جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
زندگینامه صادق هدایت نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/٥/۱

صادق هدایت

زندگینامه صادق هدایت

صادق هدایت در زمستان 1281 در زمان مظفرالدینشاه قاجار در تهران متولد و در 49 سالگی در آغاز بهار 1330 در پاریس خودکشی کرد گویا تحمل دیدن رویش مجدد طبیعت را نداشت.  او 23 سال قبل از آن نیز در 26 سالگی در سال 1307 اقدام به خودکشی در رودخانه مارن فرانسه کرده بود اما سرنشینان یک قایق او را نجات داده بودند.

کودکی هدایت مصادف با شروع انقلاب مشروطه بود و وقتی که با پیروزی انقلاب مشروطه ، فرمان مشروطیت در سال 1285 توسط مظفرالدین شاه امضا شد صادق هدایت کودکی چهار ساله بود.

دوران کودکی و نوجوانی او در زمان مظفرالدین شاه و محمدعلی شاه و احمدشاه قاجار سپری شد و از 12 تا 16 سالگی اش را در بحران جنگ جهانی اول و اوضاع نابسامان اقتصادی و سیاسی ایران تجربه کرد و در زمان کودتای رضاخان در سوم اسفند سال 1299 و آغاز دوران سخت گیری و سرکوب و دیکتاتوری ، صادق هدایت جوانی 19 ساله بود.

او فرزند یک خانواده ی متمول و صاحب منصب والبته رو به افول قاجاری بود. پدر بزرگ او وزیر علوم ناصرالدین شاه بود و لقب نیرالملک داشت. او که با چهار سال عقب افتادگی تحصیلی در 22 سالگی در سال 1303 با زحمت زیاد در مقطع متوسطه مشغول به تحصیل بود  ظاهرا موفق به اخذ دیپلم هم نشده است زیرا در خاطرات خود مینویسد :

نه عنوانی داشته‌ام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده‌ام بلکه بر عکس همیشه با عدم موفقیت روبه‌رو شده‌ام

دوسال بعد در 24 سالگی درسال ۱۳۰۵ در دومین سال سلطنت رضاخان پهلوی با استفاده از نفوذ خانوادگی خود در دربار با اوّلین گروه دانش‌آموزان اعزامی به خارج راهی بلژیک شد و پس از گذشت دو سال موفقیتی در تحصیل حاصل نکرد و پس از یک خود کشی نافرجام در سال 1307 بدون اخذ مدرک تحصیلی به ایران برگشت و در بانک ملی بعنوان یک کارمند دون پایه در قسمت نامه رسانها استخدام شد که خودش در این باره مینویسد : در اداراتی که کار کرده‌ام همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده‌ام

بااینکه او به دلیل خصیصه های روانی خود توانایی انجام وظایف شغلی خود را نداشته است ولی بخاطر نفوذ خانوادگی اش با توصیه و سفارش و پارتی بازی در ادارات استخدام شده و به همین دلیل هم همواره در محیط شغلی خود بعنوان یک عنصر تحمیلی و بی مصرف بشمار می آمده است بطوریکه خودش میگوید : رؤسایم از من دل خونی داشته‌اند به‌طوری‌که هر وقت استعفا داده‌ام با شادی هذیان‌آوری پذیرفته شده‌است.

8 سال بعد در 1315 به هند رفت و سعی کرد زبان پهلوی را یادبگیرد و در همانجا مهمترین و روان پریش ترین اثرش یعنی کتاب بوف کور را منتشر کرد و یکسال تمام در فقر زندگی کرد و در 1316 با کمال نفرتی که از مردم و کشور ایران داشت از روی اجبار به ایران برگشت و دوباره در بانک ملی و سپس در اداره فرهنگ مشغول به کار شد.

خودش در هنگام برگشت از هند نفرت خود از ایران و ایرانی را چنین آشکا میکند : از فکر مراجعت به مملکت مشدی تقی و مشدی نقی چندشم می شود. یک نوع degout کهنه توی حلقم می آید...

×××××××××××××××××

...نه تنها خودم را تبعه ی مملکت پر افتخار گل و بول ] قیاس با گل و بلبل ] نمی دانم بلکه یک جور احساس محکومیت می کنم .

×××××××××××××××××

... راستی وقاحت و مادر قحبگی (باعرض پوزش از خوانندگان محترم)در این ملک تا کجا می رود ! چه سرزمین لعنتی پست گندیده ای، و چه موجودات پست جهنمی بدجنسی دارد! حس می کنم که با آنها کوچک ترین سنخیت وجنسیت هم نمی توانم داشته باشم.

در مدت زمانی که در هند بود و پس از بازگشت از هند ناهنجاریهای روانی هدایت به اوج خود میرسد و بیماری اش شدت می یابد چنانچه  13 سال بعداز بازگشتش از هند یعنی در12 آذر  سال ۱۳۲۹ با گرفتن گواهی پزشکی جهت معالجه بیماری روانی به فرانسه میرود. در طول اقامت در فرانسه سفری به هامبورگ داشت و نیز سعی کرد به لندن برود که موفق نشد و سرانجام هنوز شش ماه از اقامتش در فرانسه نمیگذشت که بیماری روانی اش بشدت عود میکند و  در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ در آپارتمان اجاره‌ای‌اش در پاریس با گاز خودکشی میکند و به زندگی بقول خودش بیمعنا و مملو از نفرت خود پایان میدهد.

در زمانی که هدایت در فرانسه مقدمات خودکشی را فراهم می آورد نهضت ملی شدن نفت در ایران در اوج خود بود و مردم ایران در مبارزه ای نفس گیر برای استقلال و پیشرفت کشور در تلاش بودند و چند روز پس از خود کشی هدایت ، مصدق به نخست وزیری رسید.

او نخستین نویسنده ی ایرانی محسوب می‌شود که خودکشی کرده‌است. وی چند روز قبل از آنکه در اوج جنون و اختلالات روانی دست به انتحار بزند تعدادی زیادی از داستان‌های چاپ‌نشده‌اش را نابود کرده بود. هدایت را در قبرستان پرلاشز پاریس به خاک سپردند.

صادق هدایت

پیکر صادق هدایت پس از خودکشی


با کمال تاسف استعداد نویسندگی هدایت در ثلث سوم عمرش از بیماری روانی او تاثیر تام پذیرفته و ذات هنری خویش را از دست میدهد و به یک نیروی اهریمنی تبدیل میگردد. از آن پس استعداد نویسندگی هدایت دیگر ، هیچ بار هنری که خصیصه اصلی آن انسان دوستی است را ندارد بلکه استعداد نویسندگی او مهارتی است که در راه نابودی انسانیت بکار گرفته میشود.

در میان همه ی نویسندگانی که فارغ از سلیقه ها و فلسفه های متنوع  بطور قطع  سعی داشتند که به زعم خود در راه نجات بشر و خدمت به انسانیت گام بردارند ، صادق هدایت یک استثناست. او نه تنها خدمت به انسانیت را منظور نظر قرار نمیدهد بلکه نفرت و کینه ی عجیبی نسبت به همه ی انسانها از خود ابراز میدارد و در آشکار ساختن این احساس نفرت نیز هیچ تعارف و تسامح و پرده پوشی و ظاهر سازی را هم روا نمیدارد. زیرا او اساسا به هیچ کس ارزشی قائل نمیشود که بخواهد بخاطر احترام به آنها از ابراز نفرت خود برای انسانیت خودداری نماید یا حتی اندکی محافظه کاری را رعایت نماید زیرا خودش اعتراف میکند :

وانگهی چه چیزی روی زمین میتواند برایم کوچکترین ارزشی داشته باشد؟

 او احساس خود نسبت به انسانها را اینچنین در نوشته هایش ابراز میدارد :  اگر صبر نیامده بود همانطوری که تصمیم گرفته بودم همه گوشت تن او را تکه تکه میکردم میدادم به قصاب جلو خانه مان تا به مردم بفروشد.

یا در سه قطره خون به بهانه ی توصیف یکی از شخصیتهای داستان ، احساس نفرتش نسبت به انسانها را چنین ابراز میکند :

یک دکتر داریم که قدرتی خدا چیزی سرش نمی شود، من اگر بجای او بودم یکشب توی شام همه زهرمیریختم میدادم بخورند، آنوقت صبح توی باغ می ایستادم دستم را به کمرمیزدم و مرده ها را که میبردند تماشا می کردم.

 

صادق هدایت که خودش را موجود وازدهٔ بی‌مصرف میداند نویسنده ی روان پریشی بود که متاسفانه استعداد نوشتن داشت و میتوانست داستانهای تاثیر گذاری بنویسد. تاسف ما از این جهت است که امتزاج روان پریشی و استعداد نوشتن در او باعث گردید تا با استفاده از مهارت نویسندگی اش بتواند طراوش های گیج کننده ی نشات گرفته از روانِ پریشان خود را با مهارت تمام به خوانندگان آثارش منتقل نماید و آن تعداد از آنها را که آثارش را جدی میگیرند دچار یاس و نومیدی و حتی نفرت از اجتماع نماید و سرنوشت شومی برای آنها رقم بزند. قدرت نویسندگی در دستان او به ابزار خطرناکی تبدیل گشته است تا بدین طریق او بتواند سرنوشت شوم و بیماری روانی خود را با دیگران قسمت نماید.

