اولین قسمت سریال چمدان  به کارگردانی  خسرو ملکان  در اولین شب ماه رمضان از ابتدا تا آخر پر بود از ضد حال !

ضد حال اول : پسر مجرد سن گذشته ای  که تاکسی خوب (شغل) دارد و در خانه پدری تنها و مجرد زندگی میکند.

ضد حال دوم : خواهر این پسر ، نصف شب ماه رمضان  دست دخترش را گرفته و از خانه شوهر قهر کرده و با هزار بدبینی و بدگویی به شوهرش در خانه برادرش را زده است.

ضد حال سوم : پسر با دیدن خواهرش در پشت در انگار که جن دیده باشد از ترس میگوید : بسم الله الرحمن الرحیم و هیچ دلخوشی از دیدن خواهر ندارد و با اکراه او را میپذیرد

ضد حال چهارم :  خواهر از راه نرسیده طلب ارث پدر و سهم خود از خانه و ماشین برادر میکند

ضد حال پنجم : مسافر تاکسی پسر ، مردی است که به شدت از زنش میترسد و با وسوسه های او مادرش را از خانه بیرون کرده و به خانه فامیل میفرستد

ضد حال ششم : مسافر بعدی زن ومرد جوانی هستند که زن با وجود علاقه مرد به او با اصرار و نفرت خواهان طلاق است و تلاش مرد برای منصرف کردنش بی فایده است

کارگردان از ردیف کردن این همه ضد حالی که  با مهارت و با فشردگی تمام  و سنگینی زیاد در عرض نیم ساعت آن را به فرق سر تماشاگر میکوبد دو هدف را میتواند دنبال کند :

1- کارگردان میخواهد با تمام توان فریاد بزند که : آ....ی مردان و زنان متاهل اختلافات را کم کنید و جوانان مجرد را از تشکیل خانواده نترسانید. آنها اختلافات شما را می بینند و نسبت به ازدواج بد بین میشوند.

2- کارگردان میخواهد بفهماند که : آ...ی مجرد ها عجب خوب کاری میکنید که ازدواج نمیکنید . زندگی مشترک  چیزی جز این دعواها و اختلافات لا ینحل نیست. مواظب باشید ازدواج نکنید که بد بخت میشوید و آرامش خود را قربانی میکنید!!!

ما در قسمت اول نشانه ای که برای برملا کردن منظور اصلی کارگردان باشد ندیدیم  و هنوز نمیدانیم منظور کارگردان از اینهمه تکرار بدبختیها آن هم در اولین قسمت چیست؟  شاید قسمتهای بعدی روشن کند .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: فیلم


تاريخ : ۱۳٩۱/٥/۱ | ۸:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.