قدیمها وقتی پسر یا مردی برای دید زدن زنهای نامحرم  علاقه از خود نشان میداد بزرگترها گوشش را میپیچاندند و میگفتند بچه جان هرزگی نکن !  به ناموس مردم نگاه نکن! مگه خواهر مادر نداری؟ و فرد هوسران شرمنده میشد و به سویی میرفت و از انظار گم میشد. یعنی در فرهنگ ما معادله این گونه برقرار میشد: 

  نگاه به نامحرم  = هرزگی  

یا به خانمهایی که حجاب رعایت نمیکردند میگفتند : خانم حجابت را رعایت کن تا از شر مردان هرزه در امان باشی! و او یا قبول میکرد و یا اهمیت نمیداد.

اما الان وقتی به یک خانم میگویید حجابت را رعایت کن میگوید : شما چقدر هرزه هستی که به همه چیز با دید جنسی نگاه میکنی ؟  مگه مو چه عیبی داره ؟ تحریک جنسیه؟ مگه گردن ؟ مگه ساق دست؟ مگه پا ؟ مگه ساق پا ؟  مگه سینه ؟ . . .

اگر هرزه نبودی که به اینها که یک عضو عادی هستند به دید تحریک جنسی نگاه نمیکردی که! . . . و البته واضح و مبرهن است که  با این دیدگاه بنده یک هرزه خواهم بود .

یعنی در روزگار ما  معادله به این شکل ارتقا یافته است:

نگاه نکردن به نامحرم = هرزگی

می بینید چه ساده و در عرض چند ثانیه همه چیز وارونه شد ؟

میگوید : اینهمه مرد به من و امثال من  و حتی بد پوش تر از من نگاه میکنند و احساس گناه هم نمیکنند . پس تو چه مرضی داری که از نگاه به بدن من احساس گناه میکنی؟ و امر به حجاب میکنی؟

مثل اینکه تو از دنیا بیخبری و حتی فیلم هم نمی بینی . مثلا به عنوان نمونه ببین تو ی همین فیلم  " سریع و خشن "  آقای پل واکر و خانم جوردانا بروستر با هم در یک فیلم بازی کردند و  با هم مثل یک آدم رفتار میکردند و اصلا احساس گناه هم نمیکردند و هیچ اتفاق غیر اخلاقی هم نیافتاد . خود تلویزیون هم این فیلم را نشان داد . تازه لباسهای آنها از لباس ما هم خیلی باز تر است . (قابل توجه رسانه محترم ملی) !  اگر قرار بود با دیدن این اعضای معمولی زن ، مردها به گناه بیافتند پس چرا  پل واکر به گناه نیافتاد ؟  و تا آخر فیلم هم به خوبی و خوشی ادامه یافت؟ که البته هزاران نمونه دیگر هم مثل این ما در تلویزیون دیده ایم .

 

سریع و خشن

 

وقتی کمی فکر کردم دیدم شاید او راست میگوید ، چون من در همه ی این فیلمهای خارجی که از تلویزیون پخش میشود صحنه غیر اخلاقی ندیده ام در حالی که لباس خانمهای آنها با هزار جور وصله پینه  قابلیت نمایش در تلوزیون ایران را پیدا میکند. خوب وقتی آنها  این تجربه را پیدا کرده اند و توانسته اند که در عین بی حجابی خانمها  اخلاق را هم حفظ کنند . پس ما چرا از تجربه آنها استفاده نکنیم ؟  خوب وقتی در کشور آنها نیمه عریان بودن خانمها هیچ فسادی ایجاد نمیکند و هیچ مرکز فسادی وجود ندارد و هیچ فیلم مستهجنی ساخته نمیشود و هیچ تجاوز به عنفی اصلا دیده نمیشود و هیچ بچه زنا زاده ای متولد نمیشود و خانواده ها و همسران با کمال خوشبختی و وفاداری زندگی  میکنند ، پس ما چرا مثل آنها نباشیم ؟  من وقتی خوب اندیشیدم و فکر کردم دیدم  ذهنم روشن شد و به حقیقت پی بردم و خوشبختانه  من هم در تمدن و آزادی به درجه آنها رسیدم و باور کردم. و این اعتراف نامه من است :

من باور میکنم که بدن زن برای مرد تحریک کننده نیست !

من باور میکنم که در جوامع غربی مرد هرزه ای وجود ندارد چون هیچکدام از آنها از نگاه کردن به بدن زنها تحریک نمیشوند و عادی رفتار میکنند و به همین خاطر هم هیچ گونه عمل خلاف شرعی در آنجا صورت نمیگیرد .

من باور میکنم که اخبار مربوط به فساد اخلاقی فراگیر غربیها که تا روسای دولتهاشان هم علنی شده است  دروغ و ساخته جمهوری اسلامی است .

من باور میکنم که در غرب هیچ مردی با قصد لذت نامشروع به اندام نیمه عریان زنان نگاه نمیکند.

من باور میکنم که مردانی که نمیخواهند به بدن زنان نامحرم نگاه کنند هرزه هستند.

من باور میکنم که مردانی که خواهان برهنه گی زنان هستند هرزه نیستند و هیچ نیت بدی ندارند و فقط برای  احترام  و راحت بودن زنان تلاش میکنند.

من باور میکنم که آمار 40 درصدی زنان آمریکایی که به شوهرانشان خیانت میکنند کذب محض است.

من باور میکنم که اخبار سست بودن بنیاد خانواده در کشورهای غربی  دروغ است.

من باور میکنم که سست بودن بنیاد خانواده در برخی کشورهای لائیک ربطی به بی حجابی خانمها ندارد.

من باور میکنم که زنان در جوامع غربی به حقوق لایق یک انسان آزاد و محترم دست یافته اند و به عنوان کالای مصرفی مورد سوء استفاده قرار نمیگیرند.

من باور میکنم که در تبلیغات کشورهای غربی از زن به عنوان یک ابزار  استفاده نمیشود.

من باور میکنم که در غرب دختران شایسته را نه بخاطر زیباییهای جنسی بلکه فقط بخاطر دانش و کمالات آنها انتخاب میکنند.

من باور میکنم که در جوامع غربی  با حضور زن  نیمه عریان در اجتماعات ، هیچ کس به خصوصیات جنسی  زن فکر نمیکند اما در جامعه ما آنها که میگویند زن در اجتماعات با حجاب محترم تر است  فقط به خصوصیات جنسی زن توجه میکنند و هرزه هستند.

من باور میکنم که نیمه برهنه بودن  زنان و کت شلوار پوش بودن مردان در جلسات رسمی  کاملا طبیعی است و هیچگونه قصد هرزگی وجود ندارد و نیست اصلا و ابدا.

من باور میکنم که اخبار مربوط به رسوایی های اخلاقی رئیس جمهورهای متوالی آمریکا و ایتالیا و فرانسه و  انگلیس و . . .  اولا کذب محض بوده و حقیقت ندارد و ساخته جمهوری اسلامی است و ثانیا اگر هم بوده  فقط همان یک نمونه یوده است و فساد اخلاقی روسای جمهورشان هیچ دلالتی بر وجود فساد فراگیر در جامعه آنها ندارد  و اگر هم فسادی باشد ربطی به نیمه عریان بودن زنان در سطح جامعه ندارد.

 

من باور میکنم  که زنان هرزه ی نیمه عریان از زنان محجبه بهتر و پاکتر هستند و نیتشان خیر است.

من باور میکنم که عفت و حیا و آبروداری و حجاب و وفاداری به شوهر و خانواده  و پاکدامنی ، مفاهیم کهنه و پوچ و بی ارزشی هستند که به غیر از به بند کشیدن زن و گرفتن آزادی های اجتماعی زن ، کارکرد دیگری ندارند.

من باور میکنم که داشتن سندیکا و اتحادیه برای فاحشه خانه ها  و داشتن مجوز تبلیغات رسمی و انتشار آگهی استخدام  در روزنامه ها و توزیع سی دی های تبلیغاتی و دمو و جذب بازاریاب و آزادی فعالیتهای بازاریابی برای آنها یک امر کاملا طبیعی و انسانی بوده و هیچ تضادی با شرافت انسانی و دستورات الهی ندارد.

از قول شهاب الدین سهروردی داستانی نقل می کنندکه خیلی معنی دار و وهم انگیز است و بی مناسبت با حال و احوال ما نیست:
هدهدی میان بوم ها (خفاشان) می افتد. هدهد به تیزبینی مشهور است و بومان به کور بودن در روز. هدهد شب را در میان آنها به سر می برد و صبح روز بعد می خواهد عزیمت کند. بوم ها به او می گویند این چه بدعتی است که تو می آوری، چه عمل ابلهانه ای، مگر در روز کسی حرکت می کند، روز که همه جا تاریک است و چشم، چشم را نمی بیند. هدهد بی خبر از همه جا جواب می دهد: عجب حرفی می زنید، چطور روز تاریک است؟ همه حرکت ها و کارها در روز می شود. نور خورشید بر همه جا تابیده است. از بوم ها انکار که در روز کسی نمی بیند و از هدهد اصرار که همه چیز در روز دیده می شود. سرانجام بوم ها به طرف او هجوم می آورند که این مرغ که نمونه کوری است دم از بینایی می زند! و با منقار و چنگال می افتند به جان او. به خصوص ضربه ها بر چشم فرود می آید. دشنام می دادند و می گفتند که ای روزبین...! زیرا که روزکوری در نزد ایشان هنر بود. هدهد می بیند که دارد کور می شود و جانش نیز در خطر است جز این چاره ای نمی بیند که چشم هایش را بر هم بگذارد و بگوید: من نیز به درجه شما رسیدم و کور گشتم. آنگاه دست از او بر می دارند و او تا زنده است چنین وانمود می کند که نابیناست.

در دنیایی که پولداران بر مخترعان و مبتکران و فرهیختگان ریاست میکنند جز این انتظار نمیرود.

 

موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حجاب


تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۱٠ | ٤:٠٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.