هنگامی که نوح قوم خود را نفرین کرد و هلاکت آنها را از خدا خواست(وطوفان همه را در هم کوبید)ابلیس نزد او آمد و گفت:توحقی بر گردن من داری که من میخواهم آن را تلافی کنم!!!

نوح (در تعجب فرو رفت) گفت: بسیار بر من گران است که حقی بر تو داشته باشم، چه حقی؟!!

گفت همان نفرینی که درباره قومت کردی و آنها را غرق نمودی، و احدی باقی نماند که من او را گمراه کنم ، من تا مدتی راحت خواهم بود ، تا زمانی که نسل دیگری بپاخیزند و من به گمراه ساختن آنها مشغول شوم.

http://www.bergoiata.org/fe/voiliers/great_ships_csg005_the_mayflower.jpg 

نوح (با اینکه حداکثر کوشش را برای هدایت قوم خود کرده بود، در عین حال ناراحت شد و)به ابلیس گفت: حالا چه جبرانی می خواهی بکنی؟

گفت: در سه موقع به یاد من باش!که من نزدیکترین فاصله را به بندگان در این سه موقع دارم:

  • هنگامی که خشم تو را فرا میگیرد به یاد من باش!
  • هنگامیکه میان دو نفر قضاوت میکنی به یاد من باش!
  • و هنگامی که با زن بیگانه ای تنها هستی و هیچکس در آنجا نیست باز به یاد من باش!

کار قوه قضائیه بسیار سخت است . زمانی که مجرمین عادی را به زندان می برند و لی وقتی فرزندان مسئولین  مرتکب جرم میشوند آقایان میگویند : زندان خالی برای زندانی کردن ایشان نداریم ، فعلا می توانند برای گردش به لندن تشریف ببرند. هروقت جای خالی پیدا شد اطلاع میدهیم تشریف بیاورند. حال سوال این است که : و قتی این رفتارها را میکنند و این تبعیض ها را روا میدارند  آیا حرارت نفسهای داغ شیطان را بیخ گوششان احساس نمیکنند ؟