جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
خدمات و صدمات مصدق (3) نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٥/٢/٢٩

قسمت قبل

 

مصدق

کلیاتی در باره  زندگی سیاسی محمد مصدق

محمد مصدق جزو معدود کسانی است که در دوران شش پادشاه زندگی کرده و در هر شش دوره نیز صاحب مقام دولتی بوده است او در دوره های پادشاهی  ناصرالدین شاه ، مظفرالدین شاه ، محمدعلی شاه ، احمد شاه ، رضاشاه ، محمدرضا شاه زندگی کرده و در همه ی این دوره های متضاد به مقامهای دولتی مهمی منصوب شده است واین نشان از شخصیت منحصر بفرد او دارد.

محمد مصدق در درجه اول یک فئودال و زمین‌دار بزرگ‌ و مالک‌ و ارباب‌ بود و دارای چندین پارچه آبادی از جمله احمدآباد، حسین‌آباد، قارپوزآباد و حسن‌ بکدل‌ بود و علاوه‌ بر قریه‌های‌ متعدد در قسمتی‌ از خیابان‌ کاخ تهران ‌ (خیابان فلسطین‌) نیز دارای‌ املاک‌ و مستغلاتی‌ بود که‌ خود و خانواده‌ی‌ او در آن‌ ساکن‌ بودند و یکی‌ از این‌ املاک‌ را در زمان‌ نخست‌وزیری‌ به‌ اداره‌ی‌ اصل‌ 4 ترومن‌ اجاره‌ داد.

مصدق در درجه های بعدی سیاست‌مدار، لیسانس حقوق، نمایندهٔ چند دوره مجلس شورای ملی، و نخست‌وزیر ایران بود.

طرفدارانش از محمد مصدق بعنوان نخستین ایرانی دارنده ی مدرک دکترای رشته حقوق نام میبرند ولی هیچ مدرکی برای اثبات میزان تحصیلات او در دسترس نیست و عده ای عقیده دارند که نه فقط مدرک دکتری بلکه هیچ مدرک تحصیلی رسمی بنام محمد مصدق وجود ندارد ولی برخی هم تحصیلات او را تا حد لیسانس محتمل میدانند

خط فاصلمصدق

 

توضیح : لازم به توضیح است این مطلب که راجع به مدرک دکترای مصدق قید شده است  قابل نقد است و ممکن است از عدم اطلاع حقیر از مراتب اخذ مدرک دکتری در دانشگاه نوشاتل در آن زمان باشد. در هر حال اگر در آینده مدرک مثبتی در این ارتباط یافت شود منعکس خواهد شد.

خط فاصل

مصدق در زمان انتقال سلطنت از قاجار به پهلوی، اگر چه از دوام حکومت قاجار مأیوس شده بود اما با توجه به این که می‌دانست رضاخان حکومتی برمبنای دیکتاتوری ایجاد می‌کند، ابتدا با این کار یعنی انقراض قاجار  و تاسیس حکومت پهلوی مخالفت کرد ولی بعد از آن که رضاشاه قدرت را در دست گرفت با شاه از در مرافقت و دوستی برآمد و تمجیدهای تاثیر گذاری از رضاشاه نمود. متاسفانه طرفداران مصدق فقط به مخالفتهای او با رضاشاه اشاره میکنند و از پرداختن به تمجیدهای او از شاه اجتناب میورزند و این امر باعث میشود که خوانندگانی که با سابقه مصدق آشنایی کافی ندارند با سردرگمی مواجه شوند و در راه شناخت شخصیت حقیقتی مصدق به دام استنباطهای اشتباه گرفتار شوند

خط فاصل.

مصدق

خط فاصل

حقیقت این است که مصدق علی رغم اینکه قبل از تاسیس حکومت رضاخان با اینکار مخالفت کرد(دقت فرمایید که مصدق با رضاخان مخالف نبود بلکه با سلطنت رضاخان مخالف بود او اعتقاد داشت که اگر رضا خان به سلطنت برسد و شاه بشود دیگر ما نمیتوانیم از خدمات این مرد خوب بهره مند شویم زیرا اختیارات شاه محدود است وبه همین خاطر هم بود که با شاه شدن او مخالفت میکرد) ولی با ملاحظه خشونتی که رضاخان با مخالفانش داشت هرگز جرات مخالفت آشکار با او را پیدا نکرد بلکه بارها به تمجید غلیظ از او پرداخت

مصدق‌ در مجلس ششم که نماینده مردم تهران بود ماجرای‌ ملاقات‌ خود با رضا شاه‌ را در جلسه‌ 18 خرداد 1306 در نطق‌ قبل‌ از دستور چنین‌ تشریح‌ کرد:
اگر من‌ یک‌ نفر سرپرست‌ نظام‌ ایران‌ مخصوصاً اعلیحضرت‌ همایونی‌ را تقدیس‌ می‌کنم‌ که‌ حقیقتاً به‌ افکار و عقاید وکلا و مردم‌ اهمیت‌ می‌دهند، به‌ کرات‌ برای‌ خودم‌ اتفاق‌ افتاده‌ است‌ که‌ شخص‌ پاد شاه‌ مرا احضار و از من‌ عقیده‌ام‌ را خواسته‌ است‌. اگر او معتقد به‌ عقیده‌ی‌ اشخاص‌ نبود با من‌ چه‌کار داشت‌؟

.

خط فاصل.

مصدق

خط فاصل

با اینحال در طول دوران حکومت رضاشاه ، مصدق  به مدت 12 سال بطور داوطلبانه از سیاست دوری گزید و در این مدت در آرامش قلعه با صفای  احمدآباد به سربرد و خود را از گزند رضاخان در امان نگهداشت ولی در آخرین سال حکومت رضاخان بطور ناگهانی و ظاهرا به دلیل سوء ظن بیمورد رضاخان ، به مدت 5 ماه به زندان بیرجند فرستاده شد و سپس با وساطت ولیعهد (محمدرضا شاه) از زندان خلاصی یافته و دوباره به خانه خود در احمد آباد رفته است. مصدق تا آخر عمر بخاطر این وساطت ، همیشه خود را به محمدرضاشاه  مدیون میدانست و این مطلب را بارها بازبان خود بیان کرد و در خاطرات خود هم نوشت

خط فاصل.

مصدق

خط فاصل

وی بعد از سقوط رضاشاه، وقتی خطرپذیری فعالیتهای سیاسی از بین رفت از انزوا خارج و دوباره به عرصهٔ سیاست بازگشت و در سال ۱۳۲۸ به عضویت چند گروه اجتماعی درآمد(عضویت در گروهای فراماسونی در همین دوران بوده است)   سالها بعد پس از آنکه افرادی مانندحسین فاطمی  و حسین مکی به تأسیس جبههٔ ملی ایران اقدام کردند مصدق نیز به آنها پیوست و آنگاه که جبههٔ ملی ، به پیش‌نهاد دکتر فاطمی ، ملی شدن صنعت نفت را مطرح کرد مصدق به دلیل پیشینه سیاسی اش به رهبری این جبهه انتخاب گردید. (متاسفانه طرفداران مصدق همواره در نوشته های خود مصدق را بعنوان مبتکر و موسس جبهه ملی معرفی میکنند)

مصدق در سال ۱۳۳۰ به نخست وزیری رسید و در اولین قدم، طرح ملی شدن صنعت نفت ایران را که به تصویب مجلس رسیده بود اجرا کرد. اما او به تدریج روش خودکامگی و تکروی را پیش گرفت و با انحلال مجلس دوستان خود را از دور خود پراکند و پایگاه مردمی اش را متزلزل کرد و  به همین دلیل طرح سقوط دولت او توسط آمریکا ریخته شد و توسط خود آمریکا نیز به مصدق اطلاع داده شد و مصدق داوطلبانه ، خودش هم به کودتا پیوست   و سرانجام در کودتای ۲۸ مرداد که توسط سازمان سیا و همکاری شاه انجام شد  دولت مصدق ساقط گردید. یکی دیگر از دلایل سقوط دولت او، مخالفت‌های ابوالقاسم کاشانی و عدم حمایت او از مصدق بود زیرا کاشانی با انحرافات سیاسی مصدق و تکرویهای او بشدت مخالفت میکرد.

 کاشانی در حالی که قبلاً از مصدق حمایت می‌کرد،پس از آنکه مصدق بنای ناسازگاری با انقلابیون را گذاشت به همراه جمع کثیری از روحانیون به مخالفت با مصدق برخاست. بعد از آن که مصدق به کودتای علیه خود پیوست و بیخطری خود به رژیم شاهنشاهی و آمریکا را در عمل ثابت نمود شاه به سفارش آمریکا و انگلیس تصمیم گرفت که حداقل مجازات را برای او در نظر بگیرد با این حال برای فریب افکار عمومی او را در دادگاه نظامی محاکمه کردند و مصدق مانند یک بازیگر حرفه ای سینما  به شکل نمایشی دفاعیهٔ مستند و پرشوری از خود ارایه داد و صلاحیت دادگاه را زیر سوال برد و بارها در دادگاه به حالت ضعف و غش افتاد و در نهایت به سه سال حبس انفرادی محکوم شد و پرونده فعالیتهای سیاسی او برای همیشه بسته شد.

پس از تحمل سه سال زندان، مصدق به دستور محمدرضا شاه پهلوی (برخی معتقدند که به اختیار خودش) درباغ شخصی خود در احمدآبادساکن شد و تا پایان عمر خود، در آن جا تحت نظارت قرار داشت و به گفتهٔ خودش، «هر روز آرزوی مرگ می‌کرد.

مصدق سرانجام در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ بر اثر بیماری سرطان در ۸۴ سالگی در بیمارستان نجمیهٔ تهران تحت نظر مأموران ساواک درگذشت. به علت مخالفت محمدرضاشاه پهلوی باوصیت مصدق مبنی بر دفن او در جوار مزار شهدای سی تیر قبرستان ابن بابویه، در احمدآباد به خاک سپرده شد.

مصدق پس از پیروزی مشروطه از طرفداران انقلاب مشروطهٔ ایران شد و معتقد گردید که شاه فقط باید نمادی برای وحدت باشد. اما دیگر زمان مشروطه سپری شده بود و ناکارآمدی فرمول مشروطه برای جامعه ایران مشخص گردیده بود با این حال  مصدق در دوران نخست وزیری کوشید تا قدرت شاه را محدود به چارچوب مشخص شدهٔ آن در قانون اساسی مشروطه بکند اما موفق نشد وبا اینکه مصدق دردوره نخست وزیری خود به وضوح، قدرتمندتر از شاه بود اما این قدرت بیشتر از چند ماه دوام نیافت و مصدق سرنگون شد.

 مصدق که در زمان نخست وزیری میخواست مشروطه را کاملاً اجرا کند و قدرت شاه و خانوادهٔ سلطنتی را محدود کند ولی با کمال تاسف بلافاصله بعد از کسب قدرت ، خواست که قدرت قانونگذاری را از مجلس گرفته و به خود اختصاص دهد ودر همین راستا مورد انتقاد شدید آزادیخواهان و انقلابیون قرارگرفت ولی او با نادیده گرفتن هشدارهای دوستان دلسوز و انقلابیون مبارز ، مجلس شورای ملی را منحل نمود و در اثر همین خود محوریها ، دولتش در نتیجه ی کودتای شاه و آمریکا ساقط شد و ضربه سنگینی به مبارزات مردمی وارد آمد. او بعد از کودتای بیست و هشتم مرداد، هم‌چنان منتقد ساکت و بی آزار حکومت دیکتاتوری محمدرضاشاه بود ولی این مخالفت ساکت هیچ منشا اثری واقع نگردید.

تاریخ گواهی میدهد که مصدق براثر تلاشهایی که برای ملی شدن صنعت نفت کشید به قدرت رسید ولی به محض بدست گرفتن قدرت با اشتباهات پی در پی و با خود محوری و تکبر خود دوستان و مردم انقلابی را از اطراف خود پراکنده نمود و خود در مرکز قدرت تنها ماند و در مدت کوتاهی درحالیکه هیچ پشتوانه ی مردمی نداشت ساقط شد و بدین ترتیب  باعث شد تا انقلاب مشروطه برای همیشه نابود گردد و انقلاب ملی شدن صنعت نفت در نطفه خفه شود زیرا بعد از سقوط مصدق اختیار نفت ایران تمام و کمال به دست دربار افتاد و بجای انگلیس ، دولت آمریکا به چپاول ثروت نفت مشغول گردید. مصدق با ساقط کردن دولت خویش باعث گردید تا استبداد رضاشاهی اینبار توسط پسرش محمدرضا سایه شوم خود را بر سر مردم ایران بیاندازد و تاریخ نشان داد که تا 25 سال دیگر پس از این شکست سنگین ، هیچ فریادی از ملت شنیده نشد مگر آنکه با گلوله ی مسلسل و تانک پاسخ داده شد.

مصدق 10 سال در خانه خود در احمدآباد تنها ماند وبانومیدی و یاس تمام روزگار خود را سپری کرد و بخاطر اینکه پایگاه مردمی خود را از دست داده و همه را از خود رنجانده و زحمات خود و مردم را تباه کرده بود هیچ کس به سراغش نرفت و هیچ صدایی از اطراف خانه ی او برنخواست تا اینکه در سال 1345 در تنهایی درگذشت.

در زمان نخست وزیری او، خانوادهٔ سلطنتی (به خصوص اشرف پهلوی) از مخالفین سرسخت مصدق بودند. اما بعد از کودتا بعلت اینکه  که مصدق باکودتا و  توطئه ی بازگشت شاه به کشور همراهی موثری کرده بود مورد عفو دربار و خانواده پهلوی قرار گرفت و بخصوص بعد از اینکه برای طلب حلالیت به دست بوسی شاه رفت ، خصومت دربار و خانواده شاه را به همدردی و دلسوزی مبدل کرد

خط فاصل.

مصدق

خط فاصل

برخی از محققان معتقدند که رخدادهای کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲  در تشدید مبارزات انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ ایران بی تاثیر نبود.شصت سال پس از کودتای بیست و هشتم مرداد سازمان سیا با انتشار اسنادی، به دخالت مستقیمِ خود در ایران معترف شد.

محمدرضا شاه کودتای بیست و هشتم مرداد را قیام مردم و رستاخیز ملی ایران نامید.محمد مصدق در اثر حمایتهای مردم انقلابی ایران به چهرهٔ آزادی‌خواه پرشور و استعمارستیزی تبدیل شده بود که بر کشورهای خاور میانه همچون مصر تأثیر گذاشت. درست است که مصدق مبتکر اندیشه ی ملی کردن صنعت نفت نبود اما او باتلاشهایی که برای اجرایی کردن اندیشه ملی شدن صنعت نفت انجام داد محبوبیت زیادی را در منطقه کسب کرد و به همین دلیل جمال عبدالناصر خیابانی را در قاهره به نام محمد مصدق نام نهاد که اکنون نیز به این نام خوانده می‌شود. به هرحال او به طرق مختلف سرمشقی برای ملی‌گرایان خاورمیانه همچون جمال عبدالناصر بود.

مصدق بعد از کودتای 28 مرداد به سه سال زندان محکوم شد ولی دکتر فاطمی که معاون و وزیر خارجه ی او بود به اشد مجازات محکوم و اعدام شد و حال این سوال برای ما مطرح میشود که چرا معاون مصدق اعدام میشود ولی خود او جان سالم بدر میبرد؟ چه عاملی باعث زنده ماندن مصدق و اعدام معاونش شده است؟ آیا سخنرانی و مقاله ی تند فاطمی نسبت به شاه و دربار باعث این رویداد تلخ گردید؟  اگر چنین است پس آیا میتوان نتیجه گرفت که مصدق در مقابل دربار مواضع قاطع و موثری نداشته است که بغض شدید آنها را به خود جلب کرده باشد؟  آیا اعمال نفوذ بیگانگان در جریانات محاکمه  میتوانست به نفع مصدق به جریان افتاده و او را از اعدام رها ساخته باشد؟

به هر حال زندگی پر فراز و نشیب مصدق پر از سوالهای بی پاسخ است که هرگز جوابی برای آنها داده نشده است. مصدق در دوران سلطنت خاندان خود (قاجار) صاحب منصب و مقام بود و در مقطع تغییر رژیم با تشکیل سلطنت جدید مخالفت کرد و در عین حال بعد از سقوط خاندان خود و تشکیل رژیم جدید باز هم صاحب مقام گردید.

متاسفانه طرفداران مصدق چنان تابویی از او ساخته اند وچندان هزینه ی انتقاد از مصدق را بالا برده اند که کسی جرات انتقاد از او را ندارد. این عده از هموطنان عزیز چنان مصدق را مورد ستایش قرار میدهند که جایگاهی شبیه معصومین و قدیسین پیدا میکند. این تبلیغات یکجانبه کاری کرده است که در تمام این 65 سال اخیر ، نهضت ملی شدن صنعت نفت فقط مترادف با نام مصدق شده است. با مطالعه تاریخ با عده ی زیادی از اشخاص مشهور و گروههای انقلابی برخورد  میکنیم که نقش آفرینی عمده ای در جنبشهای دوران مصدق داشته اند ولی وقتی به تاریخ نگاری مصدق و برخی جریانات نگاه میکنیم میبینیم که هیچ اثری از جانفشانیهای آنها دیده نمیشود و به همین دلیل ، یک تصوری در ذهن ما قوت میگیرد که انگار برخی جریانات سعی کرده اند که این نهضت را به نفع مصدق و دراصل به نفع خود مصادره کنند.

این گروهها در جریان شکست نهضت ملی کردن صنعت نفت و نابودی دستاوردهای آن هیچگاه کوچکترین تقصیری را متوجه مصدق ندانسته و نمیدانند. هرگز از نقش اعدامهای انقلابی مزدوران رژیم و عاملان بیگانگان توسط فدائیان اسلام و تاثیر شکسته شدن این موانع اساسی در پیشبرد نهضت حرفی به میان نمی آورند و حتی مصدق هم در بیان خاطرات خود هیچ اشاره ای به نقش توده های مردمی و جانفشانی های آنها به رهبری آیت الله کاشانی و گروههای مبارزی مانند فدائیان اسلام و نواب صفوی و دیگر آزادیخواهان نمیکند.

وقتی خاطرات مصدق را میخوانیم ملاحظه میکنیم که او بغیر از خودش همه را متهم به توطئه میکند و با کمال تعجب ، دربار و علما و افسران و اعضای جبهه ملی را در یک توطئه برعلیه خود سهیم میداند ولی هیچ نمیگوید که چرا و به چه دلیل ، علما و دوستان وی در جبهه ی ملی از اطراف او پراکنده شدند؟  و نمیگوید که چرا در اواخر دولت او از مجموع 18 نفر مرد انقلابی که با شور و یکدلی جبهه ملی را پایه گذاری و مصدق را بعنوان رهبر انتخاب کرده بودند فقط 3 نفر در کنار مصدق باقی ماندند و بقیه از اطراف او پراکنده شدند؟ و البته یکی از آن چند نفر که دکتر فاطمی بود در نتیجه سیاستهای منافقانه مصدق و در حقیقت به دست خود مصدق به دام پهلوی گرفتار گردیده و به جوخه اعدام سپرده شد

خط فاصل.

مصدق

خط فاصل

درجای دیگر از کتاب خاطرات ،  ایشان با کمال تعجب سرنوشت خود را چنان به سرنوشت استالین گره خورده معرفی میکند که تعجب هر انسان بیطرفی را برمی انگیزد

خط فاصل

مصدق

 خط فاصل

اکنون ملاحظه میشود که یکی از دلایل سقوط دولت مصدق چه بود؟ اکنون مشخص میگردد که مصدق در اعماق اندیشه ی خویش بقای دولتش را نه به اتکای قدرت مردم بلکه به قدرتهای خارجی مانند استالین وابسته میدید. او تصور میکند که چون استالین زنده است بیگانگان نمیتوانند دولتش را ساقط کنند ولی به محض مرگ استالین دولت او هم در معرض سقوط قرار میگیرد و حال این سوال برای ما مطرح میشود که به نظر مصدق  نقش مردم و فداکاریهای آنها در حفظ دولت او چقدر بود؟ با این توصیف به نظر میرسد که سوء ظن مردم و علما نسبت به وابستگی او به خارجیها دور از واقعیت نبوده است.

 

بطور خلاصه چند علت شکست نهضت ملی کردن صنعت نفت و سقوط دولت مصدق را میتوان چنین بیان کرد:

1-     مصدق یک انقلابی نبود(طبیعی است که یک زمیندار بزرگ انقلابی نباشد) بلکه یک رفرمیست و اصلاح طلب نفوذی در بدنه انقلاب بود. او میخواست رهبری حرکت مردمی را بدست بگیرد تا از این طریق از شدت حرکتهای انقلابی بکاهد و آرمانهای مردم انقلابی را در حد اصلاحاتی در داخل رژیم تقلیل دهد و به این طریق سلطنت شاهنشاهی را با محدود کردن قدرت شاه حفظ نماید. او به همین منظور بود که به شاه گفته بود : ما باید رهبری مخالفان را خودمان به عهده بگیریم. مصدق برای محدود کردن قدرت شاه زحمت زیادی کشید اما به دلیل اینکه شاه نخواست این موقعیت را قبول کند و بین "فرمایشی بودن مقامش" و "رفتن از کشور" دومی را انتخاب کرد مصدق بر سر دوراهی سرنوشت سازی قرار گرفت. او باید یا سلطنت شاه دارای قدرت و حکومت شاه بر مردم را قبول میکرد یا باید تن به جمهوری میداد اما حکومت جمهوری به صلاح و امنیت املاک و ثروت مصدق نبود و درست همینجا بود که راه مصدق از مردم جدا شد زیرا مصدق بازگشت سلطنت را انتخاب کرد ودر این را تلاش مجدانه نمود در حالیکه مردم سلطنت را نمیخواستند. بنابراین افکار مصدق با خواست توده های مردم به تضاد کشید و مصدق در برابر مردم ایستاد و با همکاری آمریکا موفق شد دولت خویش را ساقط و محمدرضا را که  5 روز قبل از کشور خارج شده بود در تاریخ 31 مرداد 1332 به ایران برگرداند و خود را به ماموران شاه تسلیم نماید و به این ترتیب مصدق با تسلیم خود ، مردم انقلابی ایران را نیز کدبسته تحویل رژیم شاه نمود و استبداد محمدرضاشاهی 25 سال تمام برکشور مسلط گردید. حال معلوم میشود که چرا مردم ایران یکروز گفتند "درود بر مصدق" وروز دیگر گفتند : "مرگ بر مصدق"

مصدق کاری کرد که سالها مردم ایران بخاطر این دو شعار متضاد انگ بدنامی و بی وفایی و تلون مزاج را تحمل کردند و هنوز هم خاطره ی این تهمت بزرگ از یادها پاک نشده است و پس از گذشت بیش از 60 سال از وقوع حادثه ، هنوز هم از  این ماجرای پیچیده ی سیاسی رمز گشایی و روشنگری موثری  نشده است و هنوز هم مردم ایران بخاطر آن دو شعار متضاد که در فاصله زمانی بسیار کم داده شد مورد طعن دوست و دشمن قرار میگیرند.

این مطلب که مردم در فاصله ی زمانی بسیار کم این دوشعار متضاد را دادند از قدرت عجیب پنهان کاری مصدق حکایت دارد. مصدق با پنهان کردن نیات واقعی خود از مردم ، توانست رهبری مخالفان فکری خود را بعهده بگیرد و در نتیجه ، شعار درود بر مصدق از عموم مردم در سطح وسیعی شنیده شود ولی زمانی که پرده سلطنت خواهی مصدق برافتاد و چهره واقعی مصدق در نزد نخبگان سیاسی دیده شد و شعار متضاد مرگ بر مصدق شنیده شد مردم عادی را بهت و سردرگمی عجیبی در برگرفت و در فضای غبار آلود سیاسی آن روز فتنه ای برپا شد که اعتماد جنبشهای انقلابی در نزد مردم دود شد و به هوا رفت و خود مردم ایران نیز به سلامت روانی خود شک کردند

شوربختانه نفاق سیاسی مصدق چنان عمیق و حیرت انگیز بود که تبعات شعار  متضاد "مرگ بر مصدق" بجای اینکه دامن مصدق را بگیرد دامن مردم را گرفت. یعنی مصدق کاری کرده بود که هیچ کس به مصدق شک نکرد بلکه مردم به خود شک کردند. مردم از خود سوال میکردند که ما چطور مردمانی هستیم که قبل از ظهر "درود بر مصدق" و بعداز ظهر "مرگ بر مصدق" گفتیم؟ ولی کار از کار گذشته بود و نخبگان سیاسی کشور ، دیگر گلویی برای فریاد و تریبونی برای روشنگری مردم نداشتند و اینک پس از 60 سال هنوز هم مردم ایران ، خود را برای آن دو شعار متضاد سرزنش میکنند بدون اینکه از فلسفه آن مطلع باشند. مصدق چنین قدرتی داشت.

خط فاصل

مصدق

خط فاصل

2-     مصدق بوجود آورنده موج حرکت مردمی نبود ولی بخوبی موج سواری میکرد. او موج سواری در نواحی بیخطر را بسیار ماهرانه بلد بود

خط فاصل

مصدقخط فاصل

3-     او در مواقعی که هیجانات ملی در جامعه به سمت غالب شدن مردم طی طریق میکرد به نیت خدمت به کشور وارد این هیجانات میشد و با نطق های پرشور خود مردم را دور خود مجتمع میکرد ولی به محض اینکه احتمال خطر فزونی میگرفت بهانه ای برای قهر کردن می یافت و فوری به احمد آباد میرفت و تا برطرف شدن خطر در آنجا میماند و اسم این کار خود را هم تبعید میگذاشت و با قیافه یک قهرمان به جامعه باز میگشت

خط فاصل

مصدق

خط فاصل

4-     مصدق یک اشرافی و فئودال بود و جزو توده ی مردم نبود و درد مردم را لمس نکرده بود. بنابراین اولویت اول او مثل همه فئودالها حفظ املاکش بود و در این راه مثل یک فئودال خوب و وظیفه شناس تا آخر عمر این وظیفه را بخوبی انجام داد

خط فاصل

مصدقخط فاصل

5-     مصدق به افکار کسانیکه او را به رهبری برگزیده بودند ایمان نداشت بلکه کاملا برضد آنها بود زیرا آنها به دنبال جمهوری بودند ولی مصدق به دنبال سلطنت

.خط فاصلمصدق

خط فاصل

6-     مصدق هرگز تضاد مبنایی خود با همقطاران خود را آشکار نکرد تا روزی که خنجرش را از قفا بر انقلاب و انقلابیون وارد کرد و جمع آنها را به شکل دردناکی برای ابد از هم پاشید

خط فاصل

مصدق

خط فاصلمصدق

خط فاصل

7-     مصدق از نیروی مذهبی عظیم توده های مردمی بعنوان ابزار بهره برداری کرد و بعد از آنکه به قدرت رسید به تصور اینکه دیگر نیازی به آنها ندارد ایشان را بطور تحقیر آمیزی از خود راند

8-     مصدق به آمریکا اعتماد کرد و در دام فریب او گرفتار شد

خط فاصلمصدق

خط فاصل

9-     مصدق میخواست از یک قدرت جهانی برای تضعیف قدرت دیگر استفاده کند ولی با کمال تاسف این قدرتهای جهانی بودند که از مصدق برای تقسیم منافع ایران بهره بردند

خط فاصل

مصدق
خط فاصل
10 - مصدق چون یک شازده و اشرافزاده بود مثل همه ی خاندان شاهی به مردم ایران به دیده تحقیر مینگریست و به همین خاطر هم به آنها و فداکاریهای آنها اعتماد نکرد و ارزش قائل نشد. او در سخنرانیهای خود بر دوش مردم سوار میشد ولی آنها را تا همین حد مفید میدانست و اصل قدرتش را از دولتهای بیگانه طلب میکرد
خط فاصل
مصدق
خط فاصل

همانگونه که مصدق خود نیز اعتراف میکند او عاشق زندگی در سوئیس بود ولی به حکم تقدیر توفیق اقامت دائمی در سوئیس نصیبش نشد وبا همه ی تلاشی که کرد موفق به این کار نشد و در سال 1299 وقتی از اخذ اقامت مایوس گردید اجبارا به ایران برگشت وتا آخر عمر در ایران ماند و این سرنوشت بود که او را مجبور به اقامت در ایران کرد و شاید هم به همین خاطر بود که او هیچ علاقه ای برای زندگی در میان مردم نداشت و همیشه احمدآباد را برای زندگی اختیار میکرد.
خط فاصل
مصدقخط فاصل
این حس علاقه وافر به اروپا و بی علاقه گی به مردم وکشور ایران در خانواده قاجار عمومیت داشت چنانچه در مورد پسرعموی مصدق یعنی احمد شاه خاطره ای نقل شده است که این حس را به شکل طنز گونه ای نمایان میسازد.
خط فاصل
احمد شاه
 
.
قسمت بعدی 
  نظرات ()
مطالب اخیر من و باز آن دعا ها آیا این قابل تحمله ؟ من عاشق چشمت شدم داستان آدم و شیطان رضا خان و قتل نخبگان معامله زیانبار سلام بر تو یا امام رضا روش مباحثه شعر شورانگیز : درد فراق شگفتیهای نهج البلاغه
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (۱٥۸) آمریکا (۱٢٢) پهلوی (٧٥) رفسنجانی (٥۸) امام حسین (٥٧) شعر (٥۳) عاشورا (٤٦) حدیث (٤۱) روحانی (۳٥) امام علی (۳٢) امام خامنه ای (٢٩) دعا (٢۸) قرآن (٢٤) حضرت محمد (٢٤) حکایت (٢۳) مصدق (٢٢) احمدی نژاد (٢٢) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) غرب (۱۸) ashura (۱٧) حجاب (۱٧) خاتمی (۱٦) نماز (۱٥) خدا (۱٥) علم (۱٤) اسرائیل (۱۳) محرم (۱۳) امام خمینی (۱۳) اسلام (۱٢) صادق هدایت (۱٢) امام صادق (۱۱) شهریار (۱٠) میرحسین موسوی (۱٠) اصلاح طلبان (۱٠) رضاشاه (۱٠) زیارت عاشورا (٩) جغرافیا (٩) رمضان (٩) انسان (٩) شاه (٩) عشق (۸) امام رضا (۸) فساد (۸) فتنه (۸) امام جواد (٧) نجوم (٧) جنگ (٧) شهید (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٧) جمهوری اسلامی (٧) حضرت زهرا (٦) مصائب (٦) یارانه ها (٦) ایران (٦) حقوق بشر (٦) انقلاب (٦) سیاست (٦) اعمال (٦) ترک (٦) روزه (٥) یهود (٥) آذربایجان (٥) حج (٥) کربلا (٥) فلسطین (٥) هنر (٥) خامنه ای (٥) دروغ (٥) آزادی (٥) محرم و صفر (٥) جمعیت (٥) بوز قورد (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) گرگ خاکستری (٤) بوزقورد (٤) آل سعود (٤) عید غدیر (٤) عیدفطر (٤) ماهواره (٤) ایمان (٤) انتخابات مجلس (٤) ازدواج (٤) مادر (٤) نوحه (٤) تبریز (٤) عید نوروز (٤) قدس (٤) روحانیت (۳) امام حسن (۳) انگلیس (۳) غزه (۳) سال نو (۳) شیطان (۳) فناوری (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) خانه (۳) گل (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) خنده (۳) زندگی (۳) هاشمی (۳) راستگویی (۳) اقوام ایرانی (۳) امام هادی (۳) عنایت خدا (۳) اجابت دعا (۳) قوم پارس (۳) فساد در سینما (٢) ملی-مذهبی (٢) 10 میلیارد تومان (٢) مذاکرات هسته ای (٢) جنبش سبز (٢) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) عالمان بی عمل (٢) نا امیدی از خدا (٢) 9 دی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) تست شخصیت (٢) جنبش عدم تعهد (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) خشونت علیه زنان (٢) وام بانکی (٢) لیبرال (٢) دریاچه اورمیه (٢) کشمیر (٢) دانش (٢) فلسفه (٢) دل (٢) آرزو (٢) تمدن (٢) شریعتی (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) بهشت (٢) زبان (٢) تروریست (٢) کوروش (٢) نیایش (٢) شیعه (٢) منافق (٢) خمینی (٢) عرفه (٢) زمان (٢) مناجات (٢) عباس (٢) عقل (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) بهمن (٢) عید (٢) کودک (٢) زینب (٢) تربیت (٢) پیامبران (٢) توبه (٢) شیر (٢) انفاق (٢) زمین (٢) قضاوت (٢) فیلترینگ (٢) تحریم (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) عبادت (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) امام سجاد (٢) مطهری (٢) صلوات (٢) نذر (٢) صهیونیسم (٢) شب قدر (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) هکر (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) برکت (۱) عبدالله نوری (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) فریب (۱) بودا (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) خشک و تر (۱) سانسور (۱) زیبایی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) دانستن (۱) امامت (۱) توسل (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) اوباما (۱) غرور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) انجمن حجتیه (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) چشم (۱) شجریان (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) اصلاحات (۱) علی (۱) روزی (۱) لذت (۱) شعار (۱) لطیفه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) داستانک (۱) عطار (۱) المپیک (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) جوک (۱) دین (۱) نوکیا (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) سیاسی (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) طلا (۱) باران (۱) مجلس (۱) توکل (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) قیامت (۱) قبله (۱) رنگ (۱) بازی رایانه ای (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) شیخ (۱) فتح (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) غضب (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) اطلاعات عمومی (۱) انرژی هسته ای (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) حاج همت (۱) تجارت الکترونیک (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) نقض غرض (۱) کفش کتانی (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) چهارده معصوم (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) جام دیجیتال (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 ندیم ܔگروه سایبرے مهندس میرزابیگیܔ داهول حرفهایی از جنس ناچاری نقد مدرنیته اسکالپل حکایتهای آموزنده صدای مجری مشاوره کسب و کار مدیرمالی یادداشتهای بیداری ثامن تـــــم مرجع قالب و ابزار مقتدر مظلوم | Mazloum.Ir حامیان ولایت سیّد علی نماز ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب