آقایان روحانیت ! اگر خودتان را نقد نمیکنید لطفا نقد کنید و اگر محرمانه نقد میکنید لطفا علنی کنید، شما چه بخواهید چه نخواهید ایمان مردم را به خود گره زده اید و در نوسان سطح اعتقادات جامعه خود را دخیل نموده اید.  نهاد روحانیت ، حوزه های علمیه ، روحانیون عزیز و ارگانهای زیربط خالی از ایراد نیستند. این ایرادها و نقاط ضعف را:

1- اگر نقد نکنید ناشناخته باقی میمانند

2- اگر شناخته نشوند برطرف نمیشوند

3- اگر برطرف نشوند مشروعیت یافته  و تکثیر می شوند

4- اگر تکثیر شدند واگیردار شده و غیر قابل کنترل میشوند و ریشه روحانیت و اعتقادات مردم را میسوزانند

5- اگر شما  باحسن نیت نقد نکنید ، سودجویان با سوء نیت نقد خواهند کرد و دوستان شما را یا شرمنده و خلع سلاح خواهند نمود و یا مجبور به دفاع از نادرستیها خواهند کرد.

6- اگر شما با حسن نیت نقد نکنید ، بناچار در مقابل نقد توام با حسن نیت دوستانتان  موضع  دفاعی خواهید گرفت و دوستان خود را از خودتان دفع خواهید کرد و فتنه ایجاد خواهد شد.

در نقد روحانیت به جلسات محرمانه و خصوصی اکتفا نکنید و نقد را در جامعه و در مقابل دیدگان مردم انجام دهید . زیرا :

1- نقد علنی ، نواقصات را در برابر دیدگان مردم عریان  و بی دفاع میکند.

2- نقد علنی ، پیکره پالایش شده و آرمانی و بی عیب و نقص روحانیت  اصیل را علنا به مردم نمایش خواهد داد و نواقص را در مقابل چشم مردم از پیکره جدا کرده و به دور خواهد ریخت .

3- اعضای جلسات محرمانه  توانایی کنترل  و رفع نواقص در سطح وسیع جامعه  را ندارند ولی وقتی مردم آگاه شوند در کنترل گسترش نا هنجاریها  نقش اساسی ایفا میکنند.

4- نقاط ضعف در برابر دیدگان مردم ظاهر میشوند و مردم را بد بین میکنند و نقد اگر پنهان از مردم انجام شود کمکی به رفع بدبینی نمیکند بلکه بدبینیها را زیاد میکند.

5- نقد اگر علنی نباشد ، مردم میپندارند نواقص موجود طبیعتا  در نظر متولیان امر تایید شده  و پذیرفته است .

6- عدم نقد علنی ،  در افکار عمومی عدم وجود نقد را  اثبات میکند.

7- برگزاری محرمانه جلسات نقد ، وجود دستهای فریبکارانه و همتهای غیر شفاف و ناسالم در مرکز تصمیم گیری را به مردم القا میکند و سودجویان از این گذرگاه میوه های دلخواه خود را برمیچینند.

8- نقد یعنی شناسایی میکروبها و نقد علنی یعنی شناساندن میکروبها به همه  و نقد غیر علنی یعنی مصونیت بخشی به میکروبها و محروم کردن مردم از شناسایی میکروبها .

9- مردم تنها حامی واقعی روحانیت هستند و اگر با مردم  صادق نباشید و مردم را نامحرم بدانید . تنها خواهید ماند.  همه شان روحانیت برای هدایت مردم است پس اگر به مردم و نظرات مردم اهمیت ندهید بیهوده خواهید بود.

روحانیت محترم عنایت کند که این شاگرد کوچک آنها این حرف را بدور از حدس و گمان و از روی تحقیق بر زبان جاری میکند و چنین نیز هم هست که در حال حاضر که در سال 1391 قرار داریم:

1- مردم با ایمان  فقط 30 درصد ایمان خویش را از روحانیت متاثر میشود

2- مردم بی ایمان و کم ایمان  70 درصد بی ایمانی  و کم ایمانی خویش را متاثر از عملکرد بد روحانیت است.

روحانیت محترم با این همه عظمت و تاریخ درخشان و پشتوانه غنی  که دارد در حال حاضر در بهترین حالت ، برای مردمانی که خود ایمان قوی و خوب دارند نقش مثبت 30 درجه ای ایفا میکند ولی برای بقیه مردمی که ایمان "غیر عالی " و "غیر خوب" دارند که 70 درصد مردم را شامل میشود . نقش منفی 70 درجه ای ایفا میکند.

یعنی عملکرد روحانیت برای 30 درصد مردم  30 درجه مثبت و برای 70 درصد مردم 70 درجه منفی ، کارکرد دارد و این یعنی چیزی شبیه فاجعه ! این یعنی ضرر اندر ضرر !  این یعنی درد بی درمان ! این یعنی واویلا . . . !

کجاست مرد خدایی که دست از مقامات حلال و مباه و موقعیتهای اغوا کننده و دعوت کننده ی  به سکوت و عافیت و خلسه روحانی بشوید و از اعماق قلب سلیم و عاشقش فریاد بزند که : ای علمای قم من اعلام خطر میکنم !  ای طلاب ، ای فضلا ، ای مراجع تقلید ، ای روحانیون عزیز من اعلام خطر میکنم !!!   به داد اسلام برسید . . . رفت اسلام !!!!

کجاست مردی که زجه بزند :

*"...آقا! من اعلام خطر می کنم!ای سیاسیون ایران! من اعلام خطر می کنم.ای علمای ایران! ای مراجع اسلام! من اعلام خطر می کنم، ای فضلا! ای طلاب! ای مراجع! ای آقایان! ای نجف! ای قم! ای مشهد! ای تهران! ای شیراز! من اعلام خطر می کنم!...

آقا فکری بکنید برای این مملکت، فکری بکنید برای این ملّت...

ای سران اسلام به داد اسلام برسید، ای علمای نجف به داد اسلام برسید، ای علمای قم به داد اسلام برسید..."(گزیده ای از فرمایشات امام خمینی(ره) درباره لایحه کاپیتولاسیون در آبان ۴۳)

 

امام خمینی