امروز 27 ذیقعده است و 43 روز دیگر تا عاشورا باقی مانده است. امام حسین (ع) در مکه و مسلم بن عقیل سفیر امام  در کوفه بسر میبرد و نامه ی مسلم مبنی بر بیعت جمعیت انبوه کوفیان با ایشان به دست امام رسیده است. حال امام در این روزها حال عجیبی است و گویا به همراه موسی بن عمران به میقات دعوت شده است.

توضیح : ماه ذیقعده آغاز میقات حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) در کوه طور است. 
حضرت موسی 
علیه السلام پس از رهاندن قوم بنی اسرائیل از استبداد فرعون مصر و تشکیل نظام توحیدی، جهت عبادت و دریافت کتاب مقدّس تورات، به کوه طور رفت. خداوند سبحان، وی را وعده داد که او به کوه طور رود و در آنجا چهل روز اقامت گزیند و به راز و نیاز با پروردگارش بپردازد و در همانجا، موفق به دریافت "الواح آسمانی" و یا "کتاب مقدّس تورات" گردد. 
حضرت موسی
 علیه السلام شادمان شد و برادرش هارون علیه السلام را جانشین خویش نمود و خود به سوی کوه طور رهسپار شد و از اوّل ذی قعده تا دهم ذی حجّه، به مدت چهل شب و روز، در آنجا به عبادت پرداخت.  

عاشورا - امام حسین - Ashura - Ashoora

 

ماجرای رفتن جناب مسلم به کوفه از زبان سایت شهید آوینی :

رفتن حضرت مسلم به کوفه :

 

مسلم بن عقیل نیمه ماه مبارک رمضان از مکه خارج و به سوی مدینه رفت و در مسجد رسول الله نماز خواند و با آشنایان خود وداع کرد و دو راهنما اجیر کرد و با آنها از بیراهه به سوی کوفه حرکت کردند ولی متأسفانه راه را گم کردند و در هوای گرم عراق سخت تشنه شدند بالاخره راهنمایان از روی تشنگی مردند . مسلم بن عقیل به قیس بن مسمر نامه ای داد که برای امام ببرد برای امام نوشت :

اما بعد، من از مدینه با دو راهنما روانه شدم و راه را گم و تشنگی بر ما غلبه کرد و آنها (راهنمایان) مردند و به دنبال آب رفتیم من از این پیشامد نگران شدم اگر صلاح بدانید مرا معاف کنید و دیگری را بفرستید.

امام پاسخ دادند : بعد از حمد خداوند، اما بعد نگران هستم که از ترس اینکه تو را به آنجا فرستادم، استعفا خواسته باشی، به همان راهی که دستور دادم برو والسلام.

مسلم حرکت کرد و پنج شوال به کوفه رسید و به روایتی منزل مختار و به روایتی دیگر منزل مسلم بن عوسحبه اسدی رفت و با شیعیان رفت و آمد می کردند وقتی نامه امام را مسلم خواند همه گریه کردند عابس بن ابی شبیب شاکری برخاست (بعد از حمد و ثنای خداوند گفت هر وقت مرا بخوانید اجابت می کنم و همراه شما با دشمنان نبرد می کنم و جلوی شما شمشیر می زنم تا به خدا برسم و جز ثواب چیزی نمی خواهم) سپس حبیب بن مظاهر برخاست و جملاتی اینچنین گفت روایت شده است هجده هزار نفر با مسلم بیعت کردند مسلم بن عقیل بیعت آنها را به امام گزارش کرد و دستور آمدن او را به کوفه اعلام کرد . شیعیان آنقدر نزد (مسلم بن عقیل رفتند ، تا ملاقاتش فاش شد خبر به گوش نعمان بن بشیر والی کوفه رسید. نعمان بالای منبر رفت و مردم را امر کرد که از او حذر کنند و گفت من با کسی که به جنگم نیاید جنگ ندارم ولی اگر شما به روی من بایستید بنده هم خواهم ایستاد ولی امید دارم که جنگی پیش نیاید عمر بن سعد و چند نفر دیگر به یزید بن معاویه نامه نوشتند که (مسلم بن عقیل به کوفه آمده و شیعیان حسین با او بیعت کردند اگر کوفه را می خواهی مردی قوی را حاکم کوفه کن چونکه نعمان بن بشیر مردی ناتوان است).وقتی نامه ها به دست یزیدبن معاویه (لعنه ا..) رسید با مشورت معاونان ، عبیدالله بن زیاد را که آن زمان حاکم بصره بود با حفظ سمت حاکم کوفه نمود و در نامه ای به ابن زیاد نوشت (مسلم بن عقیل را پیدا کن و او را از زندان ، تبعید و یا بکش) (عبیدلله بن زیاد نوه ابوسفیان است – بنابراین زیاد برادر معاویه و یزید پسر عموی ابن زیاد است).



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: عاشورا , محرم , امام حسین


تاريخ : ۱۳٩٤/٦/٢۱ | ۳:٠٦ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.