«این‌قدر بحث از اختلاس و دزدی نکنید و روحیه مردم را خراب نکنید. وقتی که ما یک سدی را می‌سازیم و مثلا ده میلیارد خرج می‌کنیم، ممکن است از قبل آن، پانصد میلیون هم اختلاس شود. اما این سد برای کشور می‌ماند و هیچ‌کس نمی‌تواند از این سد اختلاس یا دزدی کند.»

(نقل از کتاب بی‌پرده با هاشمی، مصاحبه قدرت‌الله رحمانی با هاشمی. ص184)

 



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: رفسنجانی


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۳٠ | ۳:۱٢ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

 آشوب سال 88 با حمله به شورای نگهبان آغاز شد و کشور را ماهها بازیچه ی دست خائنان قرار داد تا ملت و کشور را به سمت پرتگاه سقوط ببرند وملت هنوز حوادث تلخ آن ایام را از یاد نبرده است. حال با شنیدن برخی سخنان ، با تعجب و تحیر این سوال مطرح میشود که : آیا این سخنان مقدمه چینی جدیدی برای حمله به شورای نگهبان است؟ ـنهم توسط کسی که مورد اعتماد مردم بوده و مسئول حراست از ارکان قانون و کشور است؟ البته این ظن بعید به نظر میرسد ولی برخی موضع گیریها ملت  را نگران میکند وبسیار بجا گفته اند که : مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید هم میترسد.

برداشت آزاد از : اکبر جوادزاده

اکبر جوادزاده


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روحانی , فتنه


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۳٠ | ۱:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

آقای وزیر آیا در پرداخت یارانه ها مصیبت میکشید؟ چرا وقتی که همکارانتان در دولت و بانکها و شرکتهای خصولتی و قراردادهای نفتی میلیارد میلیارد اختلاس میکنند مصیبت نمیکشیداما وقتی به مردم 45 هزار تومان میدهید مصیبت میکشید؟ آیا حساب کرده اید که با مجموع اختلاسهای همکارانتان ، چندین سال میتوانستید یارانه را بدون دردسر پرداخت کنید؟برای قطع یارانه مردم ، شبانه روزی تلاش میکنید وبالاخره راهی برای قطع آن خواهید یافت اما هیچ تلاشی برای قطع دستهاییکه به بیت المال دراز است نمیکنید چرا؟ آیا بهتر نیست بجای اینکه نبوغتان را برای قطع یارانه ی مردم صرف کنید فکری برای صیانت از خزانه ی دولت بکنید؟

 

 
اکبر جوادزاده


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: روحانی


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢٧ | ۸:٢٥ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

"استفاده از بهترین کالاهای دنیا حق مردم است"  این مهمترین جمله ی  یکی از مهمترین مسئولین کشور ماست که تیتر روزنامه ها شده است. (روزنامه آفتاب یزد- 1394/5/26)

شما چه فکر میکنید؟ آیا فکر میکنید شعور مردم ایران در همین حد است که باید حقشان را در میان کالاهای دیگران جستجو کنند؟

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: رفسنجانی


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢٧ | ٤:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

زملک تا ملکوتش حجاب بردارند          هر آنکه خدمت جام جهان نما بکند

این بیت عجیب را حافظ گفته است و من دنبال تعبیری از بیت فوق میگشتم که به این مطلب از استاد دینانی برخورد کردم که بسیار شیرین و قریب به حقیقت یافتمش که میفرماید: 

به یک معنی اینکه تا عالم ملکوت... حجاب هست که اگر ملکوت را غایت بدانیم تا آنجا حجاب هست اما معنی بهتر که من می‌پسندم اینکه حتی در ملکوت هم حجاب هست و هم حجاب مُلکی را برمی‌دارند و هم حجاب مَلکوتی حالا از پیش چشم چه کسی حجاب بر می‌دارند؟ از پیش کسی که خدمت جام جهان نما بکند و جام جهان نما دل است و یعنی در خدمت دل بودن یعنی کدورات دل را زدودن جام جهان نماست وقتی که کدورت ‌های معاصی کدورت ‌های شهوات ،غضب‌ ها، حیله ‌ها و ریاها و همه چیزهایی که ضد انسانی است و به عبارت دیگر امور غضبی و امور شهوانی و امور ضد اخلاقی و اگر کسی این کدورت‌ها را زدود همه چیز در دل مشخص می‌شود و چون آینه می‌شود و هم حجاب ‌های ملکی و هم حجاب ‌های ملکوتی برداشته می‌شود. اگر کسی این حجاب‌ ها را نزداید و با حجاب از این دنیا برود این حجاب در ملکوت هم با او هست انسان وقتی از این عالم می‌رود و به ملکوت می‌رود و ملکوت هم مرز جغرافیایی ندارد و مرزش باطنی است و ملکوت و آخرت باطن این عالم است اگر کسی در این عالم نتواند حجاب‌ های دل را بزداید و کدورت‌ ها را پاک کند و با دل ناپاک وارد آخرت شود به ملکوت هم که وارد شود آن حجاب ‌ها با اون هست اما کسی این حجاب ‌هایش برداشته می‌شود که در این عالم حجاب‌ ها را بزداید ملکوت دارای مراتب است و ما ملکوت اسفل داریم و ملکوت اوسط و ملکوت اعلی و این تشکیک و ذو مراتب بودن که هم در این دنیا هست در عالم ملکوت هم هست چنانچه فرشتگان همه در یک رتبه نیستند و مادامی که انسان به اخلاص کامل نرسد یعنی زدودن تمام این کدورات کامل دل و طهارت کامل دل و طهارت از چی؟ شهوت و غضب، حب دنیا و حب مال و جاه و معصیت  و… اما در یک مرحله‌ای دیگر کدورت‌های دیگری هست یعنی عُلقه به غیر حق باز کدورت است و آنچه غیر حق است کدورت است و اون مرتبه‌ی اعلی مراتب این است انسان می‌تواند غیر حق را از دل براند و این دل را پاک پاک کند برای حق تعالی که اصلاً دل برای حق است و منزل حق است و منزل خداوند دل است اَنأ عِندَ القُلوبٌ مُنکَسراً من در دل شکسته هستم و شکسته یعنی دلی که کدوراتش پاک شده باشد و من در آسمان نمی‌گنجم و در زمین هم نمی‌گنجم در ملک و ملکوت هم نمی‌گنجم من در دل مومن و عارف و موحد جا دارم من در دل مرد خدا می‌گنجم یعنی منزل خدا دل آدمی است کعبه‌ی حقیقی دل آدمی است. کعبه‌ خانه‌ی خداست اما خداوند تو کعبه نشسته؟ خدا کجاست؟ در دل خودت بستگی دارد دلت چقدر وسعت داشته باشد :

در راه خدا دو کعبه آمد حاصل

 یک کعبه ی صورت است و یک کعبه ی دل

 تا بتوانی زیارت دل‌ها کن

 کافزون ز هزار کعبه باشد یک دل .

 

منبع : سایت استاد دینانی


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حکمت , شعر


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢٦ | ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

اشکال کار کجاست؟ 

 

اکبر جوادزاده

 

به احتمال قوی و قریب به یقین هیج کدام از افراد فوق برای نشر فساد در جامعه نیت نکرده اند و به احتمال زیاد رضایتی هم به فساد ندارند اما نتیجه کارشان همان است. پس یک جای کارمیلنگد و سیستم مان نشتی دارد ، منشاء این نشتی را باید پیدا کرد.

کسی که آجرهای خیس خورده را از جا بکند و با آجر خشک جایشان را پر کند یا با انگشت جلوی چکیدن آب را بگیرد یا با آتش بخواهد دیوار نمناک را خشک کند  یا با فشار و زور بازوی زیاد بخواهد پیج شیر را ببندد ، خانه خرابمان میکند. جلوی این خانه خرابی را میشود به نرمی یک لاستیک بند انگشتی گرفت.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حجاب


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢٥ | ۱:۱۸ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

 

اگر شما به فساد آزادی بدهید او به شما آزادی نخواهد داد

 

اکبر جوادزاده


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حجاب


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢٤ | ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

اگر شما به فساد ، آزادی بدهید او به شما آزادی نخواهد داد

برخورد با زن محجبه در انگلیس :

روز ۲۵ فروردین ۱۳۹۰ «زهرا کاظمی صالح»، دانشجوی ایرانی در لندن و عضو انجمن اسلامی دانشجویان، در حالی که راه هر روز خود از محل تحصیل به منزلش را پشت سر می گذاشت، مورد حمله چهار دختر جوان انگلیسی برای برداشتن حجاب از سرش قرار گرفت و به شدت مجروح شد.

اکبر جوادزاده

گفتنی است، در چند سال گذشته، موج جدیدی از مبارزه با حجاب در اروپا شکل گرفته است و در همین راستا، دولت فرانسه قانون ممنوعیت حجاب در این کشور را به اجرا گذاشته است.  بنا بر این قانون، هر کس در انظار عمومی با حجاب ظاهر شود، 150 یورو جریمه می شود. در بلژیک نیز قوانین مشابهی برای ممنوعیت حجاب وجود دارد.

برخورد با زن محجبه در آلمان:

شهر هسه در اقدامی ضد اسلامی به عنوان اولین منطقه در آلمان، استفاده از پوشیه برای زنان مسلمان در اماکن عمومی را ممنوع کرد. این ممنوعیت در پی استفاده یک معلم زن مسلمان از حجاب اسلامی روی داد.

اکبر جوادزاده

 

برخورد با زن محجبه در فرانسه : 

اکبر جوادزاده

باز هم در آلمان : 

آنچه زمینه کشته شدن “مروه الشربینی ” را در دادگاه درسدن آلمان بجرم حجاب به وجود آورد، نژادپرستی است که سراسر اروپا و آمریکا را فرا گرفته و در حقیقت علت اصلی اسلام ستیزی در غرب به شمار می‌رود

 

اکبر جوادزاده

 

در حالیکه در داخل کشورمان تذکرات محترمانه و موردی گشت ارشاد به بدحجابان باسیاه نمایی و بطور وسیع توسط برخی از روزنامه ها مورد توجه و اعتراض قرار میگیرد ولی این روزنامه ها هرگز خبرهای مبارزه با حجاب و جنایات بدحجابان علیه زنان محجبه را در اروپا هرگز منعکس نمیکنند چرا؟ 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حجاب


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢٤ | ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

شهید شمع تاریخ است (استاد مطهری)

اکبر جوادزاده


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: مطهری , شهید


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢۳ | ۱:۱٤ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

سه قانون مهم (رابطه ما و فساد)

1- اگر فساد نفس بکشد رشد کند دیگر جایی برای نفس کشیدن ما نخواهد گذاشت

2- اگر به فساد نگاه کنید به رشد او کمک کرده اید

(همانطور که یک برنامه تلویزیونی از نگاه شما قوت میگیرد و گسترش می یابد پس به همان طریق با نگاه کردن به فساد به آن نیرو میبخشید و به رشد آن کمک میکنید پس مراقب نگاههای خود باشید)

3- اگر فساد را سرکوب نکنید او شما را سرکوب خواهد کرد

 

اکبر جوادزاده


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حکمت


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢٢ | ٦:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

خطرات تکنولوژی(کاریکاتور)

اکبر جوادزاده


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: تکنولوژی


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/٢٢ | ٢:٠٩ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

شهید آیت ، نماینده مردم تهران و دبیر سیاسی حزب جمهوری اسلامی که در سال 60 با 60 گلوله در مقابل منزلش  ناجوانمردانه مورد هدف قرار گرفت و شهید شد و اکنون بعد ازگذشت 34 سال از شهادتش بازهم به نظر میرسد که شهید آیت دوباره ترور میشود. روزنامه شرق در سالگرد شهادت این انسان مبارز و مسلمان با هدف تحقیر این شهید عزیز زندگینامه ای از او منتشر کرده و سعی کرده است تا زندگینامه ی او  را طوری تنظیم نماید که خون این شهید را مباح به حساب آورد تا بدین طریق بتواند شخصیت این شهید انقلاب اسلامی را ترور نماید. جالب است که در این نوشتار هیج سخنی از زشتی عمل ترور کنندگان به میان نیاورده است و فقط از نالایقی های شهید آیت گفته است. به نظر میرسد که نگارنده از ترور شهید آیت بسیار راضی بوده است تا جایی که خواننده گاهی گمان میکند که نویسنده در حال دفاع از عمکلکرد خود است. در این نوشتار غیر منصفانه چهره ی سفیدی از قاتلین ترسیم شده است ولی در عوض در باره شهید گزافه گویی های زیادی شده است تا جایی که  قتلش را رویداد مفیدی فرض کرده اند که انجامش به نفع جامعه بوده است. به نظر میرسد که 60 گلوله ای که بر بدن  این شهید عزیز شلیک شده است نتوانسته است تا عقده ی عمیق و خشم و نفرت  قاتلین را فرونشاند که پس از 34 سال در پی آن هستند که با ترور شخصیت او کینه توزی شیطانی و نفرت انگیز خویش را مدتی دیگر ارضا نمایند. 

اینک عین نوشته ی روزنامه شرق را که در شماره ۲۳۶۴ - ۱۳۹۴ چهارشنبه ۱۴ مرداد به چاپ رسیده است نقل میکنیم:

 

مرور زندگی حسن آیت در سالگرد ترور

افشاگر نارمک‌نشین
 

انقلاب اسلامی ایران پیروز شد بدون آنکه اثری از شاخه نظامی که حسن آیت پیش از آن تشکیل داده بود، در این پیروزی دیده شود. همه‌چیز تغییر کرده بود. نیروهایی که مشغول مبارزه با نظام پهلوی بودند باید خود را بازتعریف کرده و نقش جدیدی ایفا می‌کردند. آیت هم با گذشته پررازورمزی که داشت تلاش کرد تا جایگاه خود را در نظام نوپای ایران بیابد. البته تلاش او تا بیشتر از ١۴ مرداد ١٣۶٠ دوام نیافت و با شلیک حدود ۶٠ گلوله ترور شد. اخیرا عبدالرضا داوری، از نزدیکان محمود احمدی‌نژاد، به‌نقل از لطف‌الله میثمی و مرحوم سحابی اتفاقاتی را که پس از ترور آیت رخ داد، این‌گونه بازگو کرده است: «٢۴ سال قبل آقای لطف‌الله میثمی در نشریه راه مجاهد مقاله‌ای با تیتر «... و آیت شیفته بقایی بود» منتشر کرد و در آن مدعی شد امام‌خمینی(ره) بعد از مطالعه متن بازجویی‌های مظفر بقایی در سال ۶۵، دستور دادند که نام دکتر سیدحسن آیت از فهرست شهدای انقلاب حذف شود. آن زمان از سوی مؤسسه تنظیم نشر آثار امام و مرحوم سیداحمد خمینی که هنوز در قید حیات بود، واکنشی به این ادعا نشان داده نشد... مرحوم عزت‌الله سحابی در کتاب خاطرات خود مدعی شده که آقای حسین شریعتمداری در سال ۶٩ به او گفته که «دکتر آیت تا آخرین لحظه با مظفر بقایی در ارتباط بوده و آن‌قدر شیفته بقایی بود که حتی در نحوه اصلاح موی سر و مدل عینک هم از مظفر بقایی تبعیت می‌کرد و بعد از آنکه امام ‌خمینی اعترافات بقایی در مورد ارتباطات وی با مرحوم آیت را خواندند، دستور دادند که نام دکتر آیت از لیست شهدا حذف شود». از آنجاکه بعد از دودهه، مرحوم عزت‌الله سحابی خبر «حذف نام دکتر آیت از لیست شهدا به دستور امام» را به سخنان آقای حسین شریعتمداری نسبت داده است، لازم به‌نظر می‌رسد که این‌بار، مراجع ذی‌ربط از جمله مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی(ره) و آقای حسین شریعتمداری در مورد صحت‌وسقم این ادعا، اظهارنظر نمایند تا از یکی از غامض‌ترین موضوعات تاریخ معاصر کشورمان، ابهام‌زدایی شود. اما حسن آیت کیست؟ چرا عبدالرضا داوری و طیف احمدی‌نژادی‌ها به‌دنبال احیای او هستند؟
حزب جمهوری اسلامی
یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در ٢٩ بهمن ١٣۵٧، شماری از کسانی که در پیروزی انقلاب نقش داشتند، حزب جمهوری اسلامی را تأسیس کردند. حضرات آیات سیدمحمد حسینی‌بهشتی، سیدعلی خامنه‌‏ای، اکبر هاشمی‌رفسنجانی، سیدعبدالکریم موسوی‌اردبیلی و محمدجواد باهنر در بین مؤسسان حزب حضور داشتند. حسن آیت اولین دبیر سیاسی حزب شد، اما این حزب بعدها حواشی بسیاری به‌همراه داشت. نمونه بارز آن این بود که بعدها وقتی سردبیر روزنامه همین حزب (میرحسین موسوی) برای تصدی سمت وزارت امور خارجه به مجلس معرفی شد، آیت به‌عنوان دبیر سیاسی حزب، در جایگاه یکی از سرسخت‌ترین مخالفان او به سخنرانی پرداخت. حزب جمهوری اسلامی که در همان سال‌ها ضربات مهلکی مانند فاجعه هفتم تیر و شهادت اعضای مؤثر خود در بمب‌گذاری دفتر حزب دیده بود، در ١١ خرداد سال ١٣۶۶ به درخواست اعضای شورای مرکزی آن و موافقت امام خمینی(ره)، فعالیت‌های خود را رسما تعطیل کرد.
گنجاندن ولایت فقیه در قانون اساسی
باز هم به روزهای اول انقلاب برگردیم. امام خمینی(ره) در سال‌های پایانی حضور خود در نجف بحث حکومت اسلامی را مطرح کرد. نظام جدید استقرار پیدا کرده بود و باید قانون اساسی جدید تدوین می‌شد. شورایی با عنوان شورای تدوین پیش‌نویس قانون اساسی تشکیل شد و متن خود را تهیه کرد. پس از آن بنا شد مجلس خبرگان قانون اساسی متن پیش‌نویس را بررسی و نهایی کند. حسن آیت هم عضو همین مجلس شد. در متن پیش‌نویس اثری از ولایت فقیه نبود و حسن آیت از جمله کسانی بود که تلاش کرد تا اصل ولایت فقیه را در قانون اساسی بگنجاند. از این‌رو برخی دوستان آیت، او را قهرمان این پروسه می‌نامند. البته عباس سلیمی‌نمین، نقش آیت در گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی را رد می‌کند. سلیمی‌نمین انتقادهای جدی به آیت دارد و شخصیت او را دارای ابهامات فراوانی می‌داند. سلیمی‌نمین در گفت‌وگویی که سال ٩١ با مهرنامه داشته در این‌باره می‌گوید: «بحث اینکه آیت در شکل‌گیری یا طرح تز ولایت فقیه نقش داشته باشد محل تردید است، زیرا افراد مختلفی همچون آیت‌الله منتظری مدعی این امر هستند؛ بنابراین برای این مسئله اصالت قائل نیستم. آنچه جزء مسلمات تاریخی می‌دانیم آیت با مظفر بقایی کار کرده و عضو حزب زحمتکشان بوده، البته ایشان مدعی است سال ۴٢ و ۴٣ فاصله گرفته، اما به‌لحاظ مشی و شیوه، شیوه مظفر بقایی را در این نقطه تاریخی دنبال می‌کند نه نظرات امام را. یعنی خیلی تعبدی به رهنمودهای امام از خودش نشان نمی‌دهد». به‌هرروی قانون اساسی براساس اصل ولایت فقیه تصویب می‌شود و آیت با پشتیبانی آیت‌الله منتظری و همراهی افرادی مانند شهیدبهشتی و هاشمی‌رفسنجانی توانست نظر خود را در قانون اساسی بگنجاند.
ماجرای بنی‌صدر
در اولین انتخابات ریاست‌جمهوری پس از انقلاب، ابوالحسن بنی‌صدر به‌عنوان رئیس‌جمهور برگزیده می‌شود. جلال‌الدین فارسی، رقیب بنی‌صدر به‌دلیل مسائلی از انتخابات کناره‌گیری می‌کند، اما حزب جمهوری اسلامی از کاندیداتوری حسن آیت حمایت نمی‌کند. آیت به‌همین‌دلیل از شهید بهشتی و سران حزب گله‌مند بود. آیت که از پیش از انتخابات حملات شدیدی به بنی‌صدر داشت، بیکار نمی‌نشیند. نواری از سخنان او علیه رئیس‌جمهور منتشر می‌شود که بعدها به نوار آیت معروف شد. او در این نوار می‌گوید: «بنی‌صدر و التقاطیون خط امام نیستند و شما نمی‌توانید با اینها یکسان عمل کنید. عموم مردم هم برمی‌گردند. الان هم عموم مردم هنوز دقیقا در جریان نیستند که کی به کی است. فکر می‌کنند بنی‌صدر و بهشتی همه در یک جریان هستند؛ گرچه حالا کم‌کم دارند، می‌فهمند... تبلیغ بکنید که مجاهدین و بنی‌صدر با هم هستند، ولی اعتراض نکنید. به مردم بگویید که اینها با هم هستند و تا حدی که می‌شود اعتراض مردم را ‌برانگیزید. خیلی‌خیلی یواش و مطلب را به تدریج مردم بفهمند، بعدا اعتراض، اشکال ندارد... . آنها ضعف‌شان و حماقت‌شان اینجاست که جلوی امام ایستاده‌اند، باید تا یک جایی به اینها میدان داده شود.... ما باید برنامه طولانی داشته باشیم. من حدسم این است که بنی‌صدر خیلی دوام نمی‌آورد، گرچه من تلاش می‌کنم برای چهار سال آینده دوام بیاورد، تا لااقل ما یک مدتی وقت داشته باشیم برای اینکه خودمان را بهتر بشناسانیم... . یعنی به‌طور کلی اگر بشود به نحوی کار کرد که کج‌دار و مریز باشد، چون رویه خودش غلط است، خودش زود دارد خودش را به طرف نابودی می‌برد... مجلس که بیاید، یک ارگان انتخابی است و به این عنوان می‌تواند بایستد مقابل رئیس‌جمهور و خواهد ایستاد، اگر بخواهد راه کج برود. این است که خودش را ساقط می‌کند. ما کوشش می‌کنیم به آن حادی نشود کار فعلا که ساقط بشود؛ اما خب اگر هم حاد شد، باید آمادگی داشته باشیم در هر لحظه جلویش را بگیریم... . تمام مردم باید بفهمند اگر بنی‌صدر بود، اصلا این انقلاب از بین می‌رود». انتشار این سخنان آیت باعث شد تا به او اتهام کودتا علیه دولت بزنند. همان روزها هم شعار «آیت کودتاچی اعدام باید گردد» توسط برخی بر زبان رانده می‌شد. در ماجرای نوار آیت علیه بنی‌صدر هم سران حزب جمهوری اسلامی هیچ دفاعی از آیت نکردند و شهید بهشتی بار‌ها و بارها تأکید کرده بود که آیت باید پاسخ‌گوی سخنان خود باشد. شهید بهشتی در کنفرانسی گفته بود: «از برادرمان آقای آیت در نوع برخوردشان با مسائل و با اشخاص و با جریان‌ها انتقاد شده و از اینکه کیفیت برخورد ایشان همیشه برای این تشکیلات مسئله‌آفرینی می‌کند و باید مراقبت کنند گفته شده است» (حزب جمهوری اسلامی: ۱۳۹۰، ص ۲۰۵) یک سال بعد از انتشار نوار سخنان آیت علیه بنی‌صدر، نمایندگان مجلس به کفایت سیاسی نداشتن بنی‌صدر رأی دادند و اولین رئیس‌جمهور ایران از سمت خود خلع شد؛ هر چند در همان یک‌سال هم امام گاهی از بنی‌صدر حمایت کرد و در نهایت پس از تشدید اعتراضات و گریه معروف هاشمی به برکناری بنی‌صدر راضی شد. عبدالله جاسبی، رئیس سابق دانشگاه آزاد، در خاطره‌ای به ماجرای عزل بنی‌صدر می‌پردازد. جاسبی در مستند داستان ناتمام یک حزب می‌گوید: «سال ١٣۶١ ما جلسه‌ای با آیت‌الله خامنه‌ای دبیرکل وقت حزب داشتیم. من همین‌طوری از ایشان سؤال کردم آقای خامنه‌ای حالا خودمانیم چطور شد که امام با عزل بنی‌صدر مخالفت کردند؟ چون بالاخره اگر امام موافقت نمی‌کردند حزب هم اقدامی نمی‌کرد علیه بنی‌صدر و در اصل این اجازه امام بود که حزب هم توانست علیه بنی‌صدر اقدامی انجام دهد. آقای خامنه‌ای در آن جلسه نقل کردند که ما‌‌ همان خرداد ۶٠ جلسه‌ای را با امام داشتیم. همین که امام وارد جلسه شدند من بودم و شهید بهشتی و آقای هاشمی. امام بی‌مقدمه شروع کردند به اعتراض‌کردن به ما؛ چرا به فکر مردم نیستید؟ یک آن آقای هاشمی ناراحت شدند و شروع کردند به تند صحبت‌کردن با امام. آن‌قدر این بنی‌صدر علیه ما حرف می‌زند و آبروی ما را می‌برد شما حرفی نمی‌زنید؟! و بعد آقای هاشمی ساکت شدند و زدند زیر گریه! امام جلسه را ترک کردند و ما هم همین‌طور سکوت کرده بودیم. فردای آن روز حاج‌احمدآقا به ما زنگ زدند و گفتند دیشب امام خوابشان نبرده است و حکم عزل بنی‌صدر را از فرماندهی کل قوا صادر کرده‌اند و چند روز بعد نیز حکم عدم کفایت سیاسی بنی‌صدر در مجلس مطرح شد و رأی آورد». گرچه شاید آیت در برکناری بنی‌صدر نقش بسیار کمی نسبت به سایر داشت اما این را برای خود یک پیروزی تلقی می‌کرد.
اختلاف با میرحسین موسوی
موسوی با حمایت شهید بهشتی به شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی راه پیدا کرده و آیت از این موضوع به‌شدت ناراحت بود. آیت او را شاگرد پیمان و مرید مصدق می‌دانست و بارها با تأکید بر همین نکته بر موسوی تاخت. آیت و نزدیکانش موسوی را فراماسون خواندند و در جلسه رأی اعتماد موسوی برای وزارت خارجه، حسن آیت نطقی پر از اتهام علیه موسوی ایراد کرد که اعتراض رئیس‌جمهور را برانگیخت. به هر روی موسوی وزیر امور خارجه شد. ابراهیم اسرافیلیان از یاران آیت می‌گوید: «مرحوم آیت مدعی بود اولا موسوی شایستگی این کار را ندارد و دوم اینکه یک سری اسناد از وابستگی ایشان دارد». (مجله پنجره ۲۲ مرداد ۹۰، ش ۱۰۲، ص ۶۹) عباس سلیمی‌نمین هم دراین‌باره به مهرنامه گفت: «آیت نمی‌تواند ادعا کند من از امام انقلابی‌ترم؛ مثلا اسنادی را که در مورد موسوی داشته، این یک ادعای سطحی است که دارد مطرح می‌شود که مثلا امام موسوی را یک فرد صالحی در آن زمان می‌شناخت و آیت نمی‌شناخته و اسنادی را هم برای اثبات ادعاهای خود در اختیار داشته، اما این اسناد را در اختیار هیچ‌کس قرار نداده و این اسناد نابود شده است. این ادعای سطحی را نمی‌توانیم بر تاریخ تحمیل کنیم. اینها دعواهای سیاسی امروز است طرح این مسائل به ضعف تحلیل سیاسی امروز ما برمی‌گردد که برخی می‌خواهند از تاریخ برای حل آن بهره بگیرند».
نقش آیت در انقلاب فرهنگی
براساس نواری که در رابطه با بنی‌صدر از حسن آیت منتشر شد. او به طراحی و اجرای برنامه انقلاب فرهنگی اشاره کرده است. اجرای سریع انقلاب فرهنگی در سال ۵٩ و تعطیلی دراز مدت دانشگاه‌ها بخشی از برنامه‌های آیت بود. در همان مقطع روزنامه انقلاب اسلامی که نزدیک به طیف حامی بنی‌صدر بود، نوشت: «اطلاع یافتیم که دکتر حسن آیت در صحبت‌هایی که نوار آن به دست آمده است علیه بنی‌صدر به فعالیت‌های مخفیانه‌ای مشغول است و قصد آن دارد که به هر نحو شده بنی‌صدر را ناکام بگذارد. این خبر تقریبا هم‌زمان با شروع فعالیت‌هایی بود که تحت عنوان انقلاب فرهنگی صورت گرفت و طی آن کوشش می‌شد دانشگاه‌ها تعطیل شود».
پایان دلخراش
حسن آیت ۱۴ مرداد ۱۳۶۰ مقابل در منزلش در محله نارمک ترور شد. در صحیفه نور نشانی از پیام تسلیت امام برای ترور آیت یافت نمی‌شود، اما آیت‌الله منتظری و هاشمی و برخی دیگر از بزرگان برای او پیام می‌دهند. درباره ترور آیت نقل بسیار است. ابراهیم اسرافیلیان (نماینده مجلس اول و از نزدیکان آیت) در مستند اسرار آیت می‌گوید: «وقتی آیت شهید شد یک تسلیت هم نگفتند. جرمش این بود که اسرار هویدا می‌کرد. آن جریان سیاسی که بنی‌صدر را به قدرت رساند، نگران مخالفت آیت با میرحسین موسوی بود. لذا ترور را در دستور کار قرار دادند» و «۴٠ روز بعد از هفتم‌تیر، او را در مقابل منزلش با خالی‌کردن ۶٠ گلوله شهید کردند». محمود کاشانی می‌گوید: «ترور او کار مجاهدین نیست. کار منافقین نیست. کار خارجی‌ها نیست. این یک قتل سفارشی است». علی‌محمد بشارتی می‌گوید: «اسنادی حاکی است که بنی‌صدر لیست ترور را داده است». شجونی از میرحسین موسوی نامی به میان می‌آورد. صباغیان می‌گوید که «کار بنی‌صدر نبود. به روحیات او این کارها نمی‌خورد». او این فرضیه را که ترور کار میرحسین موسوی است را نیز رد می‌کند». محمود کاشانی گفت: «بنی‌صدر انتقام گرفت و کارگردانی دست او بود. جریانی که قدرت را در دست گرفت، مثل میرحسین موسوی و بهزاد نبوی، ذی‌نفع بودند». او در قسمت دیگر این فیلم تأکید می‌کند: «آیت در تعارض مستقیم با مجاهدین خلق نبود. آیت اپوزیسیون بنی‌صدر و میرحسین موسوی بود». جواد منصوری نیز در بخشی از این فیلم گفت: «آیت مدارکی را علیه موسوی جمع‌آوری می‌کرد. گفت مبارزه با موسوی از مبارزه با شاه سخت‌تر است». در نهایت سازمان منافقین به‌عنوان عامل ترور آیت معرفی شد و این پرونده بسته شد. پس از آن دیگر سخنی از حسن آیت به میان نیامد. بسیاری از حامیان آن روزهایش هم کم‌کم او را فراموش کردند تا همین چند سال پیش که کسانی دوباره به آیت رجوع کردند تا او را احیا کنند.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سیاست , شهید


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۱٥ | ٥:٥۱ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

روزنامه شرق با انتخاب تیتری عجیب ابهامات جدی را در مورد شخصیت گردانندگان آن ایجاد کرده است. این سوال پیش می آید که  آیا گروهی تبهکار در قالب یک روزنامه مشغول فعالیت هستند؟ تیتر "ترور افشاگر نارمک " به غیر از تحدید به ترور چه مفهومی میتواند داشته باشد؟ ترکیب عجیب دیگر یعنی "آیت و احمدی نژادی ها" که در زیر تیتر این روزنامه چاپ شده است چه پیامی در خود دارد؟

آیا پیام روزنامه شرق این است که : همانطور که شهید آیت را ترور کردیم سایر افشاگران نارمک را هم ترور خواهیم کرد؟ آیا کسانیکه شهید آیت را ترور کردند اکنون در دفتر روزنامه شرق سنگر گرفته اند؟


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: سیاست


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۱٥ | ٥:۳٠ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

1- برای دوری از ریا زیاد بگویید : لاحول ولاقوه الا بالله

2- برای درمان عصبانیت صلوات زیاد بفرستید

3- برای تمرکز فکر لا اله الا الله را زیاد بگویید

4- برای اینکه در کارتان گره نیافتد زیاد استغفار کنید

آیت الله بهجت - اکبر جوادزاده


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: حکمت


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۱٥ | ۱:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()

هی ! آقا ! جنابعالی! عالیجناب! آیا مرا میشناسی؟ آیا تو را میشناسم؟ در سرتاسر عمر نه چندان کوتاه و نه چندان درازم همیشه با من بوده ای و به همین علت هم فکر میکردم که بهتر از هرکسی میشناسمت ولی اکنون میدانم که اینطور نبود و احساس شناخت تو ، توهم بیجایی بود که سالها بطور مرموزی مرا در خود احاطه کرده بود و من به همین علت بود که هرگز نشناختمت و دریغا که  بعداز این همه سال وقتی می بینمت احساس میکنم که باید از تو بپرسم :هی آقا جنابعالی؟ 

اکبرجوادزاده

خاطرات گذشته ات را مانند فیلمی قدیمی که تار شده و خش افتاده است مرور میکنم و حالات تلخ و شیرینت را زیر زبان روحم مزمزه میکنم و عمدا بارها نامت را تکرار میکنم و حتی روی تکه کاغذی به وضوح مینویسم : اکبر جوادزاده  و دوباره نوشته ام را با صدای واضح تکرار میکنم ، سپس قدری بادقت به آن خیره میشوم ، مثل تصاویر جادویی رنگ به رنگ میشود و از وضوح به ناواضحی و بالعکس تغییر وضعیت میدهد ، چشمم را که میبندم واضح تر میبینم و  باز که میکنم نامت محو میشود ، در نابینایی می بینمت و در بینایی نمی بینمت. همیشه بامن این بازی را تکرار کرده ای و من همیشه از روی هوس به نابینایی رضایت داده و از توهم دیدنت لذت برده ام . تو آنچه که من میدیدم نبودی و راز این بازی را به من نگفتی تا که عمرم گذشت.

سوالی که باید از همان ابتدا از تو میپرسیدم الان به ذهنم میرسد و می پرسم ،  ولی جوابی اساسی برای آن نمی یابم. حالا پس از این همه سال ، وقتی میشنوم کسی صدا میزند : اکبر جوادزاده  شک میکنم که باید بگویم : بله یا اهمیتی ندهم. دوست دارم اهمیتی ندهم اما دیگر دیر شده است و همه مرا به همین اسم میخوانند و میشناسند. و من فرصت زیادی ندارم . حال به من بگو ای آقای محترم ! چرا قبل از اینکه فرصت کنم تو را بشناسم مرا در آغوش کشیدی؟ تو باید منصفانه تر از این بازی میکردی ،  یا باید همانطور که فکز میکردم و میشناختمت بودی یا آنطور که بودی خود را به من میشناسانیدی .  یکی از این هر دو مرا کافی بود عالیجناب ! 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:


تاريخ : ۱۳٩٤/٥/۱۱ | ٥:٤۳ ‎ق.ظ | نویسنده : جوادزاده | نظرات ()
.: a good site پارس قرآن :.