جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
مصدق و فاطمی دویار وفادار نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/۳/٩

مصدق و فاطمی

وزیر امورخارجه دولت مصدق جوانی پرشور و انقلابی بنام دکتر حسین فاطمی بود. آغاز زندگی فاطمی با جنگ جهانی اول مصادف شد. سال 1296 شمسی  سه سال از آغاز جنگ جهانی اول سپری شده و تنور این جنگ خانمان برانداز هنوز گرم بود که او پا به این دنیای پرآشوب نهاد. در سال 1296 هجری شمسی وقتی که مصدق مردی 35 ساله بود و در مدرسه سیاسی تهران به شغل معلمی اشتغال داشت  سیدحسین فاطمی در منطقه دشت کویر در شهر نائین استان اصفهان و در یک خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. از سال 1318 و در اوج دیکتاتوری رضاشاهی ، حسین فاطمی که جوانی 22 ساله بود در روزنامه ها مطلب مینوشت و به همین دلیل توسط ماموران رضاشاه دستگیر و زندانی گردید و پس از شهریور 1320 و  اخراج رضاشاه از کشور از زندان آزاد گردید و به تاسیس دور جدید روزنامه باختر اقدام کرد. در سال ۱۳۲۳  سه سال بود که رضاشاه از کشور اخراج شده و پسر جوانش بدست انگلیسیها به تخت نشسته بود که فاطمی به فرانسه رفت و چهار سال بعد در 1327 در سن 31 سالگی دکترای حقوق گرفت و پس از اخذ مدرک خود به ایران بازگشت و به فعالیتهای سیاسی خود ادامه داد.

یکسال بعد از ورودش به ایران بود که در تاریخ ۲۲ مهر ۱۳۲۸ تعدادی از مخالفین رژیم از جمله  روزنامه‌نگاران مخالف به همراه مصدق در دربار متحصن شدند و در همین تحصن که فاطمی نیز یکی از متحصنین فعال بود اساس جبهه ملی ریخته شد.

فاطمی در اول آبان ۱۳۲۸ به گروه متحصنین دربار که پس از بی نتیجه ماندن تحصن اکنون در جلسه ای در منزل مصدق برای همفکری گرد آمده بودند پیشنهاد می‌دهد که جبهه واحدی را تشکیل بدهند و عنوان جبهه ملی ایران را پیشنهاد می‌کند و به این ترتیب پایه‌های ایجاد سازمان جدیدی را بنا می‌گذارد. ده روز بعد از این پیشنهاد در ۱۰ آبان ۱۳۲۸ رسماً جبهه ملی ایران اعلام موجودیت می‌کند. فاطمی سازمان دهنده اصلی جبهه ملی محسوب می‌شد و روزنامه ی خود یعنی باختر امروز را بعنوان ارگان مطبوعاتی جبهه ملی در اختیار آن قرار داد.

در 20 بهمن  1328  مجلس شانزدهم شورای ملی تشکیل شد و جبهه ملی با تشکیل مجلس شانزدهم تعدادی از اعضای خود را وارد مجلس کرد و دکتر فاطمی توانست به عنوان نماینده مردم راهی پارلمان شود

پس از انتخاب دکتر مصدق به نخست وزیری حسین فاطمی 34 ساله  در ۳۰ اردیبهشت ۱۳۳۰ به سمت معاون پارلمانی نخست وزیر و سخنگوی دولت منصوب می‌گردد.

9 ماه بعد در بهمن ماه ۱۳۳۰ انتخابات مجلس هفدهم برگزار شد و دکتر فاطمی بار دیگر به عنوان نماینده مردم تهران انتخاب شد اما عصر روز ۲۵ بهمن ۱۳۳۰ مورد اصابت گلوله نوجوان ۱۵ ساله‌ای به نام محمدمهدی عبدخدایی از اعضای جمعیت فداییان اسلام قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد. فاطمی که در این سوءقصد به شدت مضروب شده بود، اعتبارنامه مجلس هفدهم را در فروردین ماه سال ۱۳۳۱ در بیمارستان دریافت کرد.

وی پس از بهبودی نسبی در ۱۹ خرداد سال ۱۳۳۱ به همراه مصدق و هیات ایرانی دفاع از حقوق ایران در مجادله حقوقی با بریتانیا عازم لاهه و از همانجا برای معالجه عازم آلمان شد و تا مهرماه‌‌‌ همان سال از صحنه سیاست کشور به دور ماند. بنابراین در جریان قهر واستعفای  مصدق و قیام سی تیر 1331 فاطمی از صحنه سیاست به دور بود

یکسال پس از کسب مقام معاون پارلمانی و سخنگویی دولت مصدق و بعد از قیام سی تیر 1331 و پس از آنکه  چنددستگی و شکاف در میان هواداران مصدق نمایان شد دکتر فاطمی در مهر سال ۱۳۳۱ با استعفای وزیر خارجه وقت (حسین نواب) به سمت وزیر امور خارجه دولت دکتر مصدق منصوب شد و بدنبال کشف مدارک جاسوسی انگلیس بلافاصله سفارتخانه انگلیس را در اول بهمن تعطیل و کارمندان آن را اخراج کرد. به گفته دکتر مصدق، او نخستین کسی بود که پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در سراسر ایران را ارائه داد.

در آستانه وقوع کودتای 28 مرداد ، در نیمه شب ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ یگان ویژه گارد سلطنتی بر اساس نقشه کودتا، پس از محاصره منزل فاطمی وزیر خارجه، او را بازداشت و به کاخ سعدآباد منتقل کرد و به همراه تعداد دیگری از اعضای کابینه مصدق تحت نظر قرار داد. اما سرهنگ نعمت‌الله نصیری رئیس گارد شاهنشاهی و مامور ابلاغ فرمان عزل مصدق، دستگیر و کودتا خنثی و فاطمی نیز آزاد شد. شاه و همسرش که در کلاردشت منتظر نتیجه کودتا بودند با اطلاع از شکست کودتا به عراق فرار کردند.  پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ مخالفت پیگیر او با دربار محمدرضا شاه پهلوی به اوج رسید.

پس ازآنکه شاه و همسرش به عراق فرار می کنند در صبح روز 25 مرداد اعضای دولت و سران جبهه ملی با نخست وزیر مصدق تشکیل جلسه می دهند و دکتر فاطمی خواهان تشکیل دادگاه صحرایی و مجازات کودتاچیان می شود و همینطور طرح «جمهوری» در آن مقطع از سوی فاطمی مطرح میگردد ولی مصدق عقیده ای به جمهوری نداشت و به بازگشت شاه و سلطنت دوباره اش می اندیشید اما هیچگاه این اندیشه ی ارتجاعی و محافظه کارانه و ضدانقلابی خود را با دوستان انقلابی اش و حتی معاون و وزیرخارجه ی خود دکتر فاطمی در میان نگذاشت ولی سالها بهد در خاطرات خود نوشت که : 

مصدق

مصدق

دکتر فاطمی از همان روز با ایمان به انقلابی بودن کسی که به رهبری جبهه ملی برگزیده بودند یعنی مصدق و با تصور اینکه شاه خائن از کشور فرار کرده و دیگر  باز نخواهد گشت شروع کرد برعلیه شاه مقالات تند و آتشین نوشت و سخنرانی های شدیدی برعلیه شاه و دربار ایراد نمود و مجسمه های شاه را پایین کشید غافل از اینکه کسی که رهبری این جریانات را به عهده داشت اعتقادی به انقلاب نداشت و  در ضمیر پنهان خود نقشه بازگشت شاه را طراحی میکرد. 

در طی 3 روزی که از 25 تا 28 مرداد طول کشید و در تمام این مدتی که دکتر فاطمی خبر فرار شاه را با شور و شوق تمام بعنوان یک رویداد امید بخش به مردم میداد و جان خود را برای براندازی رژیم وابسته پهلوی برکف دست گرفته بود ، مصدق به سوگند وفاداری کذایی که برای شاه خورده بود می اندیشید و احیانا به خطراتی فکر میکرد که در نبود رژیم شاهنشاهی ممکن بود اموال و املاکش را به مخاطره بیاندازد. بعد از سالها تاریخ روشن نمود که مصدق در این ایام حساس و سرنوشت ساز که امثال فاطمی فقط به انقلاب و نهضت ملی فکر میکردند و سرمایه عمر خود را به پای آن میریختند او برای برگرداندن شاه خائن و احیای دوباره سلطنت و حفظ املاک و اموال و ثروت خود نقشه میکشید.

 

سال 1332 اوج مبارزات فاطمی بود. هنگامی که طرح کودتای مرداد بسته شد به مدت چند ساعت در 25 مرداد دستگیر و سپس با شکست کودتا آزاد شد. شاه که ترسیده بود همراه با همسرش ثریا پا به فرار گذاشت و از بعدازظهر 25 مرداد کشور و خصوصاً تهران در التهاب شاه‌زدایی بود.

ازدحام چند ده هزار نفری بهارستان نگینی داشت که فاطمی بود. سخنان بی‌پروای وی ترس را به دل سلطنت‌طلبان انداخت: ((فرزند پهلوی می‌خواست به جنگ خدا برود، به جنگ ملت، به جنگ اجتماع که نمونه عالی‌ترین مظهر اراده خداست برود، خدا او را آنچنان بر زمین زد که هیچکس دیروز در چنین ساعتی حتی در مخیله خود تصور نمی‌کرد. خدای ایران، خدای بزرگ وطن نگهدار شما باد((

و یا در سرمقاله باختر امروز همان روز نوشت:

             من در طول دوازده سال اخیر هرگز به آستان این جوان خوش خط و خال که مثل مار افسرده موقع ضعف و جبن سردرهم می‌کشد و در فرصت نیش جانگزای خود را می‌زند سر فرو نیاورده‌ام... هرگز نشان همایونی او را به سینه نزده‌ام... دربار؛ دشمنِ آزادمردان، وطن‌پرستان و خصم مبارزان راه استقلال و آزادی است. من از محمدرضا شاه انتظار آن ندارم که شجاعت و شهامت خودش را در برابر بیگانگان به کار ببرد. آقای دکتر مصدق به به تا کی باید صبر و تحمل کرد؟ تا کی باید شاهد فجایع و رسواییهای پنهان و آشکار دربار بود؟

دکتر فاطمی در 25 مرداد 1332 در تیتر اول روزنامه باختر امروز نوشت : "قرار بود ساعت 5 صبح امروز مصدق و فاطمی و ریاحی را اعدام کنند" در صورتیکه مصدق خود میدانست که کاری که مستحق اعدام باشد نکرده است و میدانست که روابط خوب او با دربار و اظهار ارادت مکررش نسبت به شخص شاه و اعلام وفاداری او به سلطنت عواملی هستند که جلوی هرگونه آزار مصدق را سد میکنند . اما این حقایق از منظر دکتر فاطمی پوشیده بود و او مصدق را مثل خود یک انقلابی میدانست و چنین تصور میکرد که اگر قرار باشد فاطمی اعدام شود در ردیف دوم اعدامی ها بعد از مصدق قرار خواهد گرفت ولی چنین نشد.

باختر امروز.

فردای آن روز وی به کاخهای شاه رفت و آنها را پلمب کرد. به سفارتخانه‌های ایران تلگرام زد که شاه را تحویل نگیرند و احترامش را نگه ندارند. مجسمه‌های شاه و پدرش سرنگون شد و به نظر می‌رسید کار شاه تمام است و جنگ مغلوبه شده است. ولی در همان زمانی که فاطمی در میانه ی میدان مبارزه خود را به آب و آتش میزد و ساعت به ساعت تکه های پازل سقوط سلطنت پهلوی را یک پس از دیگری تکمیل میکرد ، پیشوای جبهه ملی در خانه نشسته بود و برای سرنگونی انقلاب و بازگردانیدن شاه نقشه میکشید. او هیچ تلاشی برای بیان مکنونات قلبی خود و قانع کردن فاطمی نکرد زیرا در اینصورت ماهیتش برملا میشد و دیگر نمیتوانست  پیشوای جبهه ملی باشد و همانطور که به شاه قول داده بود نمیتوانست رهبری مخالفانشان را به دست بگیردبنابراین تصمیم گرفت ظاهر انقلابی خود را حفظ کند ولی در عمل هرچه را که صلاح میدانست انجام دهد و در این میان تنها چیزی که برای مصدق اهمیت نداشت به خطر افتادن جان امثال فاطمی بود زیرا مصدق به سخنرانی خود در مجلس می اندیشید که گفته بود :

در این مجلس به شاهنشاه جوانبخت خود قسم خورده‌ام و یک آدم بی‌شرافت نیستم که به این شاه جوانبخت… خیانت بکنم و یا اگر بخواهند به این شاه خیانت بکنند من از آنها جلوگیری و یا او را محکوم به آن مجازاتی که لازم است نکنم

 

پس با این حساب مصدق هرکسی را که برعلیه شاه اقدام میکرد بیشرافت و خیانت کار میدانست و دلیلی برای دفاع از چنین اشخاصی نداشت و این اشتباه خود ماست که از او توقع داریم که ایگاش کاری میکرد و فاطمی را از تیربارن نجات میداد.

مصدق.

او بخوبی میدانست که با این تظاهرات پرشوری که فاطمی از خود بروز میدهد اگر شاه برگردد چه سرنوشتی در انتظار فاطمی است اما سیاست به او یاد داده بود که به این احساسات عامیانه ارزشی قائل نباشد و  او فقط به این می اندیشید که نقش خود را بخوبی ایفا نماید. شاید او میگفت که من مسئول اعمال خود هستم و فاطمی هم مسئول اعمال خود است و به همین نیت بود که آگاهانه گذاشت فاطمی به سمت سرنوشت خود برود و خود نیز به سمت سرنوشت خود رفت و چنین بود که وقتی صبح 28 مرداد فرا رسید شد آنچه که نمی‌بایستی می‌شد. 

در روز کودتا تحریریه و چاپخانه روزنامه "باختر امروز" به آتش کشیده و غارت شد و نسخه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هرگز توزیع نگردید.

فردای کودتای ۲۸ مرداد مصدق با آرامش تمام و طبق نقشه ی قبلی از خانه خود بیرون آمد و به اتومبیل خود سوار شد و بدون هیچ گونه هیجان و اجباری خود را تسلیم دربار کرد و پس از بازگشت شاه به کشور از شاه حلالیت طلبید و جان سالم بدر برد و به سوی سرنوشت خود رفت

ولی دیگر آرامشی برای فاطمی باقی نمانده بود و او نیز باید به سمت سرنوشت خود میرفت . فاطمی 6 ماه در نزد دوستانش در خفا بود تا ۶ اسفند 1332  که دستگیر شد و 8 ماه بعد از دستگیری تیرباران گردید.

 

پس از دستگیری وقتی که از شهربانی به زندان منتقل میشد در توطئه از پیش تهیه شده  ، عوامل دربار درجلوی شهربانی با کارد و قمه به وی حمله کرده و او را به شدت مضروب کردند. به حدی که وی رو به موت رفت. دکتر فاطمی به جای زندان به بیمارستان شهربانی منتقل و بلافاصله به وسیله عمل جراحی از خونریزی جراحات او جلوگیری گردید. فاطمی با همین شرایط بیماری حدود یکسال در زندان ماند تا اینکه در مهرماه ۱۳۳۳ محاکمه ی وی به همراه دو چهره دیگر ملی یعنی دکتر شایگان و مهندس رضوی آغاز شد فاطمی بنابه دستور شاه با برانکارد در دادگاه نظامی شرکت کرد و در پی برگزاری ۱۰ جلسه دادگاه، روزنامه اطلاعات از صدور حکم اعدام برای وی خبر داد.

چند روز بعد از آخرین جلسه دادگاه ، یعنی در روز ۱۹ آبان سال ١٣٣٣، فاطمی را در حالی که آثار بیماری و ضرب و شتم در او نمایان بود، کشان‌کشان تا پای جوخهٔ اعدام بردند. بعد‌ها از لحظات اعدام فاطمی روایتی عجیب نقل شد که نقش سهمگین مصدق در سرنوشت او را به شیوه ای دردآلود برملا میساخت. نقل شده است که او هنگام اعدام فریاد زده بود «بسم الله الرحمن الرحیم؛ پاینده ایران، زنده باد دکتر مصدق»... و بعد صدای رگبار گلوله در میدان تیر لشگر دو زرهی تهران پیچیده بود و شاید هم این صدای مرگبار گلوله چند متر آنسوتر در زندان به گوش مصدق رسیده بود که در حال نوشتن خاطرات وفاداری خود به دربار بود و به دنبال جملات مناسبی میگشت که بنویسد : به قَسمی که نسبت به اعلیحضرت یاد کرده ام همیشه وفادارم.

 مصدق

در حالیکه مصدق در حال نوشتن وفاداری خود به شاه بود ، فاطمی در عین وفاداری به مصدق و به جرم خیانت به شاه به اعدام محکوم شد و درحالیکه توسط ماموران شاه اعدام میشد فریاد میزد "زنده باد مصدق!!!" و مصدق در تحریرات خود مینوشت : "زنده باد شاه!!!"    

دوستت دارم و غافل ، که تویی دشمن جانم  

ازچه با دشمن جانم شده ام دوست ندانم

و بدین سان در کمال حسرت و آه عمر 37 ساله و کوتاه فاطمی جوان در 19 آبان 1333به پایان رسید در حالیکه  مصدق همچنان برای او ناشناخته ماند و باز می اندیشم که براستی مصدق که بود؟ و دوباره به وفاداری عجیب این دویار می اندیشم و با خود میگویم به یقین هیچ کسی چنین وفاداری عجیبی را نشنیده است زیرا :

مصدق و فاطمی دویار وفادار بودند و هردو تا آخرین نفس به عهد خود وفا کردند. آنها هردو وفادار ماندند ، فاطمی به مصدق و مصدق به قاتل فاطمی

و چه وفاداری وهم انگیزی!!! و باز نمیتوانم خود را از نوشتن حسرت آلود این سطور بازدارم و قادر نیستم حیرت خود را پنهان کنم که چطور مصدق توانست با وفادارترین یارخود چنین معامله ی دردناکی بکند و به این می اندیشم که براستی در دادگاه عدل الهی چه سهمی از گناه تیرباران دکتر فاطمی دامن مصدق را خواهد گرفت؟

در هرحال در نتیجه ی نفاق عجیبی که مصدق در پیش گرفته بود شاه به کشور بازگشت و دکتر فاطمی تیرباران شد و مصدق به حضور شاهنشاه شرفیاب گشته و حلالیت طلبید(تصویر زیر) و سپس در یک دادگاه نمایشی که با مظلوم نمایی های حرفه ای خود جلوه ی واقعی به دادگاه داد و با گریه ها و غش کردنهای معروفش از خود چهره یک قهرمان در زنجیر را به نمایش گذاشت فقط به سه سال زندان محکوم گردید و پس از آزادی از زندان به خانه ی خود در احمدآباد رفت و به نگهداری املاک خود مشغول شد و تا آخر عمر در انزوای تحقیر آمیزی بسر برد. او در جریان محاکمه ی خود شگفتی دیگری از تواناییهای عجیب شخصیتی خود را ارائه نمود و با اینکه از نتیجه دادگاه مطلع بود و میدانست که آسیبی متوجه او نیست در دفاعیه ی خود جمله ی حیرت انگیزی گفت که از چیره دستی بی نظیر او در کار نفاق حکایت دارد. او گفت :

تا هزار مثل من در راه آزادی فدا نشوند وطن عزیز ما ایران روی آزادی و استقلال را نخواهد دید.

مصدق

در حالیکه تاریخ قصه ای دیگر در این باره روایت میکند و برملا میسازد که مصدق نیک میدانست که سرانجام محاکمات چه خواهد بود و نیک میدانست که هرگز در راه وطن فدا نخواهد شد و تاریخ گواهی داد که او هرگز قصدی برای فداکردن خود در راه وطن نداشت

مصدق.

و بدین ترتیب کسی که میتوانست قهرمان ملی کردن صنعت نفت و باعث افتخار مردمش باشد ، راه و رسم محافظه کاری و نفاق در پیش گرفت و با این کار ،  دودستگی عمیقی در میان انقلابیون به جا گذاشت که اکنون نیز پس از گذشت 50 سال از مرگش هنوز هم مصدق بعنوان عاملی برای تفرقه و نزاع سیاسی در ایران مطرح است. اکنون تاریخ گواهی میدهد که اگر قرار بود سرنوشت کشور ایران برمحوریت مصدق تعیین شود چیزی جز نفاق و تفرقه و دروغگویی و ریاکاری نصیب مردم نمیشد.

مصدق

شاید فاطمی نمیدانست که مصدق به خاندان شاهنشاهی تعلق دارد و گوشت و پوست و استخوانش در این خاندان به هم آمده است و هرگز در عمل به زیان شاهان قدمی برنمیدارد والا اگر میدانست ، تا آن اندازه به مصدق اعتماد نمیکرد زیرا حتما شنیده بود که گفته اند : چاقو دسته ی خودش را نمیبرد.

مصدق

 

و بالاخره در نهایت تاسف و تاثر پیکر جوانترین وزیر امورخارجه تاریخ ایران در نزدیکی شهدای سی تیر در قبرستان ابن بابویه در شهر ری آرام گرفت. به قول فراش قبرستان ، نقل است شلوغ‌ترین مراسم تدفین در این قبرستان برای دکتر حسین فاطمی بوده است.

همسر دکتر فاطمی ماجرای تیرباران کردن همسرش را اینطور تعریف می‌کند: «10 روز قبل از این‌که حکم دکتر اجرا شود، در جریان حکم اعدام بودیم، این احتمال را هم می‌دادیم که ممکن است دکتر عفو شود. روزی که دکتر فاطمی را اعدام کردند همه داغدار بودند، دانشجویان، محصلین، همه ناراحت و عزادار بودند. در آن موقع جنازه دکتر فاطمی را نیز به ما نمی‌دادند و خواهر ایشان سلطنت خانم با زحمت زیاد توانست جنازه را بگیرد و با تاکسی جنازه ایشان را آوردند. روزی که دکتر فاطمی را در ابن بابویه به خاک می‌سپردند، خواهرشان سخنرانی قرایی کرد و رژیم پهلوی را زیر سوال برد، نظامیانی که در آن‌جا بودند هم گریه می‌کردند و هیچ عکس‌العملی نشان نمی‌دادند.»

 قبر دکتر فاطمی

هر چند که فاطمی تا قبل از 25مرداد1332 سهیم مشروطه خواهی مصدق بود اما در 25 تا 28 مرداد با فرار شاه ، ناکارآمدی حکومت سلطنت شاهنشاهی را باور کرد و مسیر جمهوریخواهی را انتخاب نمود ولی مصدق سهیم جمهوری خواهی فاطمی نشد و سلطنت طلبی مصدق سرانجام تلخی را برای جمهوریخواهانی همچون فاطمی به همراه داشت.

مصدق ده سال آخر عمر خود را در انزوا گذرانید و تصاویر منتشر شده از او در این سالها نشان میدهد که  او سرتاسر آن ده سال را در گذشته ی خود زندگی کرده است و بعید نیست که در آن سالهای حزن آورش به سنجش نیک و بد عملکرد گذشته خود مشغول بوده است و ما نمیدانیم که آیا او در خلوت خود به اعدام دکتر فاطمی و به سرانجام تلخی که به این یار وفادار خود هدیه داده بود نیز اندیشیده است؟

مصدق

 

مصدق

 

 

وقتی فاطمی متولد شد مصدق 35 سال داشت و وقتی که در 37 سالگی اعدام میشد مصدق پیرمردی 72 ساله بود که هنوز 12 سال از عمرش باقی بود.مصدق 47 سال بیشتر از فاطمی عمرکرد او بعد از اعدام فاطمی دوازده سال زندگی بی ثمری کرد و در تنهایی وانزوا بسر برد و در میان املاکش در گذشت و به اجبار جان به جان آفرین تسلیم کرد و برخلاف وصیتش سرنوشت به جنازه ی او اجازه نداد که او نیز نفاق پیشه کند و در کنار شهدای قیام سی تیر مدفون شود.

 

 مصدق و فاطمی دویار وفادار بودند و هردو تا آخرین نَفَس به عهد خود وفا کردند. آنها هردو فادار ماندند ، فاطمی به مصدق و مصدق به قاتل فاطمی

 

  نظرات ()
مطالب اخیر نیاز بازی یک داستان واقعی از کم عقلی یک زن یارین انتظاری صدا و سکوت قرار قیافه آیت الکرسی آیت الکرسی دست مرا بگیر
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (۱٦٦) آمریکا (۱٢٦) پهلوی (٧٦) شعر (٧٠) رفسنجانی (٦۱) امام حسین (٥٧) عاشورا (٤٦) حدیث (٤٥) روحانی (۳٥) امام علی (۳٥) دعا (۳۳) قرآن (۳۱) امام خامنه ای (٢٩) حضرت محمد (٢٦) حکایت (٢۳) مصدق (٢٢) احمدی نژاد (٢٢) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) غرب (۱۸) خدا (۱۸) ashura (۱٧) حجاب (۱٧) خاتمی (۱٦) نماز (۱٥) علم (۱٤) اسرائیل (۱۳) محرم (۱۳) اسلام (۱۳) امام خمینی (۱۳) صادق هدایت (۱٢) امام صادق (۱۱) شهریار (۱۱) جغرافیا (۱٠) شاه (۱٠) میرحسین موسوی (۱٠) اصلاح طلبان (۱٠) رضاشاه (۱٠) امام زمان (٩) رمضان (٩) انسان (٩) زیارت عاشورا (٩) فساد (۸) فتنه (۸) شهید (۸) عشق (۸) امام رضا (۸) نجوم (٧) جنگ (٧) امام جواد (٧) جمهوری اسلامی (٧) سبک زندگی (٧) مصائب (٦) یارانه ها (٦) حضرت زهرا (٦) ترک (٦) اعمال (٦) حقوق بشر (٦) انقلاب (٦) سیاست (٦) ایران (٦) خامنه ای (٥) دروغ (٥) آزادی (٥) هنر (٥) داستانک (٥) حج (٥) کربلا (٥) آذربایجان (٥) فلسطین (٥) نوحه (٥) روزه (٥) یهود (٥) جمعیت (٥) محرم و صفر (٥) بوز قورد (٥) بوزقورد (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) گرگ خاکستری (٤) عیدفطر (٤) عید غدیر (٤) آل سعود (٤) تبریز (٤) عید نوروز (٤) قدس (٤) اینترنت (٤) مادر (٤) خانه (٤) ازدواج (٤) ماهواره (٤) ایمان (٤) انتخابات مجلس (٤) زندگی (۳) هاشمی (۳) خنده (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) گل (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) تکنولوژی (۳) شیطان (۳) فناوری (۳) روحانیت (۳) امام حسن (۳) انگلیس (۳) غزه (۳) سال نو (۳) امام هادی (۳) راستگویی (۳) اقوام ایرانی (۳) عنایت خدا (۳) اجابت دعا (۳) قوم پارس (۳) فساد در سینما (٢) ملی-مذهبی (٢) 10 میلیارد تومان (٢) جنبش سبز (٢) 9 دی (٢) نا امیدی از خدا (٢) وام بانکی (٢) مذاکرات هسته ای (٢) عالمان بی عمل (٢) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) خشونت علیه زنان (٢) لیبرال (٢) دریاچه اورمیه (٢) تست شخصیت (٢) کشمیر (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) جنبش عدم تعهد (٢) 5+1 (٢) سنائی (٢) عمل (٢) علامه جعفری (٢) قضاوت (٢) پیامبران (٢) شیر (٢) سوال (٢) زمین (٢) انفاق (٢) فیلترینگ (٢) زبان (٢) 29 بهمن (٢) جهان (٢) پدر و مادر (٢) عبادت (٢) سوریه (٢) امام سجاد (٢) مطهری (٢) شب قدر (٢) توبه (٢) نذر (٢) صهیونیسم (٢) صلوات (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) کودک (٢) شریعتی (٢) تربیت (٢) زمان (٢) مناجات (٢) زینب (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) عباس (٢) عقل (٢) بهشت (٢) تروریست (٢) تحریم (٢) عرفه (٢) نیایش (٢) کوروش (٢) بهمن (٢) عید (٢) شیعه (٢) خمینی (٢) منافق (٢) فیلم (٢) سینما (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) دانش (٢) دل (٢) فلسفه (٢) آرزو (٢) تمدن (٢) طلا (۱) مجلس (۱) توکل (۱) قیامت (۱) باران (۱) قبله (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) بازی رایانه ای (۱) جوک (۱) رنگ (۱) شادی (۱) دین (۱) نوکیا (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) سیاسی (۱) سکوت (۱) ترس (۱) مسجد (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) قلب (۱) نفرت (۱) طنز (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) عطار (۱) المپیک (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) لذت (۱) روزی (۱) لطیفه (۱) چشم (۱) شجریان (۱) اصلاحات (۱) علی (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) هکر (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) نسبیت (۱) امام حسن عسکری (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) ادیسون (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) عبدالله نوری (۱) بودا (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) انجمن حجتیه (۱) خشک و تر (۱) فریب (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) برکت (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) زیبایی (۱) سانسور (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) اوباما (۱) غرور (۱) امامت (۱) توسل (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) دانستن (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) اطلاعات عمومی (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) حجامت (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) حاج همت (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) تجارت الکترونیک (۱) انرژی هسته ای (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) فتح (۱) شیخ (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) غضب (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) نقض غرض (۱) راهزن (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) توحش (۱) حرز (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) چهارده معصوم (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) جام دیجیتال (۱) کفش کتانی (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 ندیم ܔگروه سایبرے مهندس میرزابیگیܔ داهول حرفهایی از جنس ناچاری نقد مدرنیته اسکالپل حکایتهای آموزنده صدای مجری مشاوره کسب و کار مدیرمالی یادداشتهای بیداری ثامن تـــــم مرجع قالب و ابزار مقتدر مظلوم | Mazloum.Ir حامیان ولایت سیّد علی نماز ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب