پیام تسلیت هاشمی به آیت الله راستی کاشانی

 

آقای هاشمی در جمع عده ای از دانشجویان شیراز گفت : تفرقه به نفع کشور نیست .

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه و در پاسخ به پرسش‌های متعدد دانشجویان درباره چشم‌انداز فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات آینده ریاست جمهوری، به مشکلات داخلی و تهدیدات خارجی اشاره کرد و افزود: تفرقه و تضعیف انسجام ملی، به نفع کشور نیست، چرا که انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در سایه وحدت و انسجام داخلی و رهبری داهیانه امام خمینی(ره) به پیروزی رسید، هر زمان که وحدت ملی جدی گرفته شده به پیروزی‌های چشمگیر دست یافته‌ایم و هر زمان هم که انسجام داخلی تضعیف شده طمع دشمنان برانگیخته و فشارهای آنان به ملت و انقلاب اسلامی افزایش یافته است.

اگرچه کشورهای غربی در حال حاضر به دنبال باج‌خواهی و وقت‌کشی برای رسیدن به اهداف شوم خود هستند، اما می‌توان با پشتیبانی مردم و نیروهای دلسوز و وفادار به نظام و انقلاب و نیز مدیریت صحیح، دشمنان را در اهدافشان ناکام گذارد. . . .

 نکته 1 : تاکی آقایان با گفتن مطالب صحیح و باارزش  و عمل بر ضد آن ، مردم را دچار سرگیجه خواهند کرد ؟  کاش گفتارنیکی که کرداری بدنبال آن نیست  استخوانی میشد و در گلوی گویندگان فرو میرفت ، تا خلق خدا سرگشته و حیران نشود.

نکته : بایک نگاه اجمالی به حرفهای ایشان به نظر میرسد که  برخی قسمتهای جملات ایشان از قلم افتاده یا سانسور شده است .  فکر میکنم که شاید جملات فوق بصورت زیر بوده است : (جملات با رنگ قرمز جملاتیست که به نظر من  سانسور شده است و در متن سخنان ایشان نیامده است. خدا بهتر میداند)

- تفرقه و تضعیف انسجام ملی، به نفع کشور نیست،  ولی متاسفانه خود من در فتنه سال 88 و حوادث بعد از آن اشتباه خیلی بزرگی مرتکب شدم . و با حمایت از فتنه گران  و تحریک مردم به آشوب و تضعیف جایگاه رهبری به تفرقه و تضعیف نظام دامن زدم و به در خواست و تذکر دلسوزان هم ارزش قائل نشدم  و  باعث تضعیف انسجام ملی شدم که جای تاسف است. 

- چرا که انقلاب و نظام جمهوری اسلامی در سایه وحدت و انسجام داخلی و رهبری داهیانه امام خمینی(ره) به پیروزی رسید، و ادامه انقلاب با روحیه استکبار ستیزی و قاطعیت انقلابی امام میسر شد و  امام با شجاعت تمام  و با حمایت اکثریت قاطع مردم با استکبار مبارزه کرد و به نامه های  دلسرد کننده  امثال من که  امام را از آمریکا  میترسانیدیم و به سازش با آمریکا تشویق و ترغیب میکردیم توجه نکرد و هرگز حاضر به مذاکره با آمریکا نشد و از رشادتهای مردم به نفع آمریکا هزینه نکرد . من واقعا از یادآوری نامه فوق احساس شرمساری میکنم و به امام درود میفرستم که به حرف من و امثال من گوش نکرد و در برابر آمریکا  تسلیم نشد. خدا رحم کرد.

- هر زمان که وحدت ملی جدی گرفته شده به پیروزی‌های چشمگیر دست یافته‌ایم و هر زمان هم که انسجام داخلی تضعیف شده طمع دشمنان برانگیخته و فشارهای آنان به ملت و انقلاب اسلامی افزایش یافته است.   همانگونه که بوضوح دیدیم در جریان قدرت طلبی  من و دوستان من در سال 88  دشمنان فشارهای خود را افزایش دادند و متاسفانه  اشتباهات مرا هم دستاویز قرار دادند و بر شدت این فشارها افزودند. ما با زیر سوال بردن دروغین سلامت انتخابات وحدت ملی را جدی نگرفتیم و پیروزی چشمگیری را که از انتخابات بدست آمده بود و به ارتقای قدرت نظام در سطح بین الملی منجر شده بود را کمرنگ کردیم و با تضعیف انسجام داخلی و دعوت مردم به شورش  طمع دشمنان را برانگیختیم و فشارهای آنان را بر ملت و انقلاب اسلامی افزایش دادیم.  ودر راستای همین افزایش فشار ، آنها دانشمندان هسته ای ما را شهید کردند و خون های نابحق زیادی بر زمین ریختند .  خدا به دادمان برسد ، عجب افتضاحی کردیم . جواب خدا را چه خواهیم داد ؟

 

- اگرچه کشورهای غربی در حال حاضر به دنبال باج‌خواهی و وقت‌کشی برای رسیدن به اهداف شوم خود هستند، اما می‌توان با پشتیبانی مردم و نیروهای دلسوز و وفادار به نظام و انقلاب و نیز مدیریت صحیح، دشمنان را در اهدافشان ناکام گذارد.  شاید اگر بنده هم در دوران ریاست جمهوری خودم  ار نیروهای دلسوز و وفادار به نظام و انقلاب استفاده کرده بودم الان وضع فرهنگی کشور با این ضعفهای زیاد و مخاطرات رنگارنگ روبرو نبود. وقتی یکی از معاونان من در دوران ریاست جمهوری مهاجرانی بود که اکنون در آغوش بزرگترین دشمن ایران و اسلام خوش رقصی میکند و به اسلام و انقلاب و امام دائما توهین میکند ، دیگر حساب بقیه مدیرانم روشن است. و همچنین اگر مدیریت صحیح میکردم  تورم بی سابقه ایجاد نمیشد و قاچاق و رشوه و مواد مخدر و دزدی و ویژه خواری  و فامیل پروری  مشروعیت نمی یافت و مدیران سودجوی من معیار را از ارزشهای معنوی به پول و سرمایه و مقام و ثروت انتقال نمیدادند و از این رهگذر شکم فربه نمیکردند.

 

-هاشمی رفسنجانی تکرار و بازگشت به تجربه پیروزی انقلاب، جنگ تحمیلی و سایر عرصه‌ها در ایجاد وحدت، همدلی و هماهنگی مردم و مسئولان را راه درست مقابله با مشکلات و تهدیدات پیش رو خواند و انتخابات آینده ریاست جمهوری را یکی از صحنه‌های ظهور و تجلی این امر مهم دانست و گفت: برگزاری قانونی، شفاف و آزادانه همه مراحل انتخابات آینده ریاست جمهوری، اعتماد و امید را بیش از پیش در عرصه عمومی، گروه‌ها و نیروهای وفادار به انقلاب و قانون اساسی جاری خواهد ساخت و از این طریق می‌توان امیدوار بود تا دشمنان نظام اسلامی در رسیدن به اهداف پلید خود ناکام گردند. و بنده هم قول میدهم که به ساده زیستی دوران اول انقلاب برگردم و از کاخهای خود بیرون بیایم و زندگی اشرافی را رها کنم  و در انتخابات ریاست جمهوری آینده  به رای مردم احترام بگذارم و به شایعه ها دامن نزنم و جلوی فتنه انگیزی دختران و پسران و دامادان  و سایر فامیلهایم را بگیرم .  من قول میدهم که از نوشتن نامه های بی سلام دست بردارم و خود را بالاتر از رهبر و ولی فقیه ندانم . قول میدهم به خانواده ام سر و سامان دهم و معنویات را در فرزندانم تقویت کنم . تصمیم گرفته ام که دیگر نان حلال به سر سفره فرزندانم بیاورم و از دخالت در قرار دادهای نفتی و در یافت پورسانت میلیاردی و دخالت در  هدایت آشوبگریها منعشان کنم .

 

در پایان از یکایک مردم شریف ایران عاجزانه میخواهم که از تقصیراتم بگذرند و از ارشاداتشان ، من و فرزندانم را بهره مند نمایند از روح بلند امام خمینی و همچنین از رهبری عزیز بخاطر نامه های بی سلام  پوزش می طلبم و  امیدوارم خداوند متعال توفیق جبران اشتباهاتم را نصیبم فرماید و از شر نفس سیری ناپذیرم و همچنین از شر مفاسد فرزندانم حفظم کند .  

روزی زسر سنگ عقابی به هوا خواست

از بهر طمع بال و پر خویش بیاراست

بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت :

امروز همه روی زمین زیر پر ماست

گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد

جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست

بسیار منی کرد و ز تقدیر نترسید

بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه ها خواست

ناگـه ز کـمینگاه، یکی سـخت کمانی،

تیری ز قضا و قدر انداخت بر او راست،

بـر بـال عـقاب آمـد آن تیر جـگر سوز

وز ابر مر او را بسوی خاک فرو کاست،

بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی

وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست،

گفتا: «عجب است! این که ز چوب است و ز آهن!

این تیزی و تندیّ و پریدن زکجا خاست؟!»

چون نیک نگه کرد و پر خویش بر آن دید

گفتا: «ز که نالیم که از ماست که بر ماست.»

 

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خواست