در مرور خبرهای  گذشته یک نکته بسیار عجیب خواندم که مدتی در بهت و ناباوری بدون حرکت  میخکوب شدم ! مثل  کسی که در میان فضای نیمه تاریک در حرکت است و یکمرتبه احساس میکند پشت سرش خطر مهلکی بدون صدا و آرام آرام به او نزدیک میشود.  قدم هایش را کند میکند و چشمانش گرد میشود ، در برگرداندن سر به عقب  یا ادامه حرکت مردد  میشود ولی  قدمها کندتر میشود و از حرکت باز می ایستد و یک مرتبه که به عقب نگاه میکند با آن خطر مواجه میشود و از شدت مهابت خطر بهت و نا باوری به سراغش می آید و برای لحظاتی خشکش میزند و من الان همان حال را دارم .

و خبری که به سه ماه قبل از شروع فتنه  مربوط میشود این بود :

هیأت امنای سابق دانشگاه آزاد در جلسه تاریخ ۷ اسفند ۸۷ درخصوص موضوع وقف اموال دانشگاه آزاد و تغییر اساسنامه آن تشکیل جلسه می‌دهد. در این جلسه، هاشمی رفسنجانی ابتدا در خصوص ارسال اساسنامه پیشنهادی در دست بررسی بودنشان به شورای عالی انقلاب فرهنگی و همچنین ارسال کامل یا ناقص آن برای مقام معظم رهبری، از اعضا نظرخواهی می‌کند و هر یک از اعضا نظر خود را عنوان می‌کنند.

در این بین هاشمی پیشنهاد یکی از اعضا را که گفته بود «در صورت فوت کلیه یا اکثریت اعضای مؤسس در یک زمان، ولی‌فقیه تصمیم‌گیری کند و این مسئله در اساسنامه گنجانده شود»، رد کرده و می‌گوید: «ولی‌فقیه خوب است اما اشکالش این است که بعداً اگر نظام ما ولی‌فقیه نداشته باشد، اگر ما بخواهیم وقف ابدی باشد که نمی‌شود بگوییم ولی‌فقیه؛ ممکن است نظام ما ولی‌فقیه نداشته باشد...

رفسنجانی

از دشمنان برند شکایت به دوستان     چون دوست دشمن است شکایت کجا بریم

پی نوشت : برخی ها میگفتند اگر احمدی نژاد در مناظره آنطور برخورد نمیکرد جریانات فتنه ایجاد نمیشد!!!

 

لینک خبر : http://www.inn.ir/newsdetail.aspx?id=69228