جوادزاده
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ جوادزاده
آرشیو وبلاگ
      راستگویی - دانایی - نظم (یادداشتهای روزانه)
نیت روزه ماه مبارک رمضان نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/۳/٢٩

برخی گمان میکنند که برای روزه گرفتن باید نیت خود را برزبان جاری کنند. در حالی که نیت روزه ، یعنی اینکه انسان تصمیم داشته باشد برای انجام دادن فرمان خداوند از اذان صبح تا اذان مغرب کاری که روزه را باطل میکند انجام ندهد.  بنابراین لازم نیست که این نیت را از قلب خود بگذراند و یا بر زبان جاری کند.


اولین روز ماه رمضان بر شما مبارک باد

 


  نظرات ()
هشدار به دولت محترم نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/۳/٢٧

نگاهی به مغازه های خالی از مشتری و مغازه داران عبوس و پکر و به تعداد دکانهای تعطیل شده کافیست که باور کنیم که قدرت خرید مردم کم شده است.  بدون مقدمه عرض میکنم، قابل توجه رئیس جمهور  و وزرای محترم باشد که در ماههای اخیر قدرت خرید مردم بسیار تنزل پیدا کرده و به نقطه ی هشدار رسیده است بنابراین لازم به نظر میرسد که دولتمردان از داخل جداول آمارهای خودساخته و خوشبینانه ی خود بیرون آمده و با واقعیت اجتماع روبرو شوند تا درک بهتری از عملکرد خود به دست بیاورند.

 


دولت محترم در این ارتباط به چند نکته ی مهم باید توجه کند:

1- سیاستهای اقتصادی اخیر دولت در گران کردن ناگهانی قیمت نان و بنزین ، باعث افزایش قیمت کالاها و خدمات در سطح کلان جامعه شده است. این گرانیهای عمدی بقدری ناگهانی بود که گاهی به نظر می آید که برای تخفیف واکنشهای مردمی ، مخفیانه صورت گرفته است.

2- علاوه بر نفس گرانی ، عامل دیگر ، میزان افزایش قیمتها توسط دولت می باشد که این میزان از 100 درصد تا 300 درصد بوده است . و براحتی میتوان به این افزایش قیمتها ، صفت " افسار گسیخته "  اتلاق کرد.  این افسار گسیختگی که در رفتار دولت بروز کرده است به سایر بخشهای جامعه نیز سرایت کرده و به نابسامانی ویژه ای منجر شده است که هنوز همه ی ابعاد آن  ظاهر نشده است.

3- عامل بعدی در ایجاد این بحران در جامعه شیوه ی نامناسب برخورد دولت با مردم است زیرا مردم این را دریافته اند که دولت محترم در افزایش قیمتها کوچکترین توجهی به نظر مردم و سطح درآمدی آنها و مشکلاتی که مردم با آن مواجه میشوند ندارد. 

مورد سوم بیش از همه آرامش روانی جامعه را مورد تهدید قرار میدهد که البته به علت اینکه این انتقاد از سوی عاملان گرانی یعنی دولتمردان پذیرفته نمیشود بنابراین انتظار میرود تلاشی هم برای رفع این نقیصه رفتاری صورت نخواهد پذیرفت. یعنی دولتمردان در اثر روحیه ی خود برتر بینی که دارند اصلا قبول نمیکنند که رفتار آنها در شیوه ی افزایش قیمتها ، جامعه را مورد تحقیر قرار داده است. آنها به میزان در آمدی خود نگاه میکنند و افزایش قیمتها را ناچیز می بینند و در خور توجه تلقی نمیکنند و بنابراین رفتار خود را عاری از هرگونه بی توجهی و تحقیر می بینند. در صورتی که مردمی که در اثر گرانی در فشار اقتصادی قرار میگیرند به حق چنین احساس میکنند که شخصیت آنها از سوی دولت نادیده انگاشته شده است. مردم چنین فکر میکنند که تحدید معیشت آنها در نظر دولتمردان چیزی بی اهمیت است.

 

دولت مردان محترم به حقوق 5 میلیونی خود نظر نکنند تا گرانیهای اخیر که دستپخت خودشان است در نظرشان کوچک جلوه کند بلکه به حقوق 800 هزار تومانی و گاهی کمتر هم نظر کنند تا اندازه واقعی گرانیها دستشان بیاید. 

اگر دولتمردان بخواهند تاثیر واقعی گرانیها را بدانند لطف کنند و به عنوان نمونه به این خبر توجه کنند که مغازه ای که معمولا روزانه 100 نفر ورود و خروج دارد در هفته ی اخیر فقط 3 نفر مراجعه کننده (نه خریدار)به خود می بیند. این به معنی آن است که قدرت خرید مردم در حالت نزدیک به کما قرار دارد و نیازمند توجه ویژه ای است. البته این وضعیت نتیجه ی طرز تفکر دولت است نه نتیجه ی کم بنیه بودن اقتصاد کشور. زیرا در همان سالهایی که برخی ها از قراردادهای نفتی پورسانتهای 14 میلیارد تومانی میگرفتند نیز عموم مردم از قدرت خرید بسیار پایینی برخوردار بودند و درآمد حقوق بگیران زیر 30 هزار تومان بود.

 

در حال حاضر که هزینه روزانه یک خانوار متوسط براساس برآورد شخصی من  90 هزار تومان در روز است پس خانواده هایی که درآمدشان زیر 30 هزار تومان در روز است چه برنامه ای باید برای خود تدارک ببینند که در برابر فشار هزینه های زندگی از بین نروند. آنها که در آمدشان یک سوم مبلغ مورد نیازشان است از کدام نیازهای ضروریشان باید بزنند و به کدام زخمشان مرحم بگذارند؟  از نیازهای مسکن و غذا و آموزش و تفریح کدامیک را در اولویت قرار دهند؟ روشن است که سخن گفتن از نیاز به تفریح برای قشر متوسط به طنز شباهت دارد اما از سه مورد دیگر یعنی مسکن - غذا - آموزش فقط میتوانند به یک سوم آنها یعنی فقط به یکی از آنها جواب مناسب بدهند که این هم سه حالت دارد:

1- به نیاز مسکن خود جواب مناسب بدهند و غذا و آموزش را بیخیال شوند.

2-  نیاز غذای خود را برآورده کنند و از خیر مسکن و آموزش بگذرند.

3- نیاز آموزش خود را با شکم خالی و کنار جوی خیابان برطرف نمایند.

.در هر حال اگرچه بی اهمیت فرض کردن نظر مردم از سوی دولتمردان مسبوق به سابقه است و چیز تازه ای نیست اما به این نکته هم باید توجه کرد که زمانه عوض شده است و وضعیت ارتباطات مردم با یکدیگر با 25 سال پیش فرق بسیار زیادی کرده است و لازم است که در تکرار سیاستهای قدیمی جانب احتیاط و تعقل را هم نگه داریم. 

در آخر از دولتمردان محترم تقاضا میکنم که فکر نکنید که همه مردم مثل شما از درآمد 5 میلیونی و 10 میلیونی برخوردارند. پس فقط به فکر خودتان نباشید و به فکر مردم هم باشید. با عملکردی که از شما میبینیم وضع شما از سه حالت خارج نیست:

1- اگر فکر میکنید که در آمد مردم هم مثل شما حداقل 5 میلیون تومان است و بنابراین همانطور که تاثیر گرانی برای شما هیچ است برای آنها هم هیچ است در این صورت شما از وضع مرد بی خبرید.

2- اگر فکر میکنید که درآمد مردم از شما که 5 میلیون حقوق میگیرید بیشتر است و بنابراین همانطور که تاثیر گرانی برای شما هیج است برای آنها هم هیچ تر است پس شما از وضع خودتان هم بی خبرید.

3- اگر فکر میکنید که در آمد مردم از شما خیلی کم است و برخلاف شما تاثیر گرانی برای آنها خیلی زیاد است ولی در عین حال فکر میکنید که شما با آنها فرق میکنیدو در هر حال آنها باید گرانی را تحمل کنند و حتما هم میکنند و هیچ اهمیتی هم ندارد پس شما از خدا بی خبرید.

 

پس سعی کنید از این سه گروه خارج شوید زیرا اگر اینگونه پیش بروید در پایان دولت خود مردمی فقیرتر و دولتمردانی ثروتمندتر از آنچه که تحویل گرفتید خواهید داشت. دولت خود را به دولت فقیر پرور مشهور نکنید و به معیشت مردم اهمیت بدهید و فکر نکنید که سختی کشیدن قشر ضعیف حق آنها و رفاه طلبی دولتمردان هم حق آنهاست. 

 

از خدا بی خبر نباشید. به خدا فکر و به مردم خدمت کنید. خود را بالاتر از مردم نیانگارید که بر سر فرعون و قارون و شداد و نمرود  همان آمد که آمد و بدانید که شما به اندازه انگشت آنها هم قدرت و ثروت ندارید و نخواهید داشت.

 

 

  نظرات ()
دنیا نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/۳/۱٩

سئل گلیب آخار گئدر

هریانی ییخار گئدر

دنیابیر پنجره دیر

هر گلن باخار گئدر


  نظرات ()
پیامهای بازرگانی رادیو مرگ نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/۳/۱٦

او را فقط میشود به رادیو مرگ تشبیه کرد رادیویی که برنامه های آن از صبح تا شب فقط راجع به نومیدی و مرگ سخن پراکنی میکنند. مجری این رادیو کسی است که بیماری جسمی منحصر بفرد و لاعلاجش که قابل افشا هم نیست او را به انزوا و یاس و نومیدی مبتلا کرده و این بیماری ناگو ، روان او را در چنگال پریشانی وسیعی دچار ساخته و بدینسان زخمی عمیق را به روحش وارد کرده است چنانکه دیگر قادر نیست به چیزی جز مرگ و نیستی بیاندیشد.  بهترین جملات او چیزی جز تبلیغاتی برای مرگ نیستند. در واژگان صادق هدایت فقط یک کلمه یافت میشود که در نظر او باارزش است و آن هم کلمه ی "مرگ" است آن هم مرگی که برابر با فنا و پوچی و نیستی است.

 

 صادق هدایت نویسنده ای است که با خود کشی به زندگی خود پایان داده و داستانهایش پر از نومیدی و نفرین و ناسزا به زندگی و انسانهاست. اگر کسی داستانهای او را نخوانده باشد میتواند با خواندن جملات برگزیده ی او پیام همه ی داستانهای هدایت را یکجا دریافت نماید. متاسفانه در کمال ناباوری کسانی هم پیدا میشوند که  سعی میکنند از هدایت یک نویسنده ی بزرگ بسازند. این افراد از کسی تعریف و تمجید میکنند که در اثر ضعف قدرت روحی خود حتی نتوانسته است به مشکلات شخصی خودش غلبه نماید و دست به خود کشی زده است.

 

البته قدرت قلم نویسنده در انتقال حس نومیدی و بن بست در زندگی به خواننده قابل تحسین است. او بخوبی توانسته است که دردی را که از زندگی کشیده است به دیگران منتقل نماید. البته دردی که او کشیده است درد مقدسی نیست که با درد نویسندگان بزرگ همجنس باشد بلکه یک درد جسمی و روانی کاملا شخصی بوده است. دردی که شخصی مثل ویکتور هوگو از نابسامانی های اجتماعی خود کشیده و با قدرت با آن مقابله کرده  و آن را دست مایه ی داستانهای خود کرده است با درد بیماری جسمی و روحی که صادق هدایت کشیده و نتوانسته است در برابر آن مقاومت نماید کاملا متفاوت است و جنس این دردها با هم متضاد است.

مردی که با دردهای اجتماعی مبارزه میکند و شجاعت به خرج میدهد و مردی که توان مبارزه با بیماری جسمی اش را ندارد و آن را به یک بیماری روانی برای خود تبدیل میکند و عاقبت در برابرش تسلیم میشود بسیار متفاوت است.

البته آن هم دست نوشته ی تاثیر گذاری از خودش باقی میگذارد ، این هم دست نوشته ی تاثیر گذاری از خودش باقی میگذارد ولی این تاثیر کجا و آن تاثیر کجا؟

مثلاً- در زمینه مشکل شخصی و درونی خود ، در نامه ۷ ژانویه ۱۹۴۶ به دوستش آقای حسن شهید نورایی می نویسد:

فقط جای خوشوقتی است که با حال سگم آشنا هستید و می دانید که نوشتن کاغذ برایم بلای عظیمی شده.

زندگی به همان حماقت سابق ادامه دارد. نه امیدی است و نه آرزویی و نه آینده و گذشته ای. بدن را به کثیف ترین طرزی می چرانیم و شب ها به وسیله دود و دم و الکل به خاکش می سپریم و با نهایت تعجب می بینیم که باز فردا سراز قبر بیرون می آوریم.

و در نامه مهِ ۱۹۴۷ خود به جمال زاده:

و دیگر این که زیاد خسته و به همه چیز بی علاقه هستم. فقط روزها را می گذرانم و هرشب بعد از صَرفِ اشربه مفصّل خود را به خاک می سپارم و یک اَخ و تف هم روی قبرم می اندازم. اماّ معجز دیگرم این است که صبح باز بلند می شوم و راه می افتم.

در جواب یکی از دوستانش که کارت پستال زن زیبایی را از پاریس برایش فرستاده بود  نوشته بود:

به درد من نمی خورد، چون که غوره نشده ، تیرگی زندگانی و بدی دوران مرا مویز کرده. اگر خواستید کارت بفرستید تاریک، غمناک و یا مهیب باشد بیشتر دوست خواهم داشت.

 

.صادق هدایت نویسنده ی ماهری بوده است که زندگی خود را در سایه سرنوشت تباه خود از دست داده و سراسر عمرش را در چنگال بیماریهایش اسیر بوده و به همین علت بخوبی توانسته است داستان شوم زندگی پر از نفرتش را روایت کند. در واقع هر نویسنده ای توسط آثارش افکارش را و دنیایش را به دیگران سرایت میدهد و چیزی که در باره صادق هدایت میتوان گفت این است که او خوب توانسته است بیماریهایش را به دیگران سرایت دهد. این قدرت او را میرساند.

اینها جملات برگزیده ی او هستند. جملاتی که به پیامهای بازرگانی رادیو مرگ شبیه است:

 

مرگ، مادر مهربانی است که بچه ی خود را پس از یک روز طوفانی در آغوش کشیده، نوازش میکند و می خواباند. صادق هدایت

 

تنها مرگ است که دروغ نمی گوید.صادق هدایت

 

عشق چیست؟ برای همه رجاله ها یک هرزگی  یک ولنگاری موقتی است . عشق رجاله ها را باید در تصنیفهای هرزه و فحشا و اصطلاحات رکیک که در عالم مستی و هشیاری تکرار میکنند پیدا کرد .صادق هدایت

 در زندگی زخم هایی هست که مثل خوره روح آدم را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد. این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد چون عموما عادت دارند این درددهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر و عجیب بشمرند  و اگر کسی بگوید یا بنویسد مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخرامیز تلقی بکنند .صادق هدایت

 

 فقط با سایه ی خودم خوب میتوانم حرف بزنم ، اوست که مرا وادار به حرف زدن می کند ، فقط او میتواند مرا بشناسد ، او حتماً می فهمد ... می خواهم عصاره ، نه ، شراب تلخ زندگی خودم را چکه چکه در گلوی خشک سایه ام چکانیده به او بگویم: " ایــن زنـــــدگــــی ِ مـن اســت ! " صادق هدایت

 

 مرگ، همه هستی ها را به یک چشم نگریسته و سرنوشت آنها را یکسان میکند نه توانگر می شناسد و نه گدا. صادق هدایت

 مرگ بهترین پناه دردها و غمها و رنج ها و بیدادگری های زندگانی است. صادق هدایت

انسان چهره مرگ را ترسناک کرده و از آن گریزان است. صادق هدایت

 ما بچه مرگ هستیم و مرگ است که ما را از فریب های زندگانی نجات می دهد. صادق هدایت

 اگر مرگ نبود فریادهای نا امیدی به آسمان بلند می شد، به طبیعت نفرین می فرستاد.صادق هدایت

صادق هدایت فقط یک آرزو برای انسان دارد و آنهم مرگ و تباهی است

  نظرات ()
بازهم درباره صادق هدایت نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/۳/۱۳

بهانه ی این پست ، کامنت یکی از خوانندگان گرامی به مطلب نگاهی منصفانه به صادق هدایت در این وبلاگ است که از برخوردهای تند دانشجوها (بقول ایشان ، جوجه دانشجوها) با صادق هدایت گلایه دارد. 

صادق هدایت

به نظر بنده نباید به هیچکس از جمله صادق هدایت فحش داد. حتی اگر آن هیچکس ، مثل صادق هدایت به شما فحش بدهد و به عقایدتان  توهین نماید. البته صادق خان با انتخاب نوع سخن و کلمات خود قصد دارد بفهماند که افراد جامعه از جمله خودش موجوداتی  بی ارزش و بی شخصیت هستند و ارزش هیچگونه احترام و  توجهی را ندارند. بنابراین از دوستانی که به او علاقه دارند انتظار میرود که از ناسزاهایی که به نویسنده گفته میشود دل آزرده نشوند زیرا نویسنده خود نیز در برخورد با اجتماع همین روش ناسزاگویی و حتک حرمت را برگزیده است. پس اگر شما فحش دهندگان را افرادی بی شخصیت تلقی نمایید به طریق اولی خود نویسنده را هم به همان صفت متهم کرده اید.

 

 

اساسا شخصیت صادق هدایت به گونه ای بود که به جامعه ی خود کوچکترین احترامی قائل نبود و برهمین اساس توقع هیج احترامی هم از جامعه نداشت . در واقع او خود را از اینکه روزی مورد احترام جامعه قرار گیرد مایوس کرده بود و به کلی این امید را در خود بطور داوطلبانه کشته بود. بقول خودش او زندگی را از دست داده بود و گذاشته بود از دستش برود.

باز هم به نظر من نباید به صادق هدایت فحش داد که کاری عبث و بیهوده است زیرا او با آثارش آنچنان چیزی برای خودش کسب نکرده است که با فحش بتوان از او سلب کرد. برعکس ، فحش ابزار کار و جزئی از شخصیت اوست. او که در آثارش خود ، مادر ، پدر ، زن و افراد جامعه را با الفاظی مثل رجاله و لکاته و خنزر پنزر و . . . خطاب میکند طبیعی است که از فحش شنیدن ناراحت نمیشود. او با زبان فحش با دیگران صحبت میکند و طبیعتا انتظار ناسزا شنیدن را هم دارد. بنابراین طرفداران هدایت نباید زیاد خود را از این بابت آزار دهند. 

البته نکته ی دیگری هم وجود دارد و آن اینست که کسانیکه از شنیدن اهانت به این نویسنده ناراحت میشوند باید بدانند که از لحاظ شخصیتی با نویسنده در تضاد هستند و از لحاظ فکری با او در جهت مخالف قرار دارند. این عزیزان فقط جذب قدرت قلم هدایت و شیفته ی روش  داستان گویی او شده اند ولی از جنبه ی جهان بینی و شخصیتی با او در تضاد هستند.

دوستداران این نویسنده اگرمایل باشند میتوانند خیلی راحت خود را بیازمایند که تا چه میزان با او همفکر هستند. برای اینکه به این واقعیت پی ببرید که تا چه اندازه با صادق هدایت میتوانید همفکر باشید  سعی کنید عزیزان خود را بجای شخصیتهای داستانهای صادق هدایت قرار دهید و ببینید که آیا میتوانید آنها را با همان القابی که هدایت از آنها استفاده میکند مورد خطاب قرار دهید؟ آیا میتوانید پدر یا مادر یا زن خود را با عناوینی مثل رجاله ، لکاته و . . . صدا بزنید. اگر نمیتوانید پس بیخودی خود را آزار ندهید زیرا شما هیچ قرابت فکری و شخصیتی با هدایت نمیتوانید داشته باشید و فقط از روی غلبه ی احساسات رمانتیک به او علاقه نشان میدهید. 

یک آزمون راحت تر این است که اصلا اگر در زندگی شما یک نفر هم وجود داشته باشد که برای شما عزیز باشد پس دیگر شما نمیتوانید به صادق هدایت به دیده احترام نگاه کنید زیرا عزیر شمردن دیگران در نظر نویسنده کاری احمقانه است و در این دنیای بزرگ کسی وجود ندارد که ارزش دوست داشتن را داشته باشد. به همین خاطر هم هست که در داستانهای او حتی یک نفر هم وجود ندارد که لایق احترام و دوست داشتن باشد. 

دوست دار واقعی صادق هدایت کسی است که از فحش دادن و فحش شنیدن لذت ببرد و هیچ کس را در دنیا دوست نداشته باشد حتی خود صادق هدایت را.  اگر غیر از این هستید بدانید علاقه ای که به این نویسنده در شما هست از پشتوانه شعور و شناخت کافی برخوردار نیست.

سخن دیگر :

صادق هدایت در زندگی دردهایی سنگین و زخمهایی عمیق داشت که تحملش برای هرکسی ممکن نیست و برای خود نویسنده هم امکان پذیر نشد و همین غول دردها بود که روحش را در کمال بی رحمی به گوشه ی انزوا کشیده و در حال خوردن بود. دردهایی ناگفته در جسمش و زخمهایی نا نوشته در روحش لذت زندگی کردن را از او گرفته بود. 

از همه لذتهای زندگی فقط لذت نوشتن برایش قابل درک  بود که بخوبی از آن استفاده میکرد و  بدین سان تحمل سایر بخشهای زندگی را برای خود کم دردتر میکرد. غرض او از نوشتن گمراه کردن یا هدایت دیگران نبود و اصلا چنین مفاهیمی برای او پوچ و احمقانه بود و بعید نیست که مفهوم هدایت یا گمراهی در ذهن او شاید یکبار هم عبور نکرده باشد. او مینوشت تا به گمان خود کمی از دردش را بیرون ریخته باشد. شاید بهتر این باشد که بگوییم نوشتن ، یک رفلکس بی اراده ی روح و جسم او بود که نویسنده ، مثل یک تهوع ،  قدرت کنترل آن را نداشت و اگر جلوی آن را میگرفت به قیمت خفگی و مرگش تمام میشد. 

از ادبیات قوی و در عین حال زشت او نباید بی طاقتی کرد زیرا رنجهای زندگی او امانش را بریده بود و نوشته های او سخنانی هستند که  از شدت درد ، بی اراده به ظهور رسیده اند و از کسی که زیر تیغ ناجوانمرد زندگی درد آلودش بی اراده فریاد میزند نباید انتظار شنیدن سخنان حکیمانه و محترمانه داشت. 

او دردمندانه مینوشت و هیچ امیدی به خواندن یا نخواندن دیگران نداشت و اهمیتی هم نمیداد که حرفهایش خوانده شوند و نیازی هم نمیدید که آثارش خوانده شوند. تنها نیازی که او از خوانده شدن آثارش احساس میکرد تسکین دردهای خود و ارضای هر چند اندک آمال سرکوب شده ی خود بود و برای تامین نیازهای خواننده هیج فکری در سر نداشت. آیا او حق نداشت فقط به دردهای خود بیاندیشد؟ اصلا آیا او میتوانست از کمند زخمهای عمیق زندگی خود برهد و به نیازهای دنیای دیگران سرک بکشد و بخواهد برای آن اقدامی بکند؟ 

صادق هدایت را بعنوان کسی که قلمی قوی و دردی قویتر داشت و میتوانست محرومیتها و دردهای شخصی خود را به صورت تاثیر گذار روایت نماید قبول نمایید و سعی نکنید او را در قالبی فراتر از آن قرار دهید که برای آن ساخته نشده است. بهتر است او را همانگونه که خود معرفی مینماید قبول نماییم نه آنگونه که خودمان دوست داریم. 

  نظرات ()
افزایش جسارت و اعتماد به نفس دولت تدبیر و امید نویسنده: جوادزاده - ۱۳٩٤/۳/٤

دولت محترم در یکسال اخیر پس از انجام روشهای نوین آزمایشگاهی در اتخاذ سیاستهای تعدیل اقتصادی ، به جسارتی مثال زدنی دست یافته است که قدرت عمل او را در اجرای گرانی های متنوع بالا برده است. 

شیوه ی افزایش ناگهانی قیمت بنزین نشان داد که دولت محترم با اتخاذ سیاستهایی شبیه دوران سازندگی میتواند بدون نگرانی از عکس العملهای مردمی سیاستهای خود را جامه ی عمل بپوشاند. 

همچنین با در نظر گرفتن تجربه دولت که توانست در چند ماه گذشته قیمت نان را بصورت سرسام آور و بدون هراس از واکنشهای اجتماعی در سه مرحله پیاپی و چسبیده بهم تا سه برابر افزایش دهد بنابراین پیش پیش بینی میشود که افزایش قیمت بنزین به همین جا ختم نخواهد شد و دولت با حفظ روحیه برتربینی خود مجددا در فاصله کوتاهی این کار را تکرار خواهد کرد و بار دیگر اقدام به گران کردن بنزین خواهد نمود. البته در ماجرای گران کردن نان، دولت توانست با برانگیختن حس دلسوزی مردم نسبت به نانوایان ، مخالفتهای اجتماعی را در نطفه خفه کند ولی این بار با چه بهانه ای گرانیهای خود را توجیه خواهد کرد؟ 

شیوه اجرای گرانیهای دولتی که با اعتماد به نفس زیاد از سوی دولت انجام میشود نشان میدهد که دولت محترم تدبیر و امید از جسارت قابل توجهی در برابر اجتماع برخوردار شده است بطوریکه در تصمیم گیری های خود اصلا نگران واکنشها و مخالفتها و نارضایتی های اجتماعی نیست و این عوامل کوچکترین تاثیری در اتخاذ تصمیمات دولتی ندارد. بنابراین میتوان انتظار داشت که  دولت اقتدارگرای آقای روحانی زندگی اقتصادی سختی را برای مردم نوید بدهد.

البته دولت سعی میکند که تا پایان چهار ساله اول ریاست خود ، خصلت دیکتاتوری خود را کنترل کرده و از  غلظت اقتدار گرایی خود بکاهد و از جلوه گری رفتارهای خودمحور جلوگیری نماید تا راه خود را برای تجدید ریاست هموار نماید اما دور دوم ریاست آقای روحانی روی دیگر سکه خواهد بود. در دور دوم که طمع ریاست بعدی  در بین نبوده و دیگر به رای ملت و جلب رضایت آنها نیازی نخواهد بود همه خواهند دید که دولت واقعی تدبیر و امید چه دولتی است.  اکنون که طمع به رای مجدد و رضایت مردم وجود دارد اینگونه با بی توجهی توهین آمیز با مردم برخورد میشود پس معلوم میشود که در دور دوم چه برخوردی با مردم خواهد شد. 

  نظرات ()
مطالب اخیر معامله زیانبار سلام بر تو یا امام رضا روش مباحثه شعر شورانگیز : درد فراق شگفتیهای نهج البلاغه این آیه را بخوانید از خواب غفلت بیدار شوید قطع نخاع روحی برمیگردد حدیث نفس زندگی در میان بوته زارهای تردید
کلمات کلیدی وبلاگ حکمت (۱٥۸) آمریکا (۱٢٢) پهلوی (٧٤) رفسنجانی (٥۸) امام حسین (٥٧) شعر (٥٢) عاشورا (٤٦) حدیث (٤۱) روحانی (۳٥) امام علی (۳٢) دعا (٢۸) امام خامنه ای (٢۸) حضرت محمد (٢٤) قرآن (٢۳) حکایت (٢۳) مصدق (٢٢) احمدی نژاد (٢٢) انتخابات ریاست جمهوری (٢٠) غرب (۱۸) ashura (۱٧) حجاب (۱٧) خاتمی (۱٦) نماز (۱٥) خدا (۱٥) علم (۱٤) اسرائیل (۱۳) محرم (۱۳) امام خمینی (۱۳) اسلام (۱٢) صادق هدایت (۱٢) امام صادق (۱۱) شهریار (۱٠) میرحسین موسوی (۱٠) اصلاح طلبان (۱٠) رضاشاه (٩) زیارت عاشورا (٩) جغرافیا (٩) رمضان (٩) انسان (٩) شاه (٩) امام رضا (۸) فساد (۸) فتنه (۸) امام جواد (٧) نجوم (٧) جنگ (٧) شهید (٧) عشق (٧) سبک زندگی (٧) امام زمان (٧) جمهوری اسلامی (٧) حضرت زهرا (٦) مصائب (٦) یارانه ها (٦) حقوق بشر (٦) انقلاب (٦) سیاست (٦) ایران (٦) اعمال (٦) ترک (٦) روزه (٥) یهود (٥) آذربایجان (٥) حج (٥) کربلا (٥) فلسطین (٥) خامنه ای (٥) دروغ (٥) آزادی (٥) هنر (٥) محرم و صفر (٥) جمعیت (٥) بوز قورد (٥) زلزله تبریز (٥) ویروس فرهنگی (٤) گرگ خاکستری (٤) بوزقورد (٤) آل سعود (٤) عید غدیر (٤) عیدفطر (٤) ازدواج (٤) ماهواره (٤) ایمان (٤) انتخابات مجلس (٤) مادر (٤) نوحه (٤) تبریز (٤) عید نوروز (٤) قدس (٤) روحانیت (۳) امام حسن (۳) انگلیس (۳) غزه (۳) سال نو (۳) شیطان (۳) فناوری (۳) اینترنت (۳) تکنولوژی (۳) خانه (۳) گل (۳) تورم (۳) عدالت (۳) دموکراسی (۳) خنده (۳) زندگی (۳) هاشمی (۳) زن (۳) کامپیوتر (۳) راستگویی (۳) اقوام ایرانی (۳) امام هادی (۳) عنایت خدا (۳) قوم پارس (۳) فساد در سینما (٢) ملی-مذهبی (٢) 10 میلیارد تومان (٢) مذاکرات هسته ای (٢) عالمان بی عمل (٢) نا امیدی از خدا (٢) 9 دی (٢) جنبش سبز (٢) اجابت دعا (٢) حقوق انسان (٢) قرآن سوزی (٢) تساوی زن ومرد (٢) جلیلی (٢) فضولی (٢) تست شخصیت (٢) جنبش عدم تعهد (٢) سنائی (٢) عمل (٢) 5+1 (٢) علامه جعفری (٢) خشونت علیه زنان (٢) وام بانکی (٢) لیبرال (٢) دریاچه اورمیه (٢) کشمیر (٢) فیلم (٢) گرانی (٢) اندیشه (٢) سینما (٢) انتظار (٢) دنیا (٢) دانش (٢) فلسفه (٢) دل (٢) آرزو (٢) تمدن (٢) شریعتی (٢) بهشت (٢) زبان (٢) تروریست (٢) کوروش (٢) نیایش (٢) شیعه (٢) منافق (٢) خمینی (٢) عرفه (٢) زمان (٢) مناجات (٢) عباس (٢) عقل (٢) دزد (٢) معجـزه (٢) بهمن (٢) عید (٢) کودک (٢) زینب (٢) تربیت (٢) پیامبران (٢) توبه (٢) شیر (٢) انفاق (٢) زمین (٢) قضاوت (٢) فیلترینگ (٢) تحریم (٢) 29 بهمن (٢) سوریه (٢) عبادت (٢) پدر و مادر (٢) سوال (٢) امام سجاد (٢) مطهری (٢) صلوات (٢) نذر (٢) صهیونیسم (٢) شب قدر (٢) هندوانه (٢) شعبان (٢) یاحسین (٢) ریا (٢) علوم تجربی (٢) هکر (۱) تخیل (۱) چمران (۱) سلیمانی (۱) بایاتی (۱) جبر (۱) تخصص (۱) استغفار (۱) بسیجی (۱) کهکشان (۱) قاضی (۱) جامعه اطلاعاتی (۱) نسبیت (۱) حیا (۱) سید احمد خمینی (۱) بیمارستان (۱) کلاهبرداری (۱) مشایی (۱) اصلاح طلبی (۱) کعبه دل (۱) انشتین (۱) گوش (۱) خرافه (۱) انبیا (۱) عزا (۱) ادیسون (۱) حجامت (۱) سرمایه داری (۱) اصول گرایی (۱) ذکر (۱) شبهات (۱) تعهد (۱) شاید وقتی دیگر (۱) شمس تبریزی (۱) برکت (۱) عبدالله نوری (۱) سلامتی (۱) میهن (۱) اختیار (۱) پیام نوروزی (۱) تناقض (۱) جوانی (۱) اهل سنت (۱) جوان (۱) الهی (۱) شناخت (۱) نظم (۱) ویکتورهوگو (۱) فریب (۱) بودا (۱) تکلیف (۱) تفکر (۱) خشک و تر (۱) سانسور (۱) زیبایی (۱) انیشتین (۱) نوشتن (۱) خیانت (۱) امتحان (۱) راه (۱) جهان (۱) غم (۱) مذاکره (۱) مسلمان (۱) ظهور (۱) حزب (۱) اربعین (۱) طبیعت (۱) روشنفکری (۱) دانستن (۱) امامت (۱) توسل (۱) سجده (۱) گناه (۱) احزاب (۱) اوباما (۱) غرور (۱) ابر (۱) گفتار (۱) مغز (۱) والدین (۱) تسلیت (۱) شرق (۱) ماسک (۱) تفسیر (۱) بحرین (۱) شجاعت (۱) پروین اعتصامی (۱) بدبختی (۱) دمکراسی (۱) وحی (۱) حماقت (۱) اوستا (۱) انجمن حجتیه (۱) الله اکبر (۱) بهداشت (۱) وحدت (۱) سحر (۱) روسیه (۱) روح (۱) دوزخ (۱) نیما (۱) چشم (۱) شجریان (۱) آقا (۱) آسمان (۱) قبر (۱) اصلاحات (۱) علی (۱) روزی (۱) لذت (۱) شعار (۱) لطیفه (۱) ترافیک (۱) مهاجرت (۱) مجازات (۱) قم (۱) پزشک (۱) زرتشت (۱) داستانک (۱) عطار (۱) المپیک (۱) عمر (۱) پیام کوتاه (۱) ابلیس (۱) کافر (۱) قانون (۱) طلا (۱) باران (۱) مجلس (۱) توکل (۱) نگاه (۱) فوتبال (۱) قیامت (۱) قبله (۱) رنگ (۱) بازی رایانه ای (۱) جوک (۱) دین (۱) نوکیا (۱) صبر (۱) مسابقه (۱) سیاسی (۱) شادی (۱) قلب (۱) سکوت (۱) ترس (۱) نفرت (۱) طنز (۱) تولد (۱) وبلاگ (۱) موبایل (۱) ورزش (۱) یوم الله (۱) حلزون (۱) هاوایی (۱) گردن بند (۱) راه قدس (۱) یتیم نوازی (۱) جهانی سازی (۱) نبوغ (۱) برنارد شاو (۱) حقارت (۱) شیخ (۱) فتح (۱) جزیره برمودا (۱) 14 معصوم (۱) حضرت ابوالفضل (۱) اصول دین (۱) حضرت نوح (۱) جبر و اختیار (۱) فرومایه (۱) امام موسی کاظم (۱) مختارنامه (۱) حضرت ابراهیم (۱) غضب (۱) حق الناس (۱) طرح ولایت (۱) امداد غیبی (۱) حکومت دینی (۱) فاتحه (۱) بینایی (۱) روز جهانی قرآن (۱) چادر (۱) جوک ترکی (۱) اطلاعات عمومی (۱) انرژی هسته ای (۱) نیمه شعبان (۱) حزب الله (۱) امام محمد باقر (۱) رجب (۱) مبارزه با نفس (۱) قبرستان (۱) حضرت یحیی (۱) امام کاظم (۱) دانایی (۱) فرمانده (۱) حاج همت (۱) تجارت الکترونیک (۱) فیس بوک (۱) اسم اعظم (۱) بهشت احمقها (۱) ساده لوحی (۱) آفتاب پرست (۱) فتح ایران (۱) مدیرکل (۱) علم غیب (۱) خواستن توانستن (۱) تقلید سیاسی (۱) فراماسون (۱) sms تبریز (۱) اس ام اس تبریز (۱) بیداری اسلامی (۱) نداآقاسلطانی (۱) چهارده معصوم (۱) میکروسکوپ افکار (۱) سود بانکی (۱) ضداسلام (۱) خواب و بیدار (۱) تعویذ (۱) توحش (۱) حرز (۱) راهزن (۱) نقض غرض (۱) کفش کتانی (۱) زمزمه های تنهایی (۱) سال پول (۱) بانوی شعر ایران (۱) استاد عالی نسب (۱) نشانه برای فردا (۱) توافق نامه ژنو (۱) شهبد (۱) حضرت زکریا (۱) وضوی صفر و یکها (۱) لاحول (۱) جهنمہ (۱) جام دیجیتال (۱) خوض در باطل (۱) آدمخواری (۱) خسرو زارع فرید (۱) کارتهای بانکی (۱) شرکت انیاک (۱) شبکه شتاب (۱) تنگه برینگ (۱) سیلی ایام (۱) شعار سال (۱) امام نقی (۱) سوره کوثر (۱)
دوستان من برهان سایت زیبای قرآن شیعه 24 ندیم ܔگروه سایبرے مهندس میرزابیگیܔ داهول حرفهایی از جنس ناچاری نقد مدرنیته اسکالپل حکایتهای آموزنده صدای مجری مشاوره کسب و کار مدیرمالی یادداشتهای بیداری ثامن تـــــم مرجع قالب و ابزار مقتدر مظلوم | Mazloum.Ir حامیان ولایت سیّد علی نماز ورزش ایرانی پرتال زیگور طراح قالب