشود در ذهن مردم ثابت کنیم و مشروعیت و مقبولیت ببخشیم کار دین دیگر تمام است .  زیرا این عبارت براحتی میتواند با عبارات زیر هم معنی تلقی شود  "سازگاری دین و آزادی "  ، "سازگاری دین با آزادی" ، "سازگاری دین با دموکراسی" ، "سازگاری دین با مدرنیته" ، "سازگاری دین با سکولاریسم" یعنی براحتی میتوان بجای حرف ربط "و" حرف ربط دیگری یعنی "با" را جایگزین کرد و با جایگزینی کلمات مترادف اما با مصادیق مشخصتر ، از یک عبارت غیر یقینی وسیال  به یک حکم قطعی و یقینی رسید و حکم به لزوم سازگاری دین داد . و دینی که با هر چیز غیر دینی و حتی ضد دینی سازگار شود تکلیفش معلوم است و نابودی اش حتمی است زیرا دینی که نیاز به سازگاری داشته باشد یعنی دینی ناسازگار است و کامل نیست و  کلمه سازگار کردن خود بخود  معنی ناسازگار بودن و مزاحم بودن و ناکارا بودن را در ذهن تداعی میکند.  پس اگر بتوان کلمه سازگارشدن را به عنوان یک صفت لازمه به همراه دین بکار ببریم و به آن مقبولیت ببخشیم نصف راه را و بلکه همه راه را رفته ایم و در آینده میتوانیم سازگاری دین را با هر چیزی مطالبه کنیم .  والبته  ساخت عبارت  "سازگاری دینداری و آزادی "  اختراع هوشمندانه ای بود زیرا این عبارت از سه کلمه ای تشکیل شده است که هیچ کدام بار منفی ندارند و همه در معنی مثبت کاربرد دارند.  سازگاری !  دینداری!  آزادی!  . ترکیب این سه کلمه معجزه میکند . هر ذهنی با آن براحتی همسو میشود و  حس مخالفت هیچ کس برانگیخته نمیشود اما این ترکیب قادر است بنیان هر جامعه دینی را متزلزل کند.  حال با این اوصاف اگر کسانی فکر میکنند که دشمنان دین و اسلام و خدا و انقلاب و مردم برای پیشبرد اهدافشان نیازی به این ترفند ها ندارند و میتوانند مقاصد خود را روشن و صریح بیان کنند ما اجباری برای متقاعد کردن آنها نداریم .

تزاحم و تناقض در این نامه ی 30 صفحه ای آنقدر زیاد است که برای شرح یکایک آنها مجال کافی نیست. البته این تناقضات از کسی که میخواهد اشکالات دین خدا را  با نبوغ خود برطرف نماید و آن را با منشور حقوق بشر سازمان ملل سازگار نماید بعید نیست. همان منشوری که سالهاست بهانه ای برای قتل و غارت قدرتمندان عالم شده است و کودکان و زنان و مردان بسیاری به بهانه برقراری حقوق بشر در خون خویش غلطیده اند و هر روز قربانی میشوند.

در پایان مجددا اعلام میدارم که در نگارش این نقدنامه فرصت کافی برای پرداختن به همه ی جنبه های مهندسی شده ی این نامه نبود. و ذکر یک نکته را لازم میدانم و آن اینکه من به هیچ وجه معتقد نیستم که آقای خاتمی به عمد قصد اسلام زدایی دارد و دشمن اسلام است اما معتقدم که ایشان با داشتن روحیات صلح طلبانه و اعتماد بیش از حد به شعارهای جامعه لیبرال دموکراسی که در قالب تئوریهای رنگارنگ مدیریتی و استراتژیکی بیان و منتشر میشوند از خطرات سهمگین تفکرات و حاکمان غربی غافل مانده و به امید رسیدن به صلح جهانی به مماشات با غرب روی آورده است . غافل از اینکه هدف غرب از بیان حقوق بشر ، تامین سرمایه های ثروتمندان غربی است و ساده اندیشی است که فکر کنیم غرب با طرح حقوق بشر به دنبال توزیع قدرت و ثروت خویش است. این اشتباه بزرگ خاتمی است که باعث شد جریانهای ضد دین و سکولار در او طمع کنند و برای رسیدن به اهداف خویش او را به قدرت برسانند و او را طعمه خویش کنند. ما امید واریم آقای خاتمی این نقطه ضعف را متوجه شود و به جای اینکه به بازگشت به قدرت فکر کند به ترمیم اشتباهات خود همت گمارده و بجای تکیه بر تئوریهای پوسیده و سست غرب به اسلام ناب اعتماد نماید و در آگاه سازی دوست داران خود جبران مافات نماید.

والسلام

 

  نظرات ()
مطالب اخیر نیاز بازی یک داستان واقعی از کم عقلی یک زن یارین انتظاری صدا و سکوت قرار قیافه آیت الکرسی آیت الکرسی دست مرا بگیر
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (۱٦٦) آمریکا (۱٢٦) پهلوی (٧٦) شعر (٧٠) رفسنجانی (٦۱) امام حسین (٥٧) عاشورا (٤٦) حدیث (٤٥) روحانی (۳٥) امام علی (۳٥) دعا (۳۳) قرآن (۳۱) امام خامنه ای (٢٩) حضرت محمد (٢٦) حکایت (٢۳) مصدق (٢٢) احمدی نژاد (٢٢) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) غرب (۱۸) خدا (۱۸) ashura (۱٧) حجاب (۱٧) خاتمی (۱٦) نماز (۱٥) علم (۱٤) اسرائیل (۱۳) محرم (۱۳) اسلام (۱۳) امام خمینی (۱۳) صادق هدایت (۱٢) امام صادق (۱۱) شهریار (۱۱) جغرافیا (۱٠) شاه (۱٠) میرحسین موسوی (۱٠) اصلاح طلبان (۱٠) رضاشاه (۱٠) امام زمان (٩) رمضان (٩) انسان (٩) زیارت عاشورا (٩) فساد (۸) فتنه (۸) شهید (۸) عشق (۸) امام رضا (۸) نجوم (٧) جنگ (٧) امام جواد (٧) جمهوری اسلامی (٧) سبک زندگی (٧) مصائب (٦) یارانه ها (٦) حضرت زهرا (٦) ترک (٦) اعمال (٦) حقوق بشر (٦) انقلاب (٦) سیاست (٦) ایران (٦) خامنه ای (٥) دروغ (٥) آزادی (٥) هنر (٥) داستانک (٥) حج (٥) کربلا (٥) آذربایجان (٥) فلسطین (٥) نوحه (٥) روزه (٥) یهود (٥) جمعیت (٥) محرم و صفر (٥) بوز قورد (٥) بوزقورد (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) گرگ خاکستری (٤) عیدفطر (٤) عید غدیر (٤) آل سعود (٤) تبریز (٤) عید نوروز (٤) قدس (٤) اینترنت (٤) مادر (٤) خانه (٤) ازدواج (٤) ماهواره (٤) ایمان (٤) انتخابات مجلس (٤) زندگی (۳) هاشمی (۳) خنده (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) گل (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) تکنولوژی (۳) شیطان (۳) فناوری (۳) روحانیت (۳) امام حسن (۳) انگلیس (۳) غزه (۳) سال نو (۳) امام هادی (۳) راستگویی (۳) اقوام ایرانی (۳) عنایت خدا (۳) اجابت دعا (۳) قوم پارس (۳) فساد در سینما (٢) ملی-مذهبی (٢) 10 میلیارد تومان (٢) جنبش سبز (٢) 9 دی (٢) نا امیدی از خدا (٢) وام بانکی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) عالمان بی عمل (٢) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) خشونت علیه زنان (٢) لیبرال (٢) دریاچه اورمیه (٢) تست شخصیت (٢) کشمیر (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) 5+1 (٢) سنائی (٢) عمل (٢) علامه جعفری (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) شیر (٢) سوال (٢) زمین (٢) انفاق (٢) فیلترینگ (٢) زبان (٢) 29 بهمن (٢) جهان (٢) پدر و مادر (٢) عبادت (٢) سوریه (٢) امام سجاد (٢) مطهری (٢) شب قدر (٢) توبه (٢) نذر (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) کودک (٢) شریعتی (٢) تربیت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) زینب (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) عباس (٢) عقل (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) کوروش (٢) بهمن (٢) عید (٢) شیعه (٢) خمینی (٢) منافق (٢) فیلم (٢) سینما (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تمدن (٢) طلا (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) باران (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) بازی رایانه ای (۱) جوک (۱) رنگ (۱) شادی (۱) دین (۱) نوکیا (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) سیاسی (۱) سکوت (۱) ترس (۱) مسجد (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) قلب (۱) نفرت (۱) طنز (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) عطار (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) لذت (۱) روزی (۱) لطیفه (۱) چشم (۱) شجریان (۱) اصلاحات (۱) علی (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) هکر (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) نسبیت (۱) امام حسن عسکری (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) ادیسون (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) عبدالله نوری (۱) بودا (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) خشک و تر (۱) فریب (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) برکت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) زیبایی (۱) سانسور (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) اوباما (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) حجامت (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) حاج همت (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) تجارت الکترونیک (۱) انرژی هسته ای (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) فتح (۱) شیخ (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) غضب (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) نقض غرض (۱) راهزن (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) توحش (۱) حرز (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) چهارده معصوم (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) جام دیجیتال (۱) کفش کتانی (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 ندیم ܔگروه سایبرے مهندس میرزابیگیܔ داهول حرفهایی از جنس ناچاری نقد مدرنیته اسکالپل حکایتهای آموزنده صدای مجری مشاوره کسب و کار مدیرمالی یادداشتهای بیداری ثامن تـــــم مرجع قالب و ابزار مقتدر مظلوم | Mazloum.Ir حامیان ولایت سیّد علی نماز ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب