جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
طلب حلالیت از میرحسین موسوی نویسنده: جوادزاده - ۱۳۸۸/٤/٩

من باید از مهندس میرحسین موسوی حلالیت بطلبم

 

من در طول سالیان گذشته هر موقع که نام میرحسین موسوی را میشنیدم تصویر دوران نخست وزیری ایشان در ذهنم نقش میبست تابلویی با ارزش و ماندگار ! تصویری مثل عکسهای سیاه وسفید و باصفای قدیمی که چیزی جز تعهد و تخصص و خدمتگذاری به مردم درآن تصویر دیده نمیشد من درآن سالها  دوران دانش آموزی و سپس دانشجویی خودرا سپری میکردم و اکنون که سالها ازآن دوران میگذرد فقط یک جمله از ایشان در خاطرم ماندگار شده است : بسیج مدرسه عشق است !

او در دوران سرنوشت ساز جنگ جزو کادر مدیریتی بود که کشور بحران زده ایران را به خوبی اداره کردند . پیشروی دشمن در صحنه های نبرد را متوقف کردند و ابتکار جنگ را بدست گرفتند و در عین حال وضع زندگی مردم را به بهترین نحو ممکن در طول سالهای جنگ نگه داشتند. واین دو بار مهم و سنگین را هنرمندانه بدوش کشیدند و از عهده برآمدند .تقریبا همه مسئولینی که درآن زمان عهده دار مسئولیتی بودند جهره های محبوب و مورد اعتماد مردم بودند . و آقای مهندس موسوی یکی از شاخص ترین آن چهره ها بود . درآن زمان اهمیت افراد براساس میزان پرهیزکاری و خدمت گذاری آنها به مردم سنجیده میشد و هیچ معیار دیگری غیر از این وجود نداشت . میزان حقوق و بر خورداری های مادی و موقعیت اجتماعی و سیاسی مفاهیم بی ارزشی بودند که از یادها رفته بودند و مردم و مدیران به چیزهایی غیر ازاینها فکر میکردند . مردم به حسن نیت مدیران کشور ایمان داشتند و آنهارا جزئی از خانواده خویش حتی فراتر ازآن میدانستند  و به هر مدیری به عنوان سربازی فداکار مینگریستند و با هر نگاهی که به ایشان میکردند محبتی سرشار در قلبشان موج میزد و تلاطم این امواج از قلبشان به زبانشان جاری میشد و لب به دعا و تحسین میگشودند ..... و میرحسین موسوی یکی از این مردان بود.

...   جنگ تمام شد . سالها گذشت و ما دیگر نامی از میرحسین نمیشنیدیم . فقط میدانستیم که دیگر راغب نیست در پستهای رسمی دولتی باشد.

البته دراین امر برداشتهای مردم متفاوت بود ، برخی مثبت و برخی منفی ! اما من شخصا این کار اورا نقطه مثبتی از شخصیتش قلمداد میکردم  و استدلالم این بود که فکر میکردم حالا که دیگر خلوص کمتری در کار مدیران مشاهده میشود و مناصب دولتی بیشتر به سهم خواهی و رانت خواری و باند بازی نزدیک است تا به خدمتگذاری و به همین خاطر هم او حاضر نشده است خودرا درگیر این زد وبند های سیاسی بکند و ترجیح داده است تا با کار تخصصی خود به مردم و جامعه خدمت کند . واین کاریست که خود نیز انجام داده ام و شاید به همین خاطر در مورد میرحسین اینگونه فکر میکردم .

 

...   سالها گذشت و نوبت انتخابات ریاست جمهوری دهم شد و شنیدیم که میرحسین هم خواهد آمد . همین یک کلمه حرف و  احتمال مارا خرسند کرد اما بازهم تردید به آمدنش داشتیم ولی بالاخره تردیدها به یقین تبدیل شد و او آمد . ما هیچ شکی نداشتیم که با او هستیم و او با ماست .

 

اما اتفاقاتی افتاد که تردید دوباره به سراغ مان آمد و این تردید با مشاهده برخی از اطرافیان او آغاز شد .

کسانی که دردوران ریاست جمهوری خاتمی ثابت کرده بودند که چیزی جز قدرت طلبی  و تمامیت خواهی سیاسی در سرشان لانه نکرده است     و به خاطر رسیدن به قدرت حاضرند تمام کشور را دستخوش آشوب و نا امنی کنند . کسانی که تمام هم و غم شان اینست که خانمها روسری نداشته باشند و تمام مشکلات مارا به هر نحوی به این یک تکه پارچه وصل میکنند و اسمش را اصلاحات میگذارند و خودشان را اصلاح طلب و عوامفریبانه با حرفهای شیک و قشنگ فضای ذهنی مردم و جوانان را که بدنبال علت یابی معضلات اجتماعی هستند آلوده میکنند وبه بیراهه میکشند . و به جای حل مشکلات اجتماعی به  فساد دامن میزنند و مردم را از چاله که در نمی آورند هیچ ، بلکه به چاه عمیق روانه میسازند و درهمان حال هم حرفهای باکلاس میزنند و درحالی که مردم به اعماق چاه در حال سقوط هستند فریاد میزنند که آ...ی سر مردم به دیوار چاه خورد و شکست . حقوقشان پایمال شد . حقوق بشر کجایی ؟ آیا مردم حق ندارند به چاه گشادتری بیافتند که سرشان نشکند ؟ وبعد شروع میکنند به کار و چاههای گشادتری برای مردم میکنند ! . . .  و سرشان منتی میگذارند که آن سرش ناپیداست .

ولی این تعداد اندک عددی نبودند که تاثیری در خواسته ما داشته باشد .

 اما هرچه زمان گذشت اینگونه اطرافیان ایشان بیشتر و بیشتر شد ودیگر نمیشد آنها را نادیده گرفت و کاسه تردید ما باز هم  پر تر شد .

موضعگیریهای ایشان هم نشان میداد که از حضور آنها هیچ نگرانی ندارد و بعضا حرفهای عوامفریبانه آنها را هم تکرار میکرد . میگفت من نماینده آنها نیستم اما هر کس که با من همراهی کند و برایم تبلیغ کند من از او استقبال میکنم .

آیا میرحسین آنها را فریب میداد یا مارا ؟

آیا میرحسین هم اهل فریب شده بود ؟

پس این همه سال در انزوا بسر بردن از صداقت نشات نمیگرفت ؟

آیا آنها یاران واقعی میر حسین بودند یا ما ؟

آیا ما سرنشینان اصلی قطار میرحسین بودیم و شورش طلبان مصلح نما قاچاقی سوار شده بودند ؟

نکند برعکس باشد ؟

من اصلا دوست ندارم مسافر قاچاق باشم !

... تبلیغ انتخاباتی شروع شد و دو هفته مانده به انتخابات ستاد های تبلیغی آقای موسوی نیز براه افتاد . اما نوع تبلیغ طوری بود که من تا بحال ندیده بودم .

* درکنار پیاده روها میز گذاشته بودند و عکس آقای موسوی را پخش میکردند .

* دربیرون ستاد ایشان بلندگوهای قوی گذاشته بودند و دائم باصدای بلند سرود و آهنگهای خاص پخش میکردند. ودر تمام این مدت ما در محل کارمان مجال آرامی برای کار کردن پیدا نکردیم .

* ماشینهای طرفدار ایشان دائم بوق میزدند و عکسهای موسوی را به همه جای ماشین چسبانده بودند و سرنشینان خوردروها بدنشان را از ماشین بیرون آورده و جیغ میکشیدند .

* طرفداران ایشان به رئیس جمهور فعلی اهانت میکردند و از عبارات مردم فریب و احمدی بای بای استفاده میکردند.

* او رنگ سبز را که نمادی از خاندان پیامبر است به عنوان نشانه ای از هواداری به خود اعلام کرده بود تا نشانی از سید بودن اوباشد و به همه ستادهای خود پارچه سبز داده بود تا بین مردم پخش کنند. برخی آنرا به مچ دست میبستند ، برخی به گردن میانداختند ، برخی به پیشانی میبستند ، برخی دختران لاک سبزرنگ  به ناخن میزدند و کسانی هم دیده شده اند که به سگ خانگی خودشان لباس سبز میپوشانیدند.

* هواداران ایشان شبها تا پاسی از شب در خیابانها فریاد میزدند موسوی! موسوی !

* وآقای موسوی به این حرکت ، موج سبز نام گذاشته بود .

* این موج سبز هفته ها نظم کشور را بهم ریخت ، عبور و مرور شهر مختل شد و من چند روز از محل کار تا نزدیکی منزلمان که حدود 15 کیلومتر میشد پیاده میرفتم . فقط به خاطر اینکه آقای موسوی از موج سبز خوشش میامد. و میخواست به این طریق حقوق شهروندان را احیا کند و قانون گرایی کند .

بازهم شک ... وباز هم تردید ...  این بار غلیظ تر و غبارآلوده تر !

آیا موسوی باز هم مثل دوران خوب قدیم برای خدمت به میدان آمده بود ؟

آیا موسوی فقط به خاطر خدمت اینهمه سر وصدا راه انداخته بود؟

آیا موسوی به خاطر اینکه عنصر اخلاص در دولت ها کمرنگ شده بود خودرا از مسئولیتهای دولتی کنار کشیده و درانزوای سیاسی بسر برده بود ؟

آیا او میخواهد کشور را با بوق ممتد ماشین ، لاک سبز دختران و صدای بلند آواز اداره کند؟ وحقوق شهروندان را اینگونه رعایت کند ؟

آیا او میخواهد اول حقوق شهروندی را پایمال کند و بعدا دوباره آنرا احیا کند ؟

آیا او بدرقه کردن یک رئیس جمهور را اینگونه با فحش و تهمت و بی احترامی میخواهد به مردم بیاموزد؟

 

این اتفاقات نامعقول که به هیچ وجه با منطق  موافقت نمیکرد کاسه شک و تردید ها را لبریز نمود و قبل از اینکه انتخاباتی انجام شود میرحسین در انتخابات ذهنم رای نیاورد.

. . . مناظره های تلویزیونی برگ دیگری بود که به نفع میرحسین تمام شد . اما دیگر مناظره های تلویزیونی برایم حساس و تعیین کننده نبود زیرا من قبل از آن به نتیجه رسیده بودم .

اگر دفاع بد احمدی نژاد از خود  ومظلوم نمایی میرحسین نبود شاید میرحسین کمتر از سایر نامزدها رای می آورد . اما این اتفاقات به نفع موسوی رقم خورد و رای اورا بسیار بالاتر از میزان عادی افزایش داد و در رده دوم ایستاد.

 

  • یکروز قبل از انتخابات پیامی از سوی موسوی در قالب پیام کوتاه بصورت انبوه بین مردم پخش شد که درمساجد رای ندهید چون در مساجد بسیج حضور دارد و در رای شما تصرف خواهند کرد
  • آیا موسوی اعتبار مسجد را میخواست پایمال کند ؟ یا اعتبار بسیج را ؟ یا هردو را ؟

 

. . . انتخابات تمام شد و نتیجه همانگونه که از نتایج نظر سنجیهای داخلی و خارجی هم استنباط میشد به نفع رقیب مهندس موسوی رقم خورد

. . . و ما اخلاقی از میرحسین دیدیم که هنوز هم که 17 روز از انتخابات میگذرد انگشت به دهان مانده ایم . چطور ما این مرد را نشناخته به او دلبسته بودیم ؟

 

 

  • به محض اطلاع از نتیجه انتخابات خواستار ابطال آن شد !
  • به بازشماری آراء هم راضی نبود ، میگفت چون من انتخاب نشدم حتما تقلب شده است و حتما باید دوباره 40 میلیون جمعیت بخاطر من به پای صندوقهای رای بیایند و حتما به من رای بدهند !. . . تامن صحت انتخابات را تایید کنم!...
  • عقل سلیم میگوید اول بشمار بعد که دیدی نتیجه خلاف واقع است تقاضای ابطال کن.
  • قانون را رها کرد و به هواداران گفت به خیابانها بریزید
  • هرچه به او گفتند از طریق قانون شکایت کن قبول نکرد و گفت تنها راه همین است که مردم به خیابان بریزند و انتخابات ابطال شود.
  • او از کسانیست که اول میکشد و بعد گناه طرف را بررسی میکند.
  • 10 روز تمام بعد از انتخابات وضع تهران را به هم ریخت
  • ازروز دوم خشونت بکاربردند به بانکها حمله کردند و مغازه آتش زدند و مسجد به آتش کشیدند و آدم کشتند و گفتند کار دولت است که میخواهد ما را بدنام کند .
  • دراولین روزی که خشونت بکار رفت یقین داشتم که این خرابکاریها و اهانتها و قانونشکنی ها توسط هواداران موسوی نیست و موسوی هم راضی به این کار نیست و کار کسانیست که بدنبال آشوب و به هم ریختن امنیت کشور هستند و مطمئن بودم که فردا موسوی بیانیه میدهد و خرابکاریها را محکوم میکند و به خاطر جلوگیری از اقدامات آشوبگری و ناکام گذاشتن فرصت طلبان اردو کشی خیابانی را متوقف میکند و وضع به حالت عادی باز میکردد و مطالبه حقوق از طریق قانون صورت میگیرد. اما اینطور نشد ! . . . و ذهنها دگرگون گشت و سوء برداشتها قوت گرفت
  • آیا موسوی میخواست به هر طریق ممکن رئیس جمهور شود و نظر خودرا به همه مردم کشور تحمیل کند؟
  • آیا موسوی نمیخواست آدم کشته شود ؟ آیا او تشخیص نمیداد که کسانی ممکن است در اثر این نا آرامی ها دست به حرج و مرج بزنند و قتل و غارت راه بیاندازند ؟
  • آیا او میخواست فرش قرمز کاخ ریاست جمهوری اش را با خون مردم رنگ کند ؟
  • اگر از خون ماموران امنیتی و بسیج که هردو فرزند همین مردم اندبگذریم ، آیا خون مردمان بیگناهی مثل ندا آقا سلطانی بگردن موسوی نیست ؟ چه کسی بانی اردو کشی غیر ضروری خیابانی است ؟ آیا عاقلانه  است گرهی را که با دست خود میشود باز کرد با دندان مردم باز کرد ؟
  • آیا وقتی موسوی حمایت انگلیس و آمریکا را از اقداماتش شنید چه اندیشید؟ به گمانم تشویق شد و روحیه گرفت !آیا به خون شهیدانی که با دست همین آمریکا و انگلیس خونشان ریخته شد فکر کرد ؟ آیا از خون شهیدان حیا نکرد که در صف قاتلانشان جای خوش کرد؟

 

گویا برای این آیا ها و چراهای متعدد و نامتناهی هرگز جوابی شایسته نخواهیم شنید. وبهت وحیرت مارا پایانی نیست . هنوز هم باورم نیست ! کاش خوابی بوده باشد.

آیا خاطره ای خوش هم برای ما زیادی بود ؟

آقای مهندس موسوی ! چرا عکسهای یادگاری ما را پاره کردید ؟ چرا دفتر خاطرات ما را به آتش کشیدید ؟ چرا روی عکس قدیمی دوستان ما شاخ گذاشتید وسبیل کشیدید ؟  ما که به همین عکسها دلخوش بودیم ! کاش اینهارا سالم نگه میداشتی آیا توقع زیادی بود ؟

 

من باید از میرحسین موسوی حلالیت بطلبم چون فکر میکردم که آدم خوبیست. اما  فکرم اشتباه بود.

 

 

  نظرات ()
مطالب اخیر سخنی از امام حسن عسکری (ع) من و باز آن دعا ها آیا این قابل تحمله ؟ من عاشق چشمت شدم داستان آدم و شیطان رضا خان و قتل نخبگان معامله زیانبار سلام بر تو یا امام رضا روش مباحثه شعر شورانگیز : درد فراق
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (۱٥۸) آمریکا (۱٢٢) پهلوی (٧٥) رفسنجانی (٥۸) امام حسین (٥٧) شعر (٥۳) عاشورا (٤٦) حدیث (٤٢) روحانی (۳٥) امام علی (۳٢) امام خامنه ای (٢٩) دعا (٢۸) قرآن (٢٤) حضرت محمد (٢٤) حکایت (٢۳) مصدق (٢٢) احمدی نژاد (٢٢) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) غرب (۱۸) ashura (۱٧) حجاب (۱٧) خاتمی (۱٦) نماز (۱٥) خدا (۱٥) علم (۱٤) اسرائیل (۱۳) محرم (۱۳) امام خمینی (۱۳) اسلام (۱٢) صادق هدایت (۱٢) امام صادق (۱۱) شهریار (۱٠) میرحسین موسوی (۱٠) اصلاح طلبان (۱٠) رضاشاه (۱٠) زیارت عاشورا (٩) جغرافیا (٩) رمضان (٩) انسان (٩) شاه (٩) عشق (۸) امام رضا (۸) فساد (۸) فتنه (۸) امام جواد (٧) نجوم (٧) جنگ (٧) شهید (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٧) جمهوری اسلامی (٧) حضرت زهرا (٦) مصائب (٦) یارانه ها (٦) ایران (٦) حقوق بشر (٦) انقلاب (٦) سیاست (٦) اعمال (٦) ترک (٦) روزه (٥) یهود (٥) آذربایجان (٥) حج (٥) کربلا (٥) فلسطین (٥) هنر (٥) خامنه ای (٥) دروغ (٥) آزادی (٥) محرم و صفر (٥) جمعیت (٥) بوز قورد (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) گرگ خاکستری (٤) بوزقورد (٤) آل سعود (٤) عید غدیر (٤) عیدفطر (٤) ماهواره (٤) ایمان (٤) انتخابات مجلس (٤) ازدواج (٤) مادر (٤) نوحه (٤) تبریز (٤) عید نوروز (٤) قدس (٤) روحانیت (۳) امام حسن (۳) انگلیس (۳) غزه (۳) سال نو (۳) شیطان (۳) فناوری (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) خانه (۳) گل (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) خنده (۳) زندگی (۳) هاشمی (۳) راستگویی (۳) اقوام ایرانی (۳) امام هادی (۳) عنایت خدا (۳) اجابت دعا (۳) قوم پارس (۳) فساد در سینما (٢) ملی-مذهبی (٢) 10 میلیارد تومان (٢) مذاکرات هسته ای (٢) جنبش سبز (٢) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) عالمان بی عمل (٢) نا امیدی از خدا (٢) 9 دی (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) تست شخصیت (٢) جنبش عدم تعهد (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) خشونت علیه زنان (٢) وام بانکی (٢) لیبرال (٢) دریاچه اورمیه (٢) کشمیر (٢) دانش (٢) فلسفه (٢) دل (٢) آرزو (٢) تمدن (٢) شریعتی (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) بهشت (٢) زبان (٢) تروریست (٢) کوروش (٢) نیایش (٢) شیعه (٢) منافق (٢) خمینی (٢) عرفه (٢) زمان (٢) مناجات (٢) عباس (٢) عقل (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) بهمن (٢) عید (٢) کودک (٢) زینب (٢) تربیت (٢) پیامبران (٢) توبه (٢) شیر (٢) انفاق (٢) زمین (٢) قضاوت (٢) فیلترینگ (٢) تحریم (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) عبادت (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) امام سجاد (٢) مطهری (٢) صلوات (٢) نذر (٢) صهیونیسم (٢) شب قدر (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) هکر (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) نسبیت (۱) امام حسن عسکری (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) برکت (۱) عبدالله نوری (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) فریب (۱) بودا (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) خشک و تر (۱) سانسور (۱) زیبایی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) دانستن (۱) امامت (۱) توسل (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) اوباما (۱) غرور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) انجمن حجتیه (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) چشم (۱) شجریان (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) اصلاحات (۱) علی (۱) روزی (۱) لذت (۱) شعار (۱) لطیفه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) داستانک (۱) عطار (۱) المپیک (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) جوک (۱) دین (۱) نوکیا (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) سیاسی (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) طلا (۱) باران (۱) مجلس (۱) توکل (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) قیامت (۱) قبله (۱) رنگ (۱) بازی رایانه ای (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) شیخ (۱) فتح (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) غضب (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) اطلاعات عمومی (۱) انرژی هسته ای (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) حاج همت (۱) تجارت الکترونیک (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) نقض غرض (۱) کفش کتانی (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) چهارده معصوم (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) جام دیجیتال (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 ندیم ܔگروه سایبرے مهندس میرزابیگیܔ داهول حرفهایی از جنس ناچاری نقد مدرنیته اسکالپل حکایتهای آموزنده صدای مجری مشاوره کسب و کار مدیرمالی یادداشتهای بیداری ثامن تـــــم مرجع قالب و ابزار مقتدر مظلوم | Mazloum.Ir حامیان ولایت سیّد علی نماز ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب