هرچیزی که قابل تقویم  به ریال باشد ارزیابی آن راحت میشود. به همین خاطر هم هست که وقتی از یک فساد مالی  3000 میلیارد تومانی صحبت میشود همه متوجه میشوند که چه فساد بزرگی انجام شده است .  همه آحاد جامعه ریال را میشناسند و بزرگی و کوچکی  آنرا بلا فاصله درک میکنند . کشف ، محاکمه و مجازات اینگونه مفاسد اگر چه دشواریها و پیچیدگیهای خود را دارد  اما از یک لحاظ  رسیدگی  و رفع آن چندان دشوار نیست .  زیرا چیزی که فساد بر مبنای آن انجام گرفته است  قابل رویت و اندازه گیری بوده و بده بستان آن قابل ردگیری است . معلوم است که چه کسی داده و چه کسی گرفته است .  مشخص است که درچه تاریخی این مبادله صورت گرفته است ؟  روشن است که بر مبنای قانون ، فلان مبلغ آیا باید داده میشد یا نه ؟  آیا باید گرفته میشد یا نه ؟ آیا گیرنده مبلغ آن را در جامعه تزریق کرده است یا خیر؟

اما آیا مفاسد فرهنگی هم میتواند اینگونه قابل اندازه گیری و قابل رد گیری باشد ؟  آیا میتوان فهمید که چه کسی این مفسده را شروع کرده است ؟  چه کسی داده است ؟ چه کسانی گرفته اند ؟  اندازه این مفسده چه مقدار بوده  ؟  بین چه کسانی توزیع شده است ؟  چند نفر را تحت تاثیرات سوء  قرار داده است ؟  چه مقدار ضربه وارد کرده است ؟  چه مقدار بزرگ یا کوچک بوده است ؟  درواقع هیچ معیاری برای پاسخ به سوالات فوق وجود ندارد .

سخن بسیار است به همین جهت مطلب را درز میگیریم و به سراغ یکی از مصادیق میرویم .  یکی از مصادیق مفاسد فرهنگی  فساد موجود در سینمای امروز است.  راستش ما سالها پیش از وضعیت فیلمهای سینمایی فهمیده بودیم  که در زیر این  لایه های رنگارنگ سینما ویروسی جاخوش کرده و در حال تکثیر است و به همین خاطر هم آخرین بلیط سینمایی ما و خانواده ما هم مربوط به عهد عتیق است اما . . .  بگذریم !

بالاخره پس از به بستر افتادن سهراب  فریادی از کسی که صدایش به جایی میرسید برخواست و طلب نوشدارو کرد . پدر بیامرز فرج الله سلحشوری پیدا شد و دادی زد  و ناله ای کرد و تشتی از بامی افتاد و سر وصدا ها بلند شد و دیگرانی هم جرات به خود داده و از فساد سینما شکوه ها کردند .  این سخن ها بقدری واضح و روشن است که سکوت مسئولان ، بعد از این  پرده دری  کاملا بدون توجیه تلقی میشود. آیا برای مسئولان امر بهانه دیگری برای  سکوت و ادامه ذلت بار این وضع  پیدا میشود ؟  اگر قبلا نمیدانستید  خودمان را فریب میدادیم و دلمان  خوش بود که آقایان نمیدانند . اما الان که میدانید و همه هم میدانند که میدانید دیگر جای تحمل نیست .  کاسه کم ظرفیت صبر ما که خیلی سالها پیش لبریز شده  اما کاسه صبرهای صبور هم دیگر در حال لبریز شدن است .

آیا وقت آن نرسیده است که گوش کارگردانها و تهیه کنندگان و بازیگران و طراحان این مفاسد پیچانده شود؟  آیا بازهم ما باید دست روی دست بگذاریم  و چشم وگوش فرزندان این ملت را به دست مشتی بی هنر فاسد بسپاریم تا  آنها را به ناکجاآباد فساد ساقط  کنند ؟

 به چه زبانی باید داد زد که شما  بزرگی این فساد را بفهمید ؟  اگر بگوییم 3000 میلیارد تومان در برابر این فساد ، ناچیز است باور میکنید ؟  اگر مضرات این فواحش را به ریال تقویم کنیم تعداد صفرهای آن از تمام لحظات عمر شما هم بیشتر است .  آیا میتوان مشخص کرد که چه کسانی در نتیجه این مفاسد به زیان فرهنگی افتاده اند ؟  وچه کسانی به بیراهه افتاده اند ؟ و چه خانواده هایی بی آبرو شده و عمرشان در یاس و نومیدی و حسرت و افسردگی سپری میشود ؟ بزرگی این صدمات را با چه ابزاری باید برای شما سنجید که بفهمید ؟ چند نمونه باید شاهد آورد  که  رگ غیرت شما در صورت وجود متورم شود ؟ 

اینها فقط چند تا نمونه  هستند :

فساد در سینما

 

فساد در سینما

 

فساد در سینما

 

فساد در سینما

 

فساد در سینما