او در این راه توانایی عجیبی از خود به نمایش میگذارد زیرا باچنان مهارتی سرگردانی ی روانی و افکار پریشان  وبقول خودش دیو درونش را روی کاغذ می آورد که خواننده را در دام اوهام وحشتناک و خورد کننده گرفتار مینماید. مهارت او در اینکار به حدی است که تعداد زیادی از خوانندگانش ، پس از عدم درک پیام داستانهایش در اولین گام ، فهم و درک را خود زیر سوال می بردند نه سلامت روحی نویسنده را ، بطوریکه  خوانندگان آثار هدایت بدون استثناء وقتی برای اولین بار آثار او را میخوانند در انتهای داستان چنین فکر میکنند که نویسنده میخواسته است پیام مهمی را منتقل نماید ولی آنها موفق به درک پیام او نشده اند. در صورتیکه حقیقت ماجرا چنین نبوده است زیرا خود نویسنده نیز اغلب فهم بامعنایی از نوشته های نامفهومش نداشته است و اصلا قرار نبوده است که پیامی داده شود و هدف از نوشتن ، فقط بیرون ریختن پریشانیهای روانی  بوده است. بطوریکه خود هدایت می نویسد :

این احتیاج نوشتن بود که برایم یکجوری اجباری شده بود.میخواستم این دیوی که مدتها بود درون مرا شکنجه میکرد بیرون بکشم. دل پُری خودم را روی کاعذ بیاورم. بالاخره بعد از اندکی تردید ، پیه سوز را جلو کشیدم و اینطور شروع کردم.

×××××××××××××××××

. . . من به معنی لغاتی که ادا میکردم متوجه نبودم فقط از ارتعاش صدای خودم در هوا تفریح میکردم. شاید برای رفع تنهایی با سایه خودم حرف میزدم.

×××××××××××××××××

. . . وانگهی چه چیزی روی زمین میتواند برایم کوچکترین ارزشی داشته باشد؟ آنچه که زندگی بوده از دست داده ام ، گذاشتم و خواستم از دستم برود. . .  وبعد از آنکه من رفتم ، به درک ! میخواهد کسی کاغذ پاره های مرا بخواند ، میخواهد هفتاد سال سیاه هم نخواند. من فقط برای این احتیاج به نوشتن که عجالتا برایم ضروری شده است مینویسم.

 او به دلیل اینکه در زندگی شخصی خود همواره با عدم موفقیت روبرو شده بود و از بیماری مرموز و بقول خودش ناگفتنی رنج می برده است در طول عمر 49 ساله خود نتوانسته بود کوچکترین لذتی از زندگی خویش ببرد و به همین خاطر هم در داستانهایش با مهارت تمام ، توانایی لذت بردن از زندگی را از خواننده ی خود میگرفت و او را قذم به قدم به زندگی ستیزی و خودکشی راهنمایی میکرد راهی که خود نیز در آن راه گام برمیداشت.

صادق هدایت در باره خود مینویسد:

از این گذشته، شرح حال من هیچ نکتهٔ برجسته‌ای در برندارد نه پیش آمد قابل توجهی در آن رخ داده نه عنوانی داشته‌ام نه دیپلم مهمی در دست دارم و نه در مدرسه شاگرد درخشانی بوده‌ام بلکه بر عکس همیشه با عدم موفقیت روبه‌رو شده‌ام. در اداراتی که کار کرده‌ام همیشه عضو مبهم و گمنامی بوده‌ام و رؤسایم از من دل خونی داشته‌اند به‌طوری‌که هر وقت استعفا داده‌ام با شادی هذیان‌آوری پذیرفته شده‌است. روی‌هم‌رفته موجود وازدهٔ بی‌مصرف قضاوت محیط دربارهٔ من می‌باشد و شاید هم حقیقت در همین باشد

