چشم یک ارگان بدن است . یعنی بسته بهم پیوسته ای از اجزا که قادر است وظایف مشخصی را به نحو مطلوب و سازمان یافته انجام دهد . این بسته یک ورودی و یک خروجی دارد . یعنی مثل یک کامپیوتر داده هایی را میگیرد و پس از پردازش آنها نتیجه را در قالب اطلاعات قابل فهم ارائه مینماید.

علم نوین ثابت کرده است که چشم جانداران مواد لازم برای ادامه حیات خود را از خونی که  مدام از طریق پمپاژ قلب با فشار مناسب از مجرای رگها و مویرگها میرسد دریافت کرده و با استفاده از سیستمهای داخلی و ارتباطی  پردازشهای مربوط به داده های دریافتی را از طریق بخشی از مغز انجام میدهد وبدین ترتیب عمل دیدن توسط جاندار تکمیل میگردد و جاندار محیط اطراف را میبیند. و به غیر از چشم و قلب و مغز عضو دیگری در عمل دیدن دخالت ندارد یعنی اعضایی مثل گوش و پاو . . .  هیچ نقشی در پروسه دیدن ایفا نمیکنند.

به عبارت دیگر چشم و قلب و مغز یک بسته کامل و جامع برای دیدن هستند.

حال سوال اینست : که آیا اگر من بتوانم از یک نفر انسان سالم و کامل و سرحال این سه ارگان یعنی مغز و چشم و قلب را به همراه اتصالات و ارتباطات مربوطه صحیح و سالم جدا کنم و در یک محیط فوق العاده بهداشتی و ایزوله قرار دهم و عالیترین خون تصفیه شده را هم برای قلب فراهم کنم بر فرض اینکه قلب همچنان به طپش خود ادامه دهد و متوقف نشود آیا چشم قادر به دیدن خواهد بود ؟

آیا اگر من به این مجموعه یک دهان هم با همان شرایط اضافه کنم آیا دهان قادر خواهد بود مشاهده های چشم را باز گو کند ؟

ناتمام...