ای در غرور نفس به سر برده روزگار

برخیز و کارکن ، که کنونست وقت کار

ای دوست ! ماه روزه رسید و تو خفته‌ای

آخر زخواب غفلت دیرینه سر برآر

سالی دراز بوده‌ای اندر هوای نفس

ماهی ، خدای را شو و دست از هوا بدار

 پنداشتی که چون بخوری ، روزه تو نیست

بسیار چیز هست جز آن شرط روزه‌دار

 هر عضو را بدان که به تحقیق روزه‌ای است

تا روزه تو روزه بود نزد کردگار

 اول نگاه دار نظر ، تا رخ چو گل

در چشم تو نیفکند از عشق خویش خار

دیگر ببند گوش زهر ناشنیدنی

کز گفت‌وگوی هرزه شود عقل تار و مار

 دیگر زبان خویش که جای ثنای اوست

از غیبت و دروغ فرو بند استوار

 

دیگر بسی مخسب که در تنگنای گور

چندانت خواب هست که آن نیست در شمار

 دیگر ز فکر آینه دل چنان بکن

کز غیر ذکر حق ننشیند برو غبار

 این است شرط روزه اگر مرد روزه‌ای

گرچه ز روی عقل یکی گفتم از هزار

حکیم عارف حضرت عطار نیشابوری

---------------------------------------

باز ماه رمضان آمد و خاطره حس های لطیف و بی مانند در فضای دلها وزید.     این ماه عزیز فرخنده باد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روزه , عطار , رمضان


تاريخ : ۱۳۸۸/٥/۳۱ | ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.