  نظرات ()
مطالب اخیر من عاشق چشمت شدم داستان آدم و شیطان رضا خان و قتل نخبگان معامله زیانبار سلام بر تو یا امام رضا روش مباحثه شعر شورانگیز : درد فراق شگفتیهای نهج البلاغه این آیه را بخوانید از خواب غفلت بیدار شوید قطع نخاع روحی
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (۱٥۸) آمریکا (۱٢٢) پهلوی (٧٥) رفسنجانی (٥۸) امام حسین (٥٧) شعر (٥۳) عاشورا (٤٦) حدیث (٤۱) روحانی (۳٥) امام علی (۳٢) دعا (٢۸) امام خامنه ای (٢۸) حضرت محمد (٢٤) قرآن (٢٤) حکایت (٢۳) مصدق (٢٢) احمدی نژاد (٢٢) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) غرب (۱۸) ashura (۱٧) حجاب (۱٧) خاتمی (۱٦) نماز (۱٥) خدا (۱٥) علم (۱٤) اسرائیل (۱۳) محرم (۱۳) امام خمینی (۱۳) اسلام (۱٢) صادق هدایت (۱٢) امام صادق (۱۱) شهریار (۱٠) میرحسین موسوی (۱٠) اصلاح طلبان (۱٠) رضاشاه (۱٠) زیارت عاشورا (٩) جغرافیا (٩) رمضان (٩) انسان (٩) شاه (٩) عشق (۸) امام رضا (۸) فساد (۸) فتنه (۸) امام جواد (٧) نجوم (٧) جنگ (٧) شهید (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٧) جمهوری اسلامی (٧) حضرت زهرا (٦) مصائب (٦) یارانه ها (٦) ایران (٦) حقوق بشر (٦) انقلاب (٦) سیاست (٦) اعمال (٦) ترک (٦) روزه (٥) یهود (٥) آذربایجان (٥) حج (٥) کربلا (٥) فلسطین (٥) هنر (٥) خامنه ای (٥) دروغ (٥) آزادی (٥) محرم و صفر (٥) جمعیت (٥) بوز قورد (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) گرگ خاکستری (٤) بوزقورد (٤) آل سعود (٤) عید غدیر (٤) عیدفطر (٤) ماهواره (٤) ایمان (٤) انتخابات مجلس (٤) ازدواج (٤) مادر (٤) نوحه (٤) تبریز (٤) عید نوروز (٤) قدس (٤) روحانیت (۳) امام حسن (۳) انگلیس (۳) غزه (۳) سال نو (۳) شیطان (۳) فناوری (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) خانه (۳) گل (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) خنده (۳) زندگی (۳) هاشمی (۳) راستگویی (۳) اقوام ایرانی (۳) امام هادی (۳) عنایت خدا (۳) قوم پارس (۳) فساد در سینما (٢) ملی-مذهبی (٢) 10 میلیارد تومان (٢) مذاکرات هسته ای (٢) عالمان بی عمل (٢) نا امیدی از خدا (٢) 9 دی (٢) جنبش سبز (٢) اجابت دعا (٢) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) تست شخصیت (٢) جنبش عدم تعهد (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) خشونت علیه زنان (٢) وام بانکی (٢) لیبرال (٢) دریاچه اورمیه (٢) کشمیر (٢) دانش (٢) فلسفه (٢) دل (٢) آرزو (٢) تمدن (٢) شریعتی (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) بهشت (٢) زبان (٢) تروریست (٢) کوروش (٢) نیایش (٢) شیعه (٢) منافق (٢) خمینی (٢) عرفه (٢) زمان (٢) مناجات (٢) عباس (٢) عقل (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) بهمن (٢) عید (٢) کودک (٢) زینب (٢) تربیت (٢) پیامبران (٢) توبه (٢) شیر (٢) انفاق (٢) زمین (٢) قضاوت (٢) فیلترینگ (٢) تحریم (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) عبادت (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) امام سجاد (٢) مطهری (٢) صلوات (٢) نذر (٢) صهیونیسم (٢) شب قدر (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) هکر (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) برکت (۱) عبدالله نوری (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) فریب (۱) بودا (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) خشک و تر (۱) سانسور (۱) زیبایی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) دانستن (۱) امامت (۱) توسل (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) اوباما (۱) غرور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) انجمن حجتیه (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) چشم (۱) شجریان (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) اصلاحات (۱) علی (۱) روزی (۱) لذت (۱) شعار (۱) لطیفه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) داستانک (۱) عطار (۱) المپیک (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) جوک (۱) دین (۱) نوکیا (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) سیاسی (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) طلا (۱) باران (۱) مجلس (۱) توکل (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) قیامت (۱) قبله (۱) رنگ (۱) بازی رایانه ای (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) شیخ (۱) فتح (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) غضب (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) اطلاعات عمومی (۱) انرژی هسته ای (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) حاج همت (۱) تجارت الکترونیک (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) چهارده معصوم (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) نقض غرض (۱) کفش کتانی (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) جام دیجیتال (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 ندیم ܔگروه سایبرے مهندس میرزابیگیܔ داهول حرفهایی از جنس ناچاری نقد مدرنیته اسکالپل حکایتهای آموزنده صدای مجری مشاوره کسب و کار مدیرمالی یادداشتهای بیداری ثامن تـــــم مرجع قالب و ابزار مقتدر مظلوم | Mazloum.Ir حامیان ولایت سیّد علی نماز ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب