. . . قسمت دوم

معمولا اگر منطقی پشت تصمیماتم نباشد از همان ابتدا تصمیم را لغو میکنم وهیچ دوست ندارم شعاری عمل کنم و تصمیماتم را براساس هیجانات بگیرم . ابتدا باید برایم روشن میشد که چرا نباید دروغ گفت ؟

وقتی دقیقتر شدم دیدم صدها دلیل برای بد بودن دروغ هست .

اولینش این بود که : دروغگو دشمن خداست . این برای خیلی ها یک دلیل قانع کننده است اما برای همه نیست چون همه تحت تعالیم مذهب نیستند پس دیگران چرا باید از دروغ پرهیز کنند؟ برای جواب به این سوال باید دروغ تعریف میشد ومن دروغ را اینگونه تعریف کردم:

دروغ یعنی بیان چیزی که حقیقت ندارد . یعنی چیزی برخلاف حقیقت ! یعنی ضد حقیقت . پس اگر حقیقت خوب است پس دروغ بد است و برای کسانیکه حقیقت را دوست دارند دروغ دوست داشتنی نیست.

پس دروغ برای همه بد نیست بلکه فقط برای کسانیکه بد است که حقیقت را دوست دارند و به دنبال حقیقت هستند و من باید تکلیف خودم را نسبت به حقیقت روشن میکردم تا بد یا خوب بودن دروغ را بپذیرم. اینگونه بود که من از دروغ بدم آمد .

. . . ادامه دارد


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: دروغ , راستگویی


تاريخ : ۱۳٩٠/۳/۱٢ | ٤:۳۱ